English Version
This Site Is Available In English

دانایی و توانستن یک قدرت است

دانایی و توانستن یک قدرت است

مثلث دانایی دارای سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش است. اگر این سه ضلع با هم برابر باشد؛ یعنی دانایی مؤثر تحقق پیدا کرده است. اگر بخواهیم در کارهایمان توانا باشیم، تفکر تنها کافی نیست؛ بلکه باید آموزش گرفت و تجربه کسب نمود که هر دو در جمع تکامل پیدا می‌کند.

اکثر انسان‌ها دانایی را کسب می‌کنند؛ اما دانایی مؤثر در آن‌ها محقق نمی‌شود؛ یعنی دانش و علم را کسب می‌کنند؛ اما به آن جامه‌ی عمل نمی‌پوشانند. این دانایی و دانش هیچ ارزشی ندارد و در حد اطلاعات خواهد بود. اگر در رفتار، کردار و گفتار تغییری حاصل شود نشان‌ دهنده‌ی این است که دانایی مؤثر اتفاق افتاده است. دانایی و توانستن خودش یک قدرت است؛ مثلا‌ً نسبت به درمان اضافه وزن دانایی را کسب کرده‌اید، اگر بتوانید آن را به مرحله‌ی عمل برسانید؛ یعنی توانسته‌اید دانایی‌تان را عملی کنید.

گره ما در این است که ماهیت خواسته‌هایمان را تشخیص نمی‌دهیم. دانایی، زمانی رشد می‌کند که انسان به قدرت تشخيص و تعادل برسد. اگر هر سه ضلع دانایی یکسان با هم رشد کنند، دانایی پیدا خواهد شد و آن وقت می‌توانیم به مرحله‌ی تشخيص دست پیدا کنیم. در این‌جا است که می‌توانیم مکان، زمان و انسان‌ها را انتخاب کنیم؛ مثلاً الان باید کجا باشیم، یا با چه کسی باشیم و ...

در دانایی آن ضلع که کوچک‌تر و ضعیف‌تر است را پنهان می‌کنیم؛ اما اگر بتوانیم روی آن ضلعی که ضعف دارد کار کنیم  تا آن را قوی کنیم، آن‌وقت به تعادل می‌رسیم. در غیر این صورت به هیچ نتیجه‌ی درخشانی نخواهیم رسید؛ اما انسان همیشه برعکس عمل می‌کند و آن ضلع ضعیف خود را پنهان می‌کند.

نمونه‌ی بارز این مسئله این است که بعضی اوقات سخت‌ترین کارها را انجام می‌دهیم؛ اما قادر به انجام ساده‌ترین کارها نیستیم از جمله: طریقه‌ی صحیح غذا خوردن و آداب معاشرت؛ چون همیشه به آن ضلع قوی در وجودمان توجه کرده‌ایم.

انسان زمانی به تکامل عقل می‌رسد که بتواند مسائل پیچیده‌تر را حل کند و این با دانایی اتفاق می‌افتد. برای اینکه به دانایی دست پیدا کنیم؛ باید شاگردی کرد، فرمانبردار بود، منیت را کنار گذاشت، روابط اجتماعی خوبی داشت و .... اگر به این‌ها توجه نکنیم هستی به ما اجازه‌ی آموزش و تجربه را نخواهد داد.

میزان دانایی به سواد نیست، دانایی با سواد فرق دارد. سواد؛ یعنی انسان در یک موضوع خاصی به آگاهی و علم دست پیدا کند؛ اما ماهیت آن را نمی‌داند. به عنوان مثال: شما بلد هستید یک بمب را بسازید؛ اما نمی‌دانید که باید از آن چگونه استفاده کنید. بنابراین سواد؛ یعنی علم ساختن آن را دارید و دانایی یعنی اینکه از ساختن آن چشم‌پوشی کرد یا بدانید از آن چگونه باید استفاده کنید.

هدف اصلی جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، درمان اعتیاد است که تنها با دانایی به دست می‌آید.  در شخص مصرف کننده‌ بعد از درمان اعتیاد، دانایی و به دنبال آن تعادل شکل می‌گیرد؛ زیرا دانایی، مقدمه‌ی رسیدن به تعادل است.

منبع: سی‌دی‌های دکتر امین، جزوه جهان‌بینی و سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر رضوانه رهجوی همسفر مریم (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .