English Version
This Site Is Available In English

کنگره خود هستی وخود حیات است.

کنگره خود هستی وخود حیات است.

درهفته دیده بان مصاحبه ای خواندنی با دستیار اسیسانت ورزش داشتیم که شما را به خواندن این گفت وگوی زیبا دعوت می کنیم.
همسفر معصومه ومسافرشان با بیش از 18 سال تخریب وارد کنگره 60 شدند. آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک با روش dst وداروی ot به راهنمایی آقای محمد و خانم شهره سفر کردند. رشته ورزشی ایشان دارت و مسافرشان شطرنج است . درحال حاضر13 سال و10 ماه است که با دستان آقای مهندس ولطف خداوند آزاد و رها هستند.

۱. دوستان و همسفران در محیط کنگره را چگونه توصیف می کنید؟ آیا درکنارآنها احساس رضایت دارید؟
حس‌هایی که درهمسفرها وجود دارد، حس‌های بسیار نابی است. به‌خاطر جایگاه خدمتی که اکنون من در کنگره دارم و جمعه‌ها پارک‌ها را سرکشی می‌کنم، همسفرآنی را می‌بینم که بعد ازسه ماه که وارد پارک شده‌اند، بسیار شور وهیجان دارند، ازاینکه درسال‌های قبل باید کنار یک مصرف‌کننده فقط داخل خانه می‌بودند و حال خرابی می‌دیدند. در بعضی همسفران این گزینه بسیار زیاد است که خدا را شکر می‌کنند ازاینکه جمعه‌ها دیگرداخل خانه نیستند و این، یک حس بسیار نابی را به منِ معصومه می‌دهد که با هیچ چیز، به نظر من، قابل توصیف نیست و داخل شعبه که قبلاً بودم، واقعاً مسافرها و همسفرها، حس و حال خیلی خوبی دارند.
اول که وارد می‌شوند، شاید ندانند کجا قرارگرفته‌اند، اما کم‌کم آموزش می‌گیرند. بسیاربسیارانرژی و حس‌های ناب می‌توانی ازیک همسفرکنگره‌ای دریافت کنی و چیزهایی هست که به نظرم به هیچ عنوان درمحیط جامعه انسان نمی‌تواند، دریافت کندوتنها جایی که می‌توانداین حس‌های قشنگ را دریافت کند، داخل کنگره است. بهترین حس در کنار اعضای کنگره مخصوصا وقتی اعضا، قوانین را به درستی انجام می دهند، نظم وتعادل کنگره باعث میشه ،همه افراددرکنگره چه سفراولی چه سفردومی، احساس رضایت کنند.

۲.چه چیزی به شما انگیزه می دهد تا در این مکان خدمتگذار باشید؟ کنگره، به نظر من، خودِ هستی، خودِ حیات و چیزی است که در تک‌تک مخلوقات خداوند این حس عشق ومحبت وجود دارد و کنگره هم جزئی ازاین مجموعه بزرگ هستی است که فقط عشق ومحبت درآن انشعاب داردوچیز دیگری ندارد. به نظرمن برای همین است که وقتی انسان درجهت آموزش حرکت می‌کند، ازناامیدی خارج می‌شود، تمام حس‌هایش شروع می‌کند به تزکیه وپالایش وحس‌های بد را دورمی‌ریزد. خب، قطعاً بهترین انگیزه را برای ادامه زندگی داردو گاهی ناراحت می‌شود ازاینکه چرا دیر با این مسیرقشنگ درکنگره آشناشده است.

من، معصومه، همیشه حسرتم همین است که چرا دیر باکنگره آشنا شدم وهمیشه هروقت همسفری رامی‌بینم که سنش خیلی کم است، می‌گویم قدراین لحظات را بدان وسعی کن بیشترین بهره راداشته باشی.
۳. درجایگاه خدمتی آیاباموقعیت های استرس زابرخوردداشته اید؟ درجایگاه‌ها استرس نمی‌شود گفت، ولی وقتی یک مسئولیت به توداده می‌شود، آن مسئولیت راباید به نحواحسن انجام بدهی وصدِخودت را بگذاری. درکنگره قطعاًیک حس‌هایی بالا وپایین می‌شود، ولی اینکه بخواهم بگویم استرس، نه.  ولی شده که درجایگاه اسیستانتی خیلی وقت‌ها ازاینکه افراد قوانین رااجرا نمی‌کردند، حالم خیلی بدمی‌شده؛ از اینکه زحمتی که افرادبزرگ‌تر کشیدند و دیده‌بان‌ها یا جناب آقای مهندس و کسی قدر آن صندلی که روی آن نشسته بود را نمی‌دانست، این‌ها باعث می‌شد که حال من بد شود، ولی استرس نداشتم.

