جلسه پنجم از دور اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی خوانسار، به استادی مسافرمجید، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر علی، با دستور جلسه «هفته دیدبان »، روز پنجشنبه ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
خداوند بزرگ را شاکرم که دوباره به من اجازه داد در کنگرهی ۶۰ باشم و خدمت کنم؛ از ایجنت محترم، آقای علیرضا، و گروه مرزبانی هم بینهایت سپاسگزارم که این جایگاه را به من دادند. هرچند دستور جلسه درباره هفته «دیدهبان» است، اما میخواهم از کنگرهی ۶۰ بگویم و بعد آن را به دیدهبان ربط بدهم. چیزی که برای خودم خیلی جالب بود ، که از صبح که بیدار شدم، کلی فکر و تحقیق کردم و سهچهار برگه را پر از مطلب کردم ؛ امروز پیش آقای هویدا و گفتم کلی گشتم و چیزهایی نوشتم، اما برگهها را کنار گذاشتم. آقای هویدا پرسید اینها چیست؟ گفتم هیچی. بعد که رفتیم، برگهها را گرفتند و گفتند: «استاد خوب، استادی است که بیاید بالا و با دلش حرف بزند. کنگرهی ۶۰ سیستم خیلی بزرگی دارد، ولی در بیرون، رئیس یا بزرگ هر سیستم در بالاست؛ مثل گروههای هرمی که راس بالا و شاخهها پاییناند. اما در کنگرهی ۶۰، بنیانگذار، آقای مهندس، در بالاترین جایگاه هستند؛ چون میخواستند بگویند اینجا آقا و سروری نداریم. در پیمانی که میبندیم هم میگوییم که ما آقا و سرور هیچکس نیستیم. این بزرگترین آموزش آقای مهندس در ابتدای کنگره است که فرمودند: «هرچند به جایگاهی برسید، حتی من که کنگره و روش DST را ابداع کردم، آقا و سرور کسی نیستم.» مهندس حسین دژاکام خودشان را به ریشه مثل زدند؛ چون درخت از ریشه تغذیه میکند و ریشهی کنگرهی ۶۰، آقای مهندس است. ما از آموزشها، سیدیها و کتابهای ایشان تغذیه میکنیم تا به جهانبینی درست برسیم. بعد میرسیم به دیدهبانان؛ که تنههای کنگرهی ۶۰ هستند. اگر دیدهبان نباشند، درخت استوار نمیماند. کوچکترین بخش کنگره هم از چند نفر تشکیل شده؛ یک نفر به تنهایی کاری نمیکند. نوشته شده که ایجنت و گروه مرزبان و دیدهبانان باید گروه باشند. کار دیدهبانان این است که به شهرها و شعب سر میزنند، اوضاع را میبینند، در شورا شرکت میکنند و قانون میگذارند؛ قوانین کنگرهی ۶۰، زیر نظر نگهبان کنگره که آقای مهندس هستند. شاید از دور فکر کنیم دیدهبان خیلی جدی یا بداخلاق است، ولی وقتی آقای صدیقی آمدند، دیدم خیلی مهربان و خندان و خاکی بودند. جا دارد ویژه از آقای اصغر منصوری و آقای مهدی صدیقی و دیدهبانان اصفهان، مخصوصاً آقای سلامی، تشکر کنم. اگر ما اینجا نشستهایم، به خاطر زحمات این عزیزان است. پس ببینید دیدهبانی که یک روز اینجاست و یک روز آنجا، چقدر برای ما زحمت میکشد؛ شما عزیزان هم خوب قدردانی کردید. در ادامهی سیستم کنگره، بعد از دیدهبان، آقای مهندس دستیار دیدهبان را میگذارند که مسئولیتهایی دارد. بعد میرسیم به شعبه؛ که رأسش ایجنت است، بعد مرزبانان، مسئول OT، مسئول نشریات، مسئول سایت. هدف همه یکی است: خدمت کردن تا مصرفکننده به درمان برسد. آقای مهندس خیلی قشنگ میگوید که همهی خدمتگزاران شاخههای درختند و مصرفکننده یا تازهوارد، برگ درخت است. شادابترین بخش درخت، برگ آن است. تازهواردها خون تازهی کنگرهاند؛ یعنی اگر تازهوارد نباشد، هیچکس نیستیم. . پس همهی ما باید فکر کنیم مسئولیتمان چیست و چطور بهترین کار را بکنیم. بعد از سه ماه به این نتیجه رسیدم که چرا آقای هویدا به من گفت باید خدمت صادقانه کنم. اول فکر میکردم بروم مسئولot یا مرزبان شوم، خوب است،اما فهمیدم باید منیت را کنار بگذارم و بیایم صادقانه خدمت کنم. حالا که آمدم، میبینم حتی نشستن روی همین صندلی، برای یک سفر اولی که میبیند کسی که رها شده یک خدمت بزرگ است روزی که وارد کنگره شدیم در دنیای اعتیاد بودیم، همهی حسهایمان بسته بود؛ از نوشتن، از خواندن، از سیدی فرار کرده بودیم. حالا کنگره به ما گفت سیدی بنویس، نوشتیم، حسمان باز شد و حالمان خوب شد.

عکس و تایپ همسفر علی
ویرایش وتنظیم وارسال مسافر محمد
مسافران و همسفران لژیون خوانسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
102