میزان دانایی به سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، بایستی انسانی اندیشد. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر سر فصل بسیار زیبا و مهمی وجود دارد، تحت عنوان میزان دانایی و مطلب دیگر و اینکه با نادان سخن مگویید. در این مطالب بیان شده است که گرچه خیلی انسانها خویش را دانا میدانند و ممکن است دانا هم باشند؛ اما وقتی بیان مینمایند که ما میدانیم، دلیل بسیار بارزی برای نادانی خویش میآورند؛ اگر بوی گل یا چمنی حقیقی باشد نیاز به بیان نیست؛ زیرا از فاصله دورتر هم میشود با حس آن را دریابید. انسان دانا انسانی است که خواستههای خود را قبل از اقدام و پرداختن به آنها تحلیل و بررسی میکند و از ماهیت آنها اطمینان حاصل مینماید.
انسان دانا انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده و خواستههای نامعقول را کنار میزند. در این حالت از او اشتباه سر نمیزند؛ اگر در تشخیص ماهیت خواستهها دچار اشتباه شود ممکن است از او اشتباه سربزند؛ پس اشتباه یعنی نادانی. انسانی که اشتباه نمیکند، برای خودش هم دردسر درست نمیکند، مشکلی برای خود و دیگران ایجاد نمیکند و در آسایش، آرامش و امنیت کامل به سر میبرد. به عبارتی در وادی ایمان و امن بودن ناشی از اشتباه نکردن و درست عمل کردن به سر میبرد. یکی از مفاهیم اساسی ایمان عبارت است از باور و اعتقاد عمیق به راستی و درستی و همچنین تجلی نور خدا در انسان در پرتو دانایی و حذف خواستههای نامعقول و نتیجه این فرایند امنیت و امنیت نتیجه ایمان است.
زمانیکه انسان میفهمد که چه کاری درست و چه کاری نادرست است و این دو از یکدیگر را تشخیص میدهد و سعی میکند درست باشد؛ یعنی قدم در مسیر دانایی گذاشته است و با تمام وجود سعی میکند از ضدارزشها دوری کند و در مسیر تزکیه قرار میگیرد و به تدریج به جایگاهی میرسد که میتواند به دانایی خود عمل کند. در جزوه جهانبینی، دانایی در قالب یک مثلث بیان میشود. مثلث دانایی از سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر تشکیل شده است. به بیان دیگر برای رسیدن به دانایی، بایستی آموزش و تفکر وجود داشته باشد تا در موضوعی به دانایی برسیم؛ اما دانایی به مفهموم عملکرد درست نیست. ممکن است ما در خصوص موضوعی به دانایی رسیده باشیم؛ اما توان عمل به دانایی خود را نداشته باشیم. خیلیها میدانند که مصرف مواد مخدر موضوعی نادرست و ضدارزش است؛ حتی آموزش، تجربه و تفکر نیز داشتهاند و میخواهند مصرف مواد مخدر را کنار بگذارند؛ اما توان عمل به دانایی و خواسته خود را ندارند. مفهوم این وضعیت این بوده که دانایی آنها به دانایی موثر تبدیل نشده است.
تفاوت دانایی با دانایی موثر در این است که در مقوله دانایی، اضلاع مثلث آموزش، تجربه و تفکر با یکدیگر برابر نیستند و ممکن است آموزش زیاد باشد؛ ولی تجربه و تفکر کم باشد یا تجربه زیاد باشد و آموزش کم باشد، به هر حال در این شرایط؛ یعنی نابرابر بودن اضلاع مثلث دانایی و متساویالضلاع نبودن باعث میشود که ما نتوانیم به دانسته خود عمل کنیم و وقتی که مثلث دانایی ما متساویالضلاع باشد؛ یعنی به اندازه کافی آموزش دیده باشیم، تجربه کرده باشیم و تفکر نیز در حد مطلوب وجود داشته باشد و در مسیر تزکیه به جایگاهی میرسیم که میتوانیم به دانستههایخود عمل کنیم و این همان دانایی موثر است.
نویسنده: مسافر لژیون تغذیه سالم همسفر زلیخا رهجو راهنما همسفر پریسا از نمایندگی ابن سینا پارک عطریاس
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فهیمه از نمیاندگی کوروش آذرپور
صفحه کاهش و افزایش وزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
63