English Version
This Site Is Available In English

دانایی مساوی است با آموزش تجربه تفکر

دانایی مساوی است با آموزش تجربه تفکر

جلسه اول از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دلیجان به استادی راهنما همسفر زینب، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر راضیه با دستور جلسه « دانایی، دانایی موثر،سواد» روز چهارشنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان جلسه، سرکار خانم سمیه، ایجنت محترم و مرزبانان عزیزمان سپاسگزارم که امروز این اجازه را به من دادند تا در این جایگاه حضور یابم، آموزش ببینم و خدمت کنم.

نخست، جای دارد که در اینجا هفتهٔ دیده‌بان را تبریک گویم. روز دوشنبه، جشن دیده‌بان را، انشاءالله با حضور دوستان محترم، آقای ملکی، برگزار خواهیم کرد. همسفران با انرژی و حالِ نیکو در این جشن شرکت کنند و بهره‌ای کامل از آن برند.

دستور جلسهٔ امروز، دانایی، داناییِ مؤثر و سواد است که ارتباطی مستقیم با جهان‌بینی دارد. اصلاً تعریفِ دانایی را استاد امین برای ما مشخص فرمودند. در جزوهٔ جهان‌بینی، دانایی چیزی نیست مگر تشخیص ماهیتِ خواسته‌ها در هر رنگ، شکل و لباسی. برای این موضوع، مثلثی برای ما ترسیم کردند که سه ضلعِ آن تفکر، تجربه و آموزش است. در واقع، این سه ضلع باید با هم رشد کنند تا ما به دانایی دست یابیم.

خب، من همیشه می‌گویم که ما همسفران، در واقع از روز اولی که وارد کنگره شده‌ایم، از روی خوشی نیامده‌ایم. هرکدام مسئله‌ای داشتیم، مشکلاتی داشتیم که وارد کنگره شدیم تا آموزش بگیریم. در حقیقت، اگر بخواهیم یک ضلعِ رشدِ دانایی را تقویت کنیم، باید گوش به فرمان باشیم.

آقای مهندس می‌فرمایند: هر کس هر مقام و منصبی دارد، هرچه هست، باید پشت در بگذارد و وارد کنگره شود. در واقع، تا آن منیّت را کنار نگذارم، به دنبال آموزش نمی‌روم که آموزش ببینم.

ناامیدی است که باعث می‌شود من به دنبال تجربه‌اندوزی نباشم، و ضلع دیگر، ترس است. ترس می‌آید و تفکر را می‌خورد. این سه، مثلثِ ترس، منیّت و ناامیدی را تشکیل می‌دهند که در مقابل مثلثِ دانایی، نامش مثلثِ جهالت است. من باید اینها را بشناسم تا بتوانم مانعِ احساساتِ منفی شوم؛ چون احساساتِ منفی، کارشان این است که رشدِ داناییِ مرا متوقف کنند.

حالا من شروع کرده‌ام، آمده‌ام به کنگره، آموزش می‌گیرم و وارد سفرِ دوم شده‌ام. این احساساتِ منفی، خیلی قوی‌تر وارد عمل می‌شوند و مرا از مسیر بازمی‌دارند. کسی که راهش، راهِ درستی است، قدرتِ آن نیروهای بازدارنده، خیلی بیشتر است.

من اگر دانایی‌ام رشد کرده باشد، باید این نیروها را ببینم و بشناسم.

داناییِ مؤثر این است که من آنچه را یاد گرفته‌ام، کاربردی کنم. من می‌آیم اینجا آموزش می‌گیرم؛ شاید صدها سیدی نوشته باشم، آموزش‌های راهنما، تجربه‌هایی که دیگران دارند؛ باید اینها را به مرحلهٔ اجرا درآورم. اگر بیایم و صدها سیدی بنویسم، اما هیچ عملی نکنم، تا به آن حالِ خوب و آرامش نرسم، انگار هیچ کاری نکرده‌ام و فقط وقتِ خود را سپری کرده‌ام.

سواد چیست؟ سواد، در واقع ابزاری است برای دانستن، اما دانایی محسوب نمی‌شود. همین مسئلهٔ اعتیاد را در نظر بگیریم. خیلی‌کسانی هستند که درجهٔ تحصیلی بالایی دارند؛ مثلاً دکتر، معلم یا مدرک تحصیلی عالی دارند، اما درگیرِ مسئلهٔ اعتیاد می‌شوند. این دلیل نمی‌شود که بگوییم هرکس سواد دارد، حتماً دانا است.

کسانی هستند که داناییِ بالایی دارند، اما در سطحِ سواد، این به آن معنا نیست که همهٔ داناییِ مطلوب را داشته باشند. همهٔ ما از روز اول که پا به هستی گذاشته‌ایم، برای آموزش و خدمت آمده‌ایم. نیاز داریم که آموزش ببینیم و خدمت کنیم؛ باید با دل و جان پذیرا باشیم و در زندگی، آن را کاربردی کنیم.

تمام مسائل و مشکلاتی که برایمان پیش می‌آید، از همین عدمِ آگاهی و نادانی است. پس لازم و ضروری است که اگر اینجا آموزشی برپاست، من به آن فهم رسیده باشم که اینها لازمهٔ من هستند و باید بیایم آموزش بگیرم تا به تکاملی دست پیدا کنم.

انسانِ دانا، هیچ‌گاه دوستانِ خود را به دشمن تبدیل نمی‌کند؛ همیشه، حتی اگر دشمنی هم باشد، او را به دوستِ خود تبدیل می‌کند. با دیگران با عشق و محبت رفتار می‌کند. الان، بیرون از کنگره، این شرایط را بنگریم؛ برای انسان‌ها، همه درگیرند و حالِ خوشی ندارند. در جامعه نگاه کنید، در خانواده‌ها درگیری‌ها بسیار است.

این آموزش‌های جهان‌بینی را می‌آوریم؛ اینجا دور هم جمع می‌شویم تا بتوانیم آموزش‌ها را کاربردی کنیم. بتوانم در خانواده با عشق و محبت رفتار کنم؛ اگر مسئله‌ای پیش آمد، بتوانم با کمترین واکنش، از آن بگذرم؛ مسائل و مشکلات نتوانند ما را ناامید کنند.

منیّت، کاری که می‌کند، این است که من نیایم آموزش بگیرم. و مسئلهٔ خدمت کردن، مهم است و باعثِ رشد و تکاملِ من می‌شود.

اصلاً من خودم را می‌گویم: ما پا به این هستی گذاشته‌ایم برای همین آموزش و خدمت. مواظب نیروهای منفی باشم که مرا از مسیر و راهم دور نکنند و باعث نشوند که نتوانم بیایم و آموزش بگیرم.

 

باید داناییِ خود را رشد دهم و بفهمم که این احساساتِ منفی چیست؛ ممکن است حسادت، ترس، نفرت و کینه باشد؛ گره‌هایی که در وجود من است. و اصلاً نتوانم آنها را پیدا کنم؛ اما از زمانی که بتوانم مسائلِ خودم را حل کنم، آن گره‌های درونی‌ام را پیدا کنم و روی آنها کار کنم، به دانایی دست می‌یابم. انشاءالله که من بتوانم به داناییِ بالایی دست پیدا کنم، بتوانم زندگی کنم و بگذارم بقیه هم زندگی کنند.

مرزبان کشیک: همسفر اکرم
عکاس: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر پریسا ( لژیون اول)
تایپیست : همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
بارگذاری: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی دلیجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .