سواد به تنهایی میتواند به انسان غرور کاذب بدهد
در کنگره ۶۰، مثلث دانایی از سه ضلع «آموزش»، «تفکر» و «تجربه» تشکیل شده است. برای رسیدن به دانایی، باید این سه ضلع به طور متوازن رشد کنند. اما آنچه اهمیت حیاتی دارد، تبدیل «دانایی» به «دانایی مؤثر» است. بسیاری از ما میدانیم چه چیزی برای سلامتی یا آرامش ما مفید یا مضر است (دانایی)، اما قدرت اجرای آن را نداریم؛ دانایی مؤثر یعنی توانایی به اجرا درآوردن دانستهها در عمل.
در مسیر درمان اعتیاد و رسیدن به تعادل، صرفاً داشتنِ سواد یا دانش آکادمیک کافی نیست. سوادِ کنگرهای، سوادِ تغییر است. حسین دژاکام بارها تأکید کردهاند که دانایی به سواد، تمدن یا لباس پوشیدن نیست؛ بلکه به «انسانی اندیشیدن» است. تفاوت آموزشهای کنگره ۶۰ به وضوح بیان میکنند که «سواد» با «دانایی» تفاوت ماهوی دارد. سواد یک ابزار است، اما دانایی، قدرتِ به کارگیریِ صحیحِ آن ابزار در مسیرِ درستِ زندگی است.
در اینجا مثالی برای روشن شدن این موضوع میآورم:
تصور کنید فردی را که دارای عالیترین مدارک تحصیلی (مثلاً دکترای تخصصی در یک رشته مهندسی یا پزشکی) است. او «سواد» زیادی دارد، مقالات متعددی نوشته و در جامعه فردی موفق و تحصیلکرده به شمار میآید. اما همین فرد در زندگی شخصی خود، انسانی پرخاشگر، ناآرام و دارای مشکلات شدید در روابط خانوادگی است؛ یا شاید برای فرار از تنشهای روحی، به سیگار یا مواد مخدر روی آورده است.
تحلیل کنگره ۶۰ از این فرد:
این شخص در «سواد» غنی است، اما در «دانایی» ضعیف عمل کرده است. چرا؟ چون او آموخته است که چگونه با فرمولهای پیچیده علمی کار کند، اما نیاموخته است که چگونه با «خودش» یا «خانوادهاش» با صلح و آرامش رفتار کند. او سوادِ حلِ مسائلِ آکادمیک را دارد، اما سوادِ «تعادل» و «لذت بردن از زندگی» را ندارد.
در کنگره ۶۰، خوشبختی با تعداد مدارک دانشگاهی سنجیده نمیشود، بلکه با «میزانِ تعادل» و «آرامش درونی» سنجیده میشود. آن فردِ تحصیلکرده اگر نتواند خشم خود را کنترل کند یا نتواند با اطرافیانش رابطه سالمی برقرار کند، سوادش هیچ کمکی به خوشبختی او نکرده است.
نتیجهگیری:
سواد به تنهایی میتواند به انسان غرور کاذب بدهد و او را از مسیرِ یادگیریِ واقعی دور کند. فردی که سواد دارد اما دانایی (آموزش، تفکر و تجربه) ندارد، مانند کسی است که بهترین و گرانترین نقشه جهان را در دست دارد، اما راهِ رفتن را نمیداند؛ بنابراین هرگز به مقصد (خوشبختی) نخواهد رسید. در کنگره ۶۰، هدف ما کسبِ «سوادِ زندگی» است که فراتر از کتابها و مدارک، در میدانِ عملِ روزانه به دست میآید.اصلی در دانایی مؤثر، قدرت «تشخیص ماهیت خواستهها» است. کسی که به دانایی مؤثر رسیده، میتواند در مواجهه با مشکلات، خشم، یا وسوسهها، از دایره تاریکی خارج شود.
این دستور جلسه به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به درمان قطعی و آرامش، فقط دانستنِ متد DST یا خواندن نوشتارها کفایت نمیکند. باید آموخت، تفکر کرد و با تجربه کردنِ دانایی در لحظات سخت زندگی، آن را به «دانایی مؤثر» تبدیل کرد. اگر دانایی ما در حد حرف باقی بماند، در لحظات بحرانی سقوط خواهیم کرد. بنابراین، رشد ما در کنگره ۶۰ با میزانِ کاربردی کردنِ همین آموزشهای ساده سنجیده میشود؛ چرا که «دانایی که به عمل نرسد، باری بر دوش انسان است.»
نویسنده: همسفر ناهید رهجو راهنما همسفر فریده( لژیون دو)
رابط خبری:راهنما همسفر فریده
ویراستاری وارسال خبر: همسفر زینب رهجو راهنماهمسفر طاهره(لژیون یک)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
66