استرس معمولاً برای لژیونم داشتم که فکر می‌کردم برای رهجوهایم نمی‌توانم خوب باشم و حس می‌کردم رهجوهای من خیلی بهتر از من دارند، پیش می‌روند و همیشه هم همین‌جوری بود؛ رهجوهای من همیشه یک قدم از من جلوتر بودند. ولی نمی‌شود اسمش را گذاشت استرس. حس‌ها بالا و پایین می‌شود در کنگره، ولی اینکه انسان در جهت تزکیه و پالایش خودش دارد حرکت می‌کند، من خودم سعی می‌کنم همه قوانین را اجرا کنم، ولی وقتی که نگاه می‌کردم افراد دیگر این را انجام نمی‌دادند، این باعث ناراحتی من می‌شد.

۴.در زمان خدمتتان آیا خاطره ای از هفته دیده بان ها دارید؟

قشنگ‌ترین خاطره‌ای که از حضور دیده‌بان‌ها در مشهد داشتم، سال قبل بود که خانم آنی تشریف آوردند و استاد امین و یکی از آشنایان من فوت کرده بود. بعد از دو روز من خیلی حال بدی داشتم، اما به عشق خانم آنی در شعبه حضور پیدا کردم و خود خانم آنی گفتند که چرا آمدی. گفتم: اگر نمی‌آمدم، احساس خیلی بدی داشتم؛ من از حضورشان درشعبه مشهدخیلی انرژی گرفتم.
امیدوارم که باز هم این برنامه‌ها تکرار شود و ما بزرگان کنگره را بیشتر در مشهد داشته باشیم و خدا قوت می‌گویم به عزیزانی که برای مشهد خیلی زحمت کشیدند و من قدردان زحمات آنها هستم. و من این هفته عزیز را به جناب آقای مهندس، خانم آنی بزرگ و خانواده عزیزشان تبریک می‌گویم و امیدوارم که همیشه سالم و سلامت در بالای قله‌ها باشند.

۵. لطفا درمورد حیطه کاری خود در کنگره توضیح دهید؟
خدمتی که اکنون من دارم انجام می‌دهم، خدمت کوچکی است در برابر عظمت و بزرگی کنگره و خدمتی که کنگره به من کرده است، ولی از اینکه سؤال کردید حیطه کاری من چیست، من در دوره‌های خدمتی متفاوت بودم. مرزبانی اولین خدمت من بود. اول که وارد کنگره شدیم، میکروفن‌گردان بودم، بعد جایگاه خدمتی لژیون و شعبه، مرزبانی، راهنمایی، ایجنتی شعبه نیشابور، سبزوار و اسیستانت شعب خراسان و اکنون هم دستیار اسیستانت ورزش هستم.

برای اینکه تلاش کنیم که یک محیط خوبی داشته باشند عزیزان برای ورزش که داخل پارک حضور پیدا کنند، وسایل ورزششان روبه‌راه باشد، اگر مشکلی دارند، معمولاً در این حوزه‌ها فعالیت داریم که بیشتر ایجنت‌های شعبه این کار را انجام می‌دهند، ولی ما فقط نظارت می‌کنیم که این‌ها به‌درستی انجام شده باشد که خدا را شکر تک‌تک اعضایی که در کنگره دارند خدمت می‌کنند، کارشان را به‌درستی انجام می‌دهند و این یک دلخوشی است برای من که نظارت داشته باشم و از دید خودم این‌طور نیست که کار بسیار مهمی انجام می‌دهم.

مصاحبه: راهنمای تازه واردین همسفر مریم
تایپ: همسفر فاطمه رهجوهمسفر طاهره (لژیون یک)
عکاس: همسفرناهیدرهجو همسفرفریده (لژیون دو)
ویراستاری وارسال: همسفر زینب رهجو همسفرطاهره (لژیون یک) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .