English Version
This Site Is Available In English

فرصتی برای شناخت مرزهای درون

فرصتی برای شناخت مرزهای درون

خدمت واژه‌ای کوتاه؛ اما سرشار از عشق و مسئولیت است و چه زیباست انسانی که بخشی از مسیر زندگی خود را برای خدمت به دیگران وقف می‌کند. از شما سپاسگزاریم که با عشق و تعهد، مسئولیت مرزبانی را پذیرفتید و چراغی برای نظم، آرامش و حرکت در مسیر کنگره ۶۰ بودید.

همسفر اکرم و مسافرشان محمدرضا با سال‌ها تخریب آنتی‌ایکس مصرفی شربت تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ماه با راهنمایی مسافر حسین صداقت و همسفر طاهره سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۳سال‌ و ۸ماه است که به‌ لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر در کنگره۶۰ والیبال است. همسفر اکرم در جایگاه‌های خدمتی دبیری و نگهبانی کارگاه‌های آموزشی، دبیری و ورزشبانی والیبال خدمت کرده‌اند و در حال حاضر در جایگاه مرزبانی در حال خدمت هستند.

آیا شما به‌خاطر خدمت مرزبانی تاکنون مجبور شده‌اید که از زمان شخصی و برنامه‌ریزی‌های خود بگذرید؟

بله، در دوران مرزبانی پیش آمده از زمان شخصی و برنامه‌ریزی خود بگذرم؛ اما سعی کرده‌ام این را به عنوان‌ بخشی از مسئولیتی که پذیرفتم ببینم، نه از روی اجبار. خدمت به من آموخت که نظم، تعهد و مسئولیت‌پذیری داشته باشم و در کنار کارهای شخصی، برای خدمت هم برنامه‌ریزی کنم. گاهی لازم است از خواسته‌های شخصی خود بگذرم تا بتوانم مسئولیتی که پذیرفته‌ام را به درستی انجام بدهم.

مرزبانی برای شما بیشتر نگهبانی مرزها در نمایندگی بوده یا یادگیری مرزهای درون خود؟

برای من بیشتر از این‌که فقط مرزهای نمایندگی باشد، یادگیری مرزهای درون خود بوده است. در این مدت یاد گرفتم کجا باید قاطع باشم و کجا باید صبر و گذشت داشته باشم. قبل از این‌که بخواهم مرز دیگران را ببینم باید بتوانم خواسته‌ها، احساسات و رفتار خود را کنترل کنم. مرزبانی برای من فرصتی شد تا خود را بهتر بشناسم. یاد بگیرم که مسئولیت‌پذیری، نظم و احترام به حریم دیگران از درون خود شروع می‌شود.

به نظر شما شیرینی خدمت بیشتر در دیده شدن توسط دیگران است یا رضایتی که شخص درون خود احساس می‌کند؟

رضایتی که شخص در درون خود احساس می‌کند، در دیده شدن‌ نیست. با دیده نشدن ممکن است انگیزه‌ من  کم بشود؛ اما وقتی خدمت را برای رشد خود و انجام مسئولیتی که پذیرفته‌ام انجام می‌دهم‌؛ حتی اگر کسی نبیند، باز هم احساس رضایت دارم. در کنگره۶۰ دریافتم که خدمت می‌تواند باعث تزکیه و رشد انسان شود و همین حس درونی برای من شیرین‌ترین حس است.

آیا جایگاه مرزبانی به شما بیشتر قاطعیت آموزش داده یا صبر؟ یک مرزبان چگونه می‌تواند بین قاطعیت و محبت تعادل برقرار کند؟

مرزبانی هم قاطعیت را آموزش می‌دهد هم صبر را؛ اما شاید قبل از مرزبانی فکر می‌کردم قاطعیت یعنی محکم برخورد کردن‌‌ در طول خدمت، بعدها متوجه شدم قاطعیت واقعی، بدون محبت و احترام نتیجه خوبی ندارد. یک مرزبان باید قوانین و حرمت‌ها را با قاطعیت اجرا کند؛ اما در برخورد با افراد احترام و محبت را از دست ندهد. حرمت‌ها حفظ می‌شود و شخص مقابل احساس نمی‌کند که با او از روی خشم یا غرض شخصی رفتار شده است.

آیا مرزبانی راه رفتن روی گدازه‌های آتش است؟ چه چیزی باعث می‌شود یک مرزبان با وجود سوختن و سختی مسیر باز هم خدمت کند و عقب‌نشینی نکند ؟

البته سختی و فشار خدمت را نمی‌شود انکار کرد؛ اما دلیل ادامه دادن این خدمت را در آموزش، عشق به خدمت و مسئولیت‌پذیری می‌بینم. به نظر من مرزبانی گاهی شبیه راه رفتن روی گدازه‌های آتش است. گاهی در مسیر با فشارهای مختلف، اختلاف نظر، قضاوت یا شرایط سخت روبرو می‌‌شویم؛ اما چیزی که باعث می‌شود یک مرزبان ادامه دهد این است که بداند برای چه چیزی خدمت می‌کند سپس سختی‌ها قابل‌ تحمل‌تر می‌شود. برای من آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ گرفتم مثل احترام به جایگاه و تعهدی که در زمان پذیرفتن مسئولیت داشته‌ام، باعث شده در شرایط سخت عقب‌نشینی نکنم این به این معنا نیست که نسوزم؛ بلکه یاد می‌گیرم از سختی‌ها عبور کنم، تجربه کنم و از آن‌ها برای رشد استفاده کنم.

وقتی می‌بینید شخصی روزی تازه‌وارد بوده و اکنون حالش بهتر شده و در مسیر آموزش قرار گرفته است چه احساسی پیدا می‌کنید؟

قطعاََ احساس خوشحالی و شکرگزاری دارم. برای من دیدن این تغییر یکی از زیباترین نتیجه‌های کنگره۶۰ است. آقای مهندس فرموند: انسان می‌تواند با آموزش و حرکت درست از شرایط سخت عبور کند و خودش را دوباره پیدا کند. شاید نقش من هم به عنوان مرزبان فقط یک بخش کوچک از این مسیر باشد، همین‌که بتوانم با خدمت خود، ذره‌ای از این مسیر پربار باشم که بسبار ارزشمند و لذت‌بخش است و به من یادآوری می‌کند که خدمت فقط یک انجام وظیفه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد خود من هم هست .

صحبت پایانی:

در پایان، هفته دیده‌بان را به همه دیده‌بانان کنگره۶۰، تبریک می‌گویم. از زحمات و خدمات خالصانه این عزیزان صمیمانه تشکر می‌کنم. از آقای مهندس دژاکام، بنیان کنگره‌۶۰، برای آموزش‌ها و مسیری که برای رهایی، درمان و رشد انسان‌ها فراهم کردند سپاسگزارم.

از این‌که وقت باارزش خود را در اختیار ما قرار دادید بی‌نهایت سپاسگزارم.

طرح سؤالات و مصاحبه‌کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون دوازدهم)
ویراستار و ارسال: همسفر منیره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ایمان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .