پنجمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافرین و همسفران، روزهای پنجشنبه، شعبه قائمشهر به استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر کاوه با دستور جلسه «هفته دیده بان» در تاریخ 5 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم مسافر.
هفته دیده بان را به همه اعضاء کنگره شصت تبریک میگویم و از ایجنت محترم شعبه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا بتوانم اینجا در حضور شما باشم و خدمت کنم. امیدوارم جلسه خیلی خوبی داشته باشیم.
همه ما می دانیم کار آقای مهندس و کنگره بسیار سخت بوده تا به اینجا برسد و ایشان برای آشنا شدن همه اعضاء کنگره با افراد کلیدی که به او در این مسیر کمک کرده اند جشن هفته ی دیده بان را در دستور جلسات هفتگی قرار دادند.
زمانی که متادون به زور جای تریاک را گرفت و وارد چرخه درمان اعتیاد شد، حمایت های زیادی از آن می شد. ولی آقای مهندس یک تنه حواسشان بود که تریاک از دست نرود. چون اگر متادون جایگزین می شد دیگر نمی شد اعتیاد را درمان کرد.
آقای مهندس با تمام توان و به تنهایی مقابل درمان اعتیاد با متادون ایستاند. در همان کشاکش ها و درگیری های تریاک بود که کنگره را بستند و مشکلات زیادی پیش آوردند.
استاد سیلور می فرمایند "امروز بیشترین بیماری های جان و روان را با دادن دواهای شیمیایی و بیشتر در بی خبری به خیال خود درمان می کنند، اما پس از گذشت مدتی که این دارو ها را کم و یا قطع می نمایند باز به ایستگاه اول می رسند و این شکست این حرفه است." این چیزی است که ما شاهد هستیم و امروز نتیجه اش را می بینیم که موفق نبوده اند.

ما شاهد بی مهری های زیادی از گروه های مختلف بودیم. به عنوان مثال ما در ساختمان آکادمی طبقه ی اول بودیم و در طبقه ی دوم، یک کلینیک سم زدایی مشغول به فعالیت بود که مزاحمت زیادی را برای ما ایجاد می کردند و تازه واردینی که برای درمان به کنگره 60 می آمدند، می بردند برای سم زدایی و آسیب های زیادی را متحمل می شدند. تا اینکه یک روز آقای مهندس متوجه موضوع شدند و تصمیم گرفتند برای حل آن برخوردی را انجام دهند. من و ایشان به طبقه ی بالا رفتیم و جناب مهندس با عصبانیت با آنها برخورد کردند تا دیگر آن کار را تکرار نکنند. در برگشت من تصور می کردم آقای مهندس بسیار عصبانی هستند اما او در همان لحظه لبخندی زد و گفت "باید یاد بگیری تا بتوانی با تمام وجودت عصبانیتت را برای اعتراض به موضوعی نشان دهی اما در درون آرامش داشته باشی." که در سی دی اخیر هم می فرمایند " آن خشم دروغینش، آن شیوه ی شیرینش، تا باد چنین بادا" من در آنجا درس بزرگی را از ایشان آموختم.
آقای مهندس باید با وجود تمام این مشکلات، تمرکزشان روی سی دی ها، نوشتارها، مسافرها و روش درمان می بود تا اینکه دیده بان ها یک به یک به کمک ایشان آمدند. رسیدن به قله کار سختی است اما ماندن در آن سختتر است. دیده بان ها با پرچم محبت به کمک آقای مهندس آمدند تا بتوانند این شیوه ی درمان و این آرامش در کنار هم بودن را حفظ کنند.
آقای مهندس از نظر علم و دانش همتا ندارد، اما باید انسان هایی در کنار ایشان باشند تا به او در این مسیر کمک کنند و آن افراد دیده بان ها هستند.
در پایان باید بگویم که دیده بان ها هرکدام یک کنگره60 هستند.
از اینکه به صحبت های من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
در ادامه جلسه، رهایی های جدید شعبه به جایگاه آمدند
.jpg)


تنظیم: مسافر محمد،لژیون دوم
مسافر احسان، لژیون دوم
عکس: مسافر عباس، لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
134