کلمه سواد از اسود میآید و به معنی سیاهه است؛ در زمانهای قدیم برای به تحریر در آوردن کلمات، روی کاغذ با مرکبسیاه مینوشتند؛ به همین خاطر آنرا سواد یا سیاهه میگفتند. خیلی از انسانها سواد دارند، دانش دارند، میدانند که الکل مضر است؛ اما با این وجود باز هم آنرا استفاده میکنند. میدانند سیگار مضر است، اما میکشند، میدانند که موادمخدر مضر است؛ ولی استفاده میکنند. سواد یعنی اینکه شما در یک مقطع خاصی به یک سری اطلاعات و آگاهیها علم و دانش دارید؛ ولی ماهیت خیلی از مسائل را نمیدانید. دانایی به معنی تشخیص خواسته ها در هر لباس و شکلی است. هر انسانی دارای خواستههای گوناگون و متنوع میباشد. دانایی است که تشخیص میدهد خواستهها معقول و یا نامعقول است. انسان دانا، انسانی است که خواستههای خود را از قبل تحلیل و بررسی میکند و سعی میکند از ماهیت آنها اطمینان پیدا بکند.
انسان دانا انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده و خواستههای نامعقول را کنار میزند. در این حالت از او اشتباهی سر نمیزند. در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، به مسئله دانایی اشاره میکند. میزان دانایی، به سواد نیست، به تمدن نیست؛ مانند انسان بودن به لباسپوشیدن نیست؛ باید انسانی اندیشید و تفکر کرد. انتخابهای ما نشانه دانایی ما است و دانایی با سواد فرق دارد. گاهی اوقات با انسانهایی روبهرو میشویم که علم و دانایی بالایی دارند؛ اما در مجموع انسانهای نادانی هستند، پس سواد به معنی داشتن دانایی نیست. دانایی ربطی به سواد و تحصیلات عالیه ندارد و انسان بیسواد، انسان نادان نیست. مثلث دانایی از سه ضلع تشکیل شده است: تفکر، تجربه و آموزش. ممکن است ما در موضوعی خاص به دانایی رسیده باشیم؛ اما قدرت و توان عمل به آن دانایی یا به اجرا درآوردن آن را نداشته باشیم. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت را داریم که از سه ضلع ترس، منیت و ناامیدی تشکیل شده است. منیت مانع آموزش، ناامیدی مانع تجربه و ترس مانع تفکر میشود.
تفاوت دانایی با دانایی موثر چیست؟ در دانایی، اضلاع مثلث تفکر، آموزش و تجربه لزوماً برابر نیستند. ممکن است آموزش زیاد باشد و تجربه کم، یا تجربه زیاد باشد و آموزش و تفکر کم باشد. به هر حال، در چنین شرایطی، اضلاع مثلث دانایی نابرابر هستند. استاد امین در سیدی داناییموثر میفرمایند «اشکال کار انسان در تشخیص است.» انسانها دچار گره و مشکلات میشوند؛ چون قدرت تشخیص ندارند و دلیل و ماهیت موضوع را نمیدانند. اگر بدانند که ماهیت آن چیست، قضیه حل میشود. حتی اگر نتوانند آن را حل کنند، حداقل میتوانند از یکسری مسائل پرهیز کنند و آسیب کمتری ببینند؛ مثلاً شاید نتوان اعتیاد را حل کرد، ولی میتوان تخریبهای ناشی از اعتیاد را کاهش داد و از آن فاصله گرفت. برای کسب تجربه، باید با انسانها رابطه برقرار کنید. اگر غرور، حسادت و کینه داشته باشید، نمیتوانید این رابطه را برقرار کنید بنابراین تجربه کسب نمیکنید.
وقتی افتادگی نداشته باشیم، نمیتوانیم آموزش ببینیم؛ در حالی که بهترین معلمها را در کنگره داریم. کسی که فقط خودش را قبول دارد نمی تواند از سخنان استاد برخوردار شود و کسی که جوینده و کاوشگر نباشد و مسائل را بررسی نکند، صبر و حوصله نداشته باشد دانایی کسب نمیکند. استاد امین در سیدی سواد میفرمایند: «کار عقل پردازشآینده است و این کار بر اساس دانایی ما انجام میگیرد.» اگر نتوانستهایم این کار را انجام دهیم به خاطر موانعی است که بر سر راه رشد داناییما قرار گرفته است. آموزشهای کنگره چیزی جز رسیدن به دانایی نیست و این دانایی از طریق سیدیها و نوشتن آنها به ما منتقل میشود. زمانی به دانایی مؤثر میرسیم که آموزشها را به مرحله عمل درآوریم. اگر بتوانیم آنها را عملی کنیم، میتوانیم به تعادل و آرامش برسیم.
نویسنده: راهنما همسفر سودابه (لژیون دوم)
رابط خبری: راهنما همسفر سودابه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد
- تعداد بازدید از این مطلب :
78