English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- انسان دانا، با تفکر و تعقل می‌تواند خواسته‌های خود را تشخیص دهد.

گروه خانواده- انسان دانا، با تفکر و تعقل می‌تواند خواسته‌های خود را تشخیص دهد.

همسفر زهرا: قبل از این که به سراغ تعریف دانایی موثر برویم، ابتدا باید خود واژه دانایی را تعریف کنیم و بدانیم ابزار دانستن چیست؟ مثلث دانایی با سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش شناخته می‌شود و باید همه اضلاع به یک اندازه رشد کرده باشد.

همچنین دانایی که ما در کنگره به دست می‌آوریم مفهوم متفاوتی دارد و به تصمیمات عاقلانه‌ایی که ما در زندگی می‌گیریم برمی‌گردد. همین طور برای سنجش دانایی سواد داشتن به طور خالص معیار نیست؛ چه بسا افرادی که تحصیلات بالایی دارند اما یا نمی‌توانند تصمیمات درستی بگیرند و یا از به کار بردن آن چیزی که آموخته‌اند در زندگی، ناتوان هستند.

پس به این نتیجه می‌رسیم که دانایی موثر یعنی امری که منجر به زندگی درست، تصميمات درست و تکرار نکردن اشتباهات ، و به کارگیری تجربه و آموزش در زندگی واقعی و نه فقط تکیه به آموخته‌های خام منجر شود.

در مقابل مثلث دانایی مثلث جهالت قرار دارد که از سه ضلع ترس، ناامیدی، منیت تشکیل شده که مهم‌ترین آن‌ها منیت است،‌ یعنی کسی در مقابل یادگیری و پرسش برای دانایی مقاومت می‌کند.

دانایی با سواد فرق می کند این دو هر کدام یک مبحث جداگانه ای هستند. دانایی به میزان تحصیلات نیست، به شیک‌پوشی نیست یا بستگی به ماشین و مقام فعلی ما ندارد. دانایی ما با تصمیمات درستی که در زندگی می‌گیریم نشان داده می‌شود، یا در آزمایش‌های الهی چگونه مورد قبول قرار می‌گیریم سنجیده می‌شود.

گاهی اوقات با انسان های رو‌به‌رو می‌شویم که علم و دانایی بالایی دارند اما در مجموع انسان‌های نادانی هستند پس سواد و علم دانایی نیست. ممکن است با انسان هایی رو‌به‌رو شویم که حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشند اما در رفتار آنان چنان نشانه‌های می‌بینیم که متعجب می‌شویم؛ پس بی‌سواد بودن به معنای نادانی نیست.

استاد سردار، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه، می‌فرمایند: میزان دانایی سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان لباس پوشیدن نیست، بایستی انسانی اندیشید. به رفتارها، عمل و سخن آزمایش الهی بدهید.

استاد امین در جزوه جهان‌بینی می‌گویند: نیروهای بازدارنده برای این که نگذارند انسان دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کند، روی هر سه ضلع کار می‌کنند. اگر موفق نشوند روی یک ضلع هم کار می‌کنند، موفق خواهند شد که جلوی کار کرد درست انسان را بگیرند.

بنابراین ما با تلاش و پشت کار و تجربه با عبور از ترس، منبت و جهالت دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنیم. دانایی موثر مرحله‌ای است که باید تصفیه و پالایش صورت بگیرد تا درست و نادرستی کاری را بتوانیم تشخیص دهیم و تصمیم درست و عقلانی بگیریم.

دانایی ما در زندگی بر اساس تفکر، آموزش ،تجربه و دیدگاه ما پایه‌ریزی می‌شود یعنی وقتی در زندگی به مشکلات و چند راهی بر می‌خوریم بتوانیم درست‌ترین را انتخاب کنیم. هر قدر دانایی موثر نیرومند‌تر باشد در رسیدن به خواسته‌های معقول، ذرات نفس همانند یک فیلتر عمل میکند.

همسفر فائزه: هر انسانی از بدو تولد تا زمان مرگ، همواره مورد آموزش قرار می‌گیرد، تجربه کسب می‌کند و گاه آموزش و تجربیات خود و دیگران را در زندگی به کار می‌گیرد.
هر کدام از ما در زندگی‌مان خواسته‌های متعددی داریم که برای رسیدن به آن خواسته‌ها باید تلاش کنیم و با تفکر و دانایی نسبت به آن خواسته دریابیم که خواسته‌مان معقول است یا نامعقول.

انسان دانا؛ با تفکر و تعقل می‌تواند خواسته‌های خود را تشخیص دهد و برای رسیدن به آن ها از آموزش های که گرفته استفاده کند. با توجه به آنچه آموختیم مثلث دانایی با تفکر با تجربه و آموزش شکل می‌گیرد و با تعادل رساندن و یک اندازه شدن هر سه ضلع می‌توان به عملکرد درستی رسید.
در مقابل آن مثلث جهالت است که شامل ترس، منیت و ناامیدی است که ترس؛ تعقل را از بین می‌برد. منیت؛ سد آموزش و یاد‌گیری ما می‌شود و نا‌امیدی؛ اعتماد به نفس را از ما سلب می‌کند و سد معبری در راه رسیدن به اهداف و خواسته‌های ما می‌شوند.

حال هر چه تلاش کنیم با تفکر و تعقل از آموزش‌ها بهره‌مند شویم و از تجربیات استفاده کنیم و به موقع و به جا آن‌ها را کاربردی کنیم به دانایی موثر نزدیکتر شده و اهداف و خواسته‌های معقول خود را عملی می‌نماییم. میزان دانایی هر فردی به آن چیزی که یاد داشته باشد نیست. باید چیزی که یاد می‌گیرد کاربردی کند و در زندگی خود به نحو احسنت استفاده کند.

در مورد سواد به گفته آقای مهندس که می‌گویند: هر شخص به اندازه دانسته‌ای که آموزش گرفته است، سطح دانایی و سواد دارد. یک دکتر به اندازه یک دکتر، یک مهندس به اندازه یک مهندس، یا حتی یک بی‌سواد به اندازه تجربه‌ای که در معاشرت با بقیه داشته اطلاعات دارد.
و سواد؛ که با معانی و تعابیر مختلف آمده است و عامیانه  آن همان توانایی خواندن و نوشتن است و در تعاریف پیشرفته تر، سواد یعنی توانایی ایجاد تغییر در زندگی در صورتی که مهارت‌ها و دانش‌آموخته شود، آن‌گاه می‌توان گفت این فرد انسانی با سواد است.
پس ایجاد تغییر در رفتار مهمترین مولفه با سواد بودن است‌. در کنگره از وادی اول یک به یک می‌آموزیم که ابتدا تفکر کنیم و در ادامه یاد می‌گیریم ارزش‌ها را در خودمان پرورش دهیم و از ضد ارزش‌ها دوری کنیم و در این مسیر درست از تجربیات دیگران درس گرفته تا خود به تجربیات درست‌تری دست‌یابیم و تغییراتی درست در زندگی خود ایجاد کنیم.تا سر انجام به دانایی موثر دست‌یابیم.
دانایی زمانی به درد ما می‌خورد که بتوانیم از آن استفاده کنیم و آنها را هر روز در زندگی به کار ببریم و الا مثل این می‌ماند که چند تا کتاب گران قیمت خریده‌ایم و آنها را بدون اینکه مطالعه کنیم در قفسه کتابخانه گذاشته‌ایم. ولی زمانی که توانستیم در تمام مراحل زندگی از آنها استفاده کنیم معلوم می‌شود که دانایی ما به دانایی موثر تبدیل شده است و ما را در جهت مثبت قرار داده.

دانایی موثر است که کار گشا باشد و مشکلی را حل کند و باعث پیشرفت شخص شود این می‌شود دانایی موثر و به کار‌گیری این دانایی و به عبارتی توانایی محدودیتی ندارد و در هر مورد و موضوعی کارایی خود را دارد و این نوعی توانمندی است که همیشه و همه جا به کار می رود تنها کاری که باید انجام داد تا به دانایی موثر رسید این است که هر چیزی را در وقت لازم و در جای لازم و در حد لازم در راستای تفکر ، تجربه، آموزش به کار برد .

به امید جهانی پر از دانایی و آرامش و سواد
خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

نویسنده: همسفر زهرا و همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)

رابط خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)

ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)

همسفران نمایندگی سالار

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .