جلسه دوم از دور بیست و هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی راهنمای محترم مسافر کاظم نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر برات با دستور جلسه ( دانایی، دانایی موثر و سواد ) شنبه 7 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان کاظم هستم یک مسافر
دستور جلسه : ( دانایی و دانایی موثر و سواد )
تفکر ما این شکلی بود کسی که سواد دارد خب صددرصد آدم دانایی است یک مدتی تفکر این شکلی بود که اون کسی که پولداره و سرمایه داره صددرصد آدم دانایی است در طول زندگی خب زیاد سروکار داشتم با همچین آدم هایی دیدم نه، کسی که سواد داره خب فقط صرفا چون سواد داره آدم دانایی نیست چون خیلی از به هم ریختگی ها رو تو زندگیش می دیدم.
آدمایی که مایه دار بودن آدمهایی که پولدار بودن برای ما سوال شده بود که مثلا واقعا این جریان چجوریه چه کسی می تونه تو زندگیش راحت زندگی کنه یعنی با همه مشکلات و دغدغه هایی که هست حداقل بتواند با یک خونسردی و آرامش خاصی مسائلش رو مدیریت کنه که همیشه برام سوال بود، سالیان سال یکی از محکم ترین دلیلش این بود که توی اعتیاد موندم و همش دنبال یه قضیه بودم که این قضیه رو حلش کنم و مسئله هام رو حل کنم و تنها چیزی که به ذهنم رسید گفتم تنها چیزی که ما رو بالانس می کنه و می تونم درست تصمیم بگیرم و خوب تفکر کنم و خوب فکر کنم اینه که مواد بزنم تا میزون و اوکی باشم تا بتونم همه کارام رو روبه راه کنم و همه چیز راست و ریست بشه، در کنگره هر چیزی برای خودش تعریف دارد و تعریفات دقیقا درسته و به خاطر اینکه با مقوله دانایی آشنا بشه اول باید بفهمیم دانایی چی هست تعریفی که در کنگره برای دانایی آمده دانایی قدرت تشخیص ماهیت خواسته ها در هر شکل و لباسی است، یک آدم به هم ریخته مثل کاظم وقتی که به عنوان یک تازه وارد به عنوان یک مسافر میآد رهاییش و می گیره و بعد رهاییش به عنوان یک سفر دومی در کنگره سفر میکنه خب چجوری می خواد به آرامش و آسایش برسد، دانایی به نظر من خب یعنی همون آسایش و آرامش همه ما در زندگیمون یک سری دغدغه ها یک سری مشکلات یک سری گره هایی داریم و اینا همه هست همیشه هست و از بین هم نمیره ولی چیزی که مهم است اینکه ما با چه وضعیت و با چه حالی این مسائل رو بتوانیم حل کنیم و مسائل پیش رومون رو بتونیم برنامه ریزی کنیم تا یک زندگی روبه راه و موفقی داشته باشیم.
در سی دی اخیر آقای مهندس هم می گفت؛ خوشبختی یعنی اینکه ما یک آسایش و یک آرامشی داشته باشیم و این لازمه اش اینه که ما دانایی داشته باشیم، دانایی کسب کرده باشیم و ما این رو متوجه شدیم در کنگره که دانایی صرفا فقط اینکه من بدانم که دروغ بده ولی دروغ بگم چون کارم راه می افته دانایی زمانی اثر داره در زندگی آدم که عملیاتی بشه و عملیاتی شدنش خب زمان می برد.
من خودم وقتی که حساب می کنم می بینم تو تمام سال های مصرفم غرق ضد ارزشی بودم دیگه حالا هر مصرف کننده ای طبعا هم اینجوریه دیگه ولی هرچی که آمدیم جلوتر و از موقعی که شما این مقوله رو شروع می کنی سر دوراهی ها گیر می کنی، اولش این شکلیه چون هنوز اون نیروی منفیه کاملا غالبه به آدم مصرف کننده قشنگ مشخصه راه خوب و بد ولی به مرور یک مقداری که می آی جلو و قدرت تشخیص رو پیدا می کنی خب بعضی موقع ها برای آدم پیش میآد نگاه می کنی فکر می کنی که بین دو تا راه خوب گیر کردی مثلا میگی کار خوبی بکنم یا یه کار خوبی بکنم یه تجربه ای که برای خود من پیش آمده گفتم به اشتراک بذارم و بعدا شاید بمدت یک سال دو سال از این موضوع گذشت ما به این نتیجه رسیدیم که اصلا همچین چیزی نیست ما دو تا راه خوب نداریم قطعا یک راه خوب و یک راه بد میباشد.
برای همه دوستان آرزوی روزهای خوب میکنم انشاالله که حالتان خوب باشد سفر اولیها به رهایی برسن کسانی که سفر دومی شدن به حال خوب برسن خدمتگزار باشن توی کنگره شصت و از اینکه به حرفام گوش دادین از همه تون ممنون متشکرم.
تایپ، عکس، ویراستاری و ارسال: مسافر امیرحسین لژیون 15.
- تعداد بازدید از این مطلب :
139