English Version
This Site Is Available In English

حضوری بی‌صدا

حضوری بی‌صدا

ابتدا هفته دیده‌بان را خدمت آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تبریک عرض می‌کنم و هم‌چنین تبریک می‌گویم به‌ همه‌ دیده‌بانان کنگره۶۰. تشکیل کنگره دیده‌بانان در کنگره۶۰ با هدف اداره هرچه بهتر کنگره۶۰ ایجاد شده که فعالیت خود را زير نظر آقای مهندس دژاکام انجام می‌دهند. آدم وقتی به عقب نگاه می‌کند می‌بیند چقدر تنها بوده، چقدر در تاریکی گم شده بود؛ اما حالا به این جمع و محیط که نگاه می‌کنم می‌بینم چیزی است که آن را نگه داشته و قابل لمس نیست؛ اما کاملاً حس می‌شود و آن چیز همان حضور بی صدا و آرام دیده‌بانان می‌باشد. من هميشه فکر می‌کردم دیده‌بان؛ یعنی کسی که فقط پشت در می‌ایستد و مراقب است، که کسی مزاحم نشود یا اتفاقی نیافتد؛ اما حالا می‌فهمم که دیده‌بان خیلی فراتر از این حرف‌هاست. دیده‌بان؛ یعنی کسی که وقتی همه درگیر حرف‌زدن و شنیدن هستند او درگير مراقبت از روح جمع است. او کسی است که وقتی می‌بیند یک نفر در گوشه‌ای نشسته و با خودش کلنجار می‌رود یا از شدت فشار احساسات منفی چشمانش خیس شده و نمی‌خواهد کسی بفهمد، دیده‌بان همان کسی است که با یک نگاه ساده یا یک حضور گرم می‌گوید من هستم، تو تنها نیستی. تشکیل کنگره دیده‌بان در کنگره۶۰ با هدف اداره هر چه بهتر این جمع ايجاد شده و این ساختار شبيه یک درخت است. ریشه این درخت بنیان‌گذار کنگره۶۰ آقای‌ مهندس است و تنه یا ساقه این درخت همان دیده‌بانان هستند که در کنگره مثل یک پارلمان عمل می‌کنند و کارشان قانون‌گذاری است و نگاه اصلی‌ آن‌ها به آینده است و قوانینی را به تصویب می‌رسانند که هم عملش سالم باشد و هم کارایی داشته باشد. آن‌ها موضوعات را از جوانب مختلف نگاه می‌کنند؛ چون خودشان مسيری را در کنگره طی و تجربیاتی پیدا کرده‌اند و ساختار را خوب می‌شناسند اشکالات را می‌بینند؛ نه با احساس منفی و کینه، بلکه با تفکر و اندیشه، تا به هدف اصلی خود برسند.

گاهی شب‌ها که‌ همه خسته می‌شوند و می‌روند و چراغ‌ها يکی‌ يکی خاموش می‌شوند، این عزیزان دغدغه کارهای شعبه‌های مربوط به خود را دارند و من هربار که به این راهی که طی شده نگاه می‌کنم از خودم می پرسم چقدر این آدم‌ها بزرگ‌ هستند، چقدر این‌ها از خودشان گذشته‌اند آن‌ها هم روزی مثل ما بوده‌اند. همه روزی مثل ما لرزیدند، همه روزی مثل ما فکر می‌کردند که شاید هیچ‌وقت راهی پیدا نشود؛ اما حالا آن‌ها شده‌اند همان ستون‌هایی استوار که خیمه این کنگره را بالا نگه داشته‌اند و بنای کنگره بر شانه‌های آن‌ها استوار است. دیده‌بان؛ یعنی امنیت، یعنی وقتی تو وارد جلسه می‌شوی و هنوز نمی‌دانی چه اتفاقی دارد می‌افتد یا چقدر ترس داری؛ اما وقتی آن آدم را در کنارت  می‌بینی که با آرامش و وقار ایستاده انگار ناخودآگاه یک آرامش به دلت می‌نشیند، انگار می‌گویی اینجا جای امنی است، این‌جا کسی نیست که من را قضاوت کند، این‌جا کسی نیست که من را از پا در بیاورد؛ چون یک نگهبان است که وظیفه‌اش فقط مراقبت از این فضای مقدس است. خیلی وقت‌ها می‌خواهم بروم و از آن‌ها تشکر کنم؛ اما می‌بینم که دیده‌بان‌ها اصلاً دنبال تشکر نیستند آن‌ها؛ حتی دنبال دیده‌شدن هم نیستند آن‌ها می‌خواهند فقط دیده‌بان باشند؛ فقط می‌خواهند مطمئن شوند که هیچ مسافری در میانه‌ راه در این جمع تنها نمی‌ماند و در تاریکی گم نمی‌شود و این هفته دیده‌بان برای این است که ما اعضاء کنگره بیشتر این جایگاه را بشناسیم و بدانیم ساختار کنگره توسط این شورا اداره می‌شود و بدانیم که این ساختار همان شجره طیبه است چرا که تولید و زایش در جهت مثبت دارد و انسان‌ها از تولید، ثمره و میوه آن بهره می‌برند.

میوه این ساختار همان حال خوش، رهایی و رسیدن به مقام انسانی و آرامش است. این‌ها آدم‌هایی هستند که از دل درد آمده‌اند و حالا درد دیگران را با چشم‌های بیدارشان می‌بینند و با قلب‌های بزرگ‌شان تحمل می‌کنند. آن‌ها درس بزرگ عشق به خدمت را به ما می‌دهند درس این‌که لازم نیست حتماً در مرکز توجه باشی تا تأثیرگذار، گاهی اوقات ایستادن در حاشیه، مراقبت‌کردن از مرکز خیلی ارزش‌مندتر از هر سخنرانی و هر تشویقی است. ما باید این قانون‌گذاران را که اسم‌ آن‌ها دیده‌بان است و کارشان دیدن نقاط ضعف و قوت و قصد دارند انسان‌ها را چه در تفکر، چه در اندیشه، چه در بعد جسمانی، از تاریکی عبور دهند و به صلح و آرامش برسانند؛ باید آن‌ها را خوب بشناسیم و به بهترین شکل از آن‌ها قدردانی کنیم. من می‌خواهم برای دیده‌بان‌های کنگره۶۰ دعا کنم، برای آن پاهای خسته که ساعت‌ها ایستاده‌اند و برای آن‌ها قلب‌هایی که از شدت مهربانی لبریز شده است. امیدوارم که همیشه همین‌طور استوار باشند و همیشه همین‌طور سایه امنی بر سر ما باشند؛ چون اگر یک روز این دیده‌بان‌ها، این چشم‌های بیدار نباشد شاید این خانه امن دوباره در برابر طوفان‌های زندگی شکننده شود.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نرگس ( لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
  ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .