دانایی و دانایی موثر و سواد یکی از موضوعات مهم و آموزنده در کنگره۶۰ است. زیرا انسان برای تغییر و رسیدن به آرامش، تنها به دانستن نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند دانستههای خود را در زندگی بکار بگیرد. از دیدگاه کنگره۶۰ دانایی فقط به معنی داشتن اطلاعات و تحصیلات دانشگاهی نیست ممکن است فردی سواد زیادی داشته باشد و اطلاعات فراوانی درباره مسائل مختلف بداند؛ اما در زندگی خود نتواند از این اطلاعات استفاده کند. بنابراین سواد میتواند وسیلهای برای افزایش دانایی باشد؛ اما به تنهایی نشانه دانا بودن انسان نیست.
دانایی یعنی بتوانم درست را از نادرست تشخیص بدهم و قبل از انجام هر کاری، خواستههای خود را بررسی کنیم. در زندگی همیشه با انتخابهای مختلف روبرو هستیم. گاهی خواستهای داریم که در ظاهر برایمان لذتبخش است؛ اما در حقیقت میتواند به خودمان یا دیگران آسیب بزند. اینجاست که دانایی به کمک انسان میآید تا بتواند ماهیت خواستههای خود را تشخیص دهد. در کنگره۶۰ مثلث دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است. برای رشد واقعی، لازم است هر سه ضلع در کنار یکدیگر رشد کنند. اگر فقط آموزش ببینم ولی فکر نکنم و از تجربههایم استفاده نکنم، دانایی من کامل نخواهد شد. همچنین اگر فقط تجربه داشته باشم ولی از آموزش و تفکر استفاده نکنم ممکن است اشتباهات گذشته را دوباره تکرار کنم.
مرحله مهمتر، داناییموثر است. دانایی زمانی موثر میشود که بتوانم آن را در عمل نشان دهم. برای مثال، ممکن است بدانم دروغ گفتن، غیبتکردن، قضاوتکردن یا پرخوری کار درستی نیست؛ اما اگر با وجود دانستن، همچنان این کارها را انجام دهم، دانایی من هنوز به مرحله موثر نرسیده است. در واقع فاصله بین «میدانم» و «عملمیکنم» همان جایی است که باید روی خودمان کار کنیم. به نظر من یکی از بزرگترین آموزش های کنگره۶۰ این است که انسان مسئول تغییر خودش است. هیچ کس نمیتواند به جای من تفکر کند، تجربه کند یا آموزش ببیند. راهنما راه را نشان میدهد و آموزشها مسیر را روشن میکنند، اما حرکت کردن بر عهده خود من است.
سواد نیز جایگاه مهمی دارد. سواد به انسان کمک میکند بهتر بخواند، بفهمد، تحقیق کند و آموزش ببیند؛اما نباید اجازه دهیم میزان تحصیلات باعث غرور و منیت شود. ممکن است فردی تحصیلات بالایی داشته باشد ولی در رفتار، تصمیمگیری و روابط خود دچارمشکل باشد در مقابل، فردی با تحصیلات کمتر میتواند انسانی مسئول، فهمیده و دانا باشد. بنابراین ارزش واقعی سواد زمانی مشخص میشود که در خدمت رشد انسان قرار بگیرد. در کنگره۶۰ همچنین موانعی برای رشد دانایی وجود دارد که در مثلث جهالت با سه ضلع ترس، ناامیدی و منیت بیان میشوند.
ترس میتواند جلوی تفکر و حرکت ما را بگیرد، ناامیدی باعث میشود از تجربه کردن دست بکشیم و منیت میتواند مانع آموزش گرفتن از دیگران شود.
من اگر بخواهم دانایی موثر داشته باشم، باید بتوانم از اشتباهات خودم درس بگیرم، آموزشپذیر باشم، تفکر کنم و تجربههایم را به شکل صحیح به کار ببرم. نباید فقط منتظر باشم دیگران تغییر کنند؛ باید از خودم شروع کنم. درمان اعتیاد فقط کنار گذاشتن مواد نیست؛ بلکه تغییر نگاه، رفتار و جهانبینی انسان اهمیت زیادی دارد. آموزشهای کنگره۶۰کمک میکند انسان خودش را بهتر بشناسد و به تدریج دانستههای خود را وارد زندگی کند.
تعادل در برابری و رشد متقارن نیروها به وجود میآید؛ پس بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعادل و قدرت تشخیص و تکامل عقل اینگونه صورت میگیرد. تکامل عقل یعنی: قدرت حل مسئله و این با دانایی اتفاق میافتد. انساندانا انسانی است که خواستههای خود را قبل از اقدام و پرداختن به آنها ، تحلیل و بررسی میکند و از ماهیت آنها اطمینان حاصل میکند. انسان دانا، انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده و خواستههای نامعقول را کنار میزند. در این حالت، از او اشتباه سر نمیزند؛ اما اگردر تشخیص ماهیت خواستهها دچار اشتباه شود ممکن است از او اشتباه سربزند.
دانایی انسان در شرایط سخت رشد میکند و انسانها به دانایی نمیرسند مگر آنکه بتواند از آن لایه سختی و رنج عبور کنند. انسان اگر اشتباهی کرد و توانست معذرت خواهی کند آن انسان از منیت خود عبور کرده است و میتواند به دانایی برسد. دو نکته مهم در مثلث دانایی وجود دارد ۱- ما باید نقطه ضعف خود را بدانیم و آن را تقویت کنیم ۲- اگر ضلعی از مثلث دانایی که به خوبی رشد کرده و باز روی همان ضلع تمرین کنیم و فقط به همان ضلع بها بدهیم قدرت تشخیص در ما نه تنها افزایش پیدا نمیکند بلکه روزبهروز کاهش پیدا میکند.
بعضیها در نهایت دانستن از جهالت در رنج هستند و بسان آدمهای هستند که پول و زر فراوان دارند ولی در نهایت از گرسنگی میمیرند. بسیاری از افراد درصدد جبران نادانی خود هستند و دائما در تلاشاند تا به دانستههای خود بیافزایند، ولی بعضی از انسانها واقعا در پی دانستن نیستند و بر نادانی خود مسرند و تعصب دارند.
در پایان، من از این دستور جلسه یاد میگیرم که دانستن با عمل کردن تفاوت دارد. ممکن است خیلی چیزها را بدانم؛ اما زمانی میتوانم بگویم دانایی من رشد کرده است که این دانستهها در رفتار و تصمیمهای من دیده شوند پس هدف من نباید فقط زیاد کردن اطلاعات و سواد باشد؛ باید تلاش کنم تفکر، تجربه و آموزش را در کنار هم رشد داد و دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنم. آن زمان است که آموزشهای من فقط در ذهن من باقی نمیماند؛ بلکه در زندگی من، خانوادهام و ارتباط من با دیگران اثر میگذارد. به امید اینکه همه ما در مسیر دانایی حرکت کنیم و دانستههای خود را به عمل سالم و زندگی بهتر تبدیل کنیم .
منابع : دانایی دانایی موثر و سواد،سیدی سواد
دانایی و مردمان و مطالب در سایت
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفرفاطمه(لژیون دوم)
رابط خبری و ویراستار:همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفرفاطمه(لژیون دوم)
ارسال:همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفرسلیمه(لژیوناول)
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
111