انسان در طول زندگی همواره در حال آموختن و تجربه کردن است. هر روز با اتفاقات، انتخابها و مسائل مختلفی روبهرو میشود و همین موضوع باعث میشود که شناخت او از خودش و جهان اطرافش تغییر کند؛ آیا هر چیزی که میدانیم، به معنای «دانا بودن» است؟ آیا داشتن تحصیلات، مطالعه زیاد یا اطلاعات فراوان میتواند به تنهایی انسان را به دانایی برساند؟ در نگاه کنگره ۶۰، دانایی فقط جمعآوری اطلاعات نیست. دانایی به معنای تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی است و برای رسیدن به آن، سه ضلع تفکر، آموزش و تجربه اهمیت دارند.
تفاوت سواد و دانایی: یکی از نکات مهم این دستورجلسه، تفاوت میان سواد و دانایی است. ممکن است فردی تحصیلات دانشگاهی بالایی داشته باشد، کتابهای زیادی خوانده باشد و اطلاعات فراوانی در اختیار داشته باشد، اما در زندگی شخصی خود نتواند تصمیم درست بگیرد؛ بنابراین سواد میتواند بخشی از مسیر آموزش باشد؛ اما به تنهایی مساوی با دانایی نیست. در منابع کنگره ۶۰ نیز بر این نکته تأکید شده که میزان دانایی را نمیتوان صرفاً با سواد و تحصیلات اندازهگیری کرد. مثلث دانایی از سه ضلع اصلی تشکیل شده است: اول تفکر: یعنی توانایی بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل و پیدا کردن راه درست، دوم آموزش: یعنی استفاده از دانش و تجربه دیگران و پذیرش اینکه همیشه چیزهایی وجود دارد که هنوز نمیدانیم، سوم تجربه: یعنی قرار گرفتن در مسیر عمل و یادگیری از نتایج کارهایی که انجام دادهایم، این سه مورد در کنار یکدیگر باعث رشد دانایی میشوند.
دانایی مؤثر چیست؟ شاید مهمترین قسمت این دستورجلسه همین باشد. ممکن است من بدانم دروغ گفتن کار اشتباهی است، اما اگر در موقعیتی قرار بگیرم و باز هم دروغ بگویم، دانستن من هنوز به دانایی مؤثر تبدیل نشده است. ممکن است بدانم خشمگین شدن و پرخاشگری مشکل را حل نمیکند؛ اما اگر هنگام عصبانیت نتوانم خودم را کنترل کنم، هنوز دانایی من در مرحله اجرا قرار نگرفته است. پس دانایی مؤثر یعنی داناییای که بتواند خود را در رفتار و عملکرد انسان نشان دهد. دانایی به تشخیص درست و غلط کمک میکند؛ اما دانایی مؤثر توانایی تبدیل این شناخت به عمل را نیز در بر میگیرد. دانایی مؤثر در زندگی یک مسافر و همسفر، در کنگره۶۰ آموزش فقط برای زیاد شدن اطلاعات نیست؛ هدف این است که آموزشها در زندگی فرد کاربرد پیدا کنند. برای مثال، یک مسافر ممکن است بداند ادامه مصرف مواد چه پیامدهایی دارد؛ اما دانایی مؤثر زمانی اتفاق میافتد که این شناخت در مسیر درمان، نظم، پذیرش آموزشها و تغییر رفتار او دیده شود. همسفر نیز ممکن است بداند که حمایت درست با کنترل کردن تفاوت دارد؛ اما زمانی که بتواند این موضوع را در رفتار خودش اجرا کند، آموزش به مرحله عمل رسیده است. بنابراین دانایی مؤثر یعنی تبدیل آموزش به رفتار.
نقش منیت، ترس و ناامیدی؛ ترس، منیت و ناامیدی میتوانند جلوی تفکر، آموزش و تجربه را بگیرند. ترس میتواند مانع تفکر، منیت مانع آموزش و ناامیدی مانع تجربه شود.پس برای افزایش دانایی، باید بتوانیم این موانع را بشناسیم و بهتدریج از آنها عبور کنیم. دانایی؛ یک مسیر همیشگی، هیچ انسانی نمیتواند بگوید به نهایت دانایی رسیده است. زندگی دائماً شرایط جدیدی پیش روی ما قرار میدهد و هر اتفاق میتواند فرصتی برای آموزش و تجربه باشد. گاهی یک شکست میتواند بیشتر از یک موفقیت به ما آموزش بدهد. گاهی یک اشتباه باعث میشود خودمان را بهتر بشناسیم. مهم این است که از اتفاقات زندگی آموزش بگیریم، فکر کنیم و تجربه کنیم.
نتیجهگیری: باید دانستههایمان را زندگی کنیم. در نهایت، فاصله میان «میدانم» و «عمل میکنم» همان فاصلهای است که دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل میکند. دانایی زمانی ارزشمند میشود که از ذهن ما خارج شود و در رفتار، انتخابها و زندگی ما دیده شود. و شاید بتوان گفت: دانایی یعنی بدانم؛ دانایی مؤثر یعنی آنچه را میدانم، به درستی به اجرا درآورم. این نگاه میتواند کمک کند که آموزشهای کنگره فقط در حد حرف و اطلاعات باقی نمانند، بلکه به تغییر واقعی در زندگی مسافر و همسفر تبدیل شوند.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر محبوبه (لژیون مرزبانی)
رابط خبری: همسفر نگین (مرزبان خبری)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
48