جلسهی دهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ، نمایندگی ماهشهر، به استادی مسافر فضیل، نگهبانی مسافر عارف و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه « هفته دیدهبان» در روز پنچشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من فضیل هستم، یک مسافر
صحبت کردن درباره دیدهبانها در این هفته، با توجه به وظایف سنگینی که بر عهده دارند، واقعاً سخت است؛ چراکه جایگاهی باشکوه و والا دارند. کسانی که در این چندسال بیشترین کمکها را به جناب آقای مهندس رساندند و کنار ایشان یاریگر بودند، تا کنگره به جایگاه امروزی دست یابد و این چراغ روشن بماند. از نگاه من، دیدهبانهای کنگره ۶۰، یاران واقعی مهندس هستند، نمیگویم دوستان جناب مهندس، چون عملاً بیشترین یاری را دیدهبانها انجام دادند تا کنگره به اینجا برسد و معتقدم دوستان جناب مهندس نسلی خواهند بود که بعد از ما میآیند و مهندس را ندیده دوستدار ایشان میشوند.
وقتی به این هفته فکر میکنم، میبینم که دیدهبانها به تمام شعب در شهرها و نقاط مختلف کشور سر میزنند. ما هم قرار بود از ماهشهر به آبادان برویم. اگر خوب بیندیشیم که چه چیزی پشت این حرکت عظیم وجود دارد و چرا ما مشتاقانه کیلومترها راه را طی میکنیم تا همدیگر را ببینیم، آیا جز عشق، محبت و دوستی میتواند پشت این حرکت باشد؟
جناب مهندس در وادی عشق، بیان کردند که تنها چیزی که پس از انتقال از این جهان و قدم گذاشتن در حلقهای دیگر از حیات، ماندگار خواهد بود، همین عشق است؛ همین پیوند محبت میان انسانهاست که میتواند برقرار بماند. شاید باور این سخن در ابتدا کمی سخت باشد، اما وقتی عمیقاً در آن تأمل کنیم و درست درکش کنیم، کاملاً به سخن جناب مهندس ایمان میآوریم. چون در واقع ما اینجا نه با عقل و نه با قلب همدیگر را دوست نداریم بلکه این روحهای ما هستند که با همدیگر انس و الفت گرفتهاند، اگر قرار بود با عقل همدیگر را دوست بداریم که عقل زوالپذیر است و اگر با قلب همدیگر را دوست داشته باشیم، قلب نیز فناپذیر است، تنها چیزی که پس از این جهان در حلقههای بعدی به سیر خود ادامه میدهد و ماندگار است این روح ماست. از این رو، سخن جناب مهندس برای من کاملاً پذیرفتنی است و به آن ایمان دارم؛ زیرا فقط روح ماست که ماندگار خواهد بود و در واقع روحهای ما هستند که باهم انس گرفته و این پیوندها را شکل دادهاند.
بسیار دوست داشتم روز سهشنبه آقای ترابخانی را از نزدیک ببینم و این هفته را به ایشان تبریک بگویم؛ چون واقعاً دیدهبانها بودند که باعث شدند این چراغ روشن بماند و من و سایر دوستان با این راه آشنا شویم. هیچوقت یادم نمیرود زمانی که سرگشته و بلازده و حیران در مسیر گمراهی قدم برمیداشتم، نمیدانم خداوند چگونه حکم کرد که من با روش درمان کنگره آشنا شدم، اما تنها چیزی که باعث شده این چراغ روشن بماند، آیا جز زحمات دیدهبانها و دیگر خدمتگزاران کنگره چیز دیگری وجود دارد؟
هر کدام از ما به نوبهٔ خود، در هر جایگاهی که خدمت میکنیم، میتوانیم یک دیدهبان باشیم. قوانین و اصول کنگره توسط دیدهبانها مطرح میشود و اجرای آن بر عهدهٔ خدمتگزاران است. من در هر جایگاهی که باشم، اگر این قوانین و حرمتها را بهدرستی انجام دهم، در واقع دارم از اصول و حرمتهای کنگره صیانت میکنم.
تبریک میگویم به دیدهبانهای محترم کنگره ۶۰ که این سعادت بزرگ نصیبشان شد تا چراغ کنگره روشن بماند. من معتقدم و در زندگی خود، چه در کنگره و چه بیرون از کنگره، مشاهده کردهام کسانی که باعث میشوند شخصی از تاریکی خارج شود و چراغی را برای دیگران روشن کنند، محال است که این افراد در تاریکی بمانند.
برای تمامی دیدهبانها آرزوی موفقیت میکنم و از خداوند میخواهم که همواره بدرخشند و نور دلشان روشنتر و روشنتر شود.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف و مسافر محمود
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
71