یازدهمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاههای عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی بنیان مشهد، با نگهبانی مسافر سجاد، استادی راهنما محمدصادق و دبیری مسافر علی، با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز پنجشنبه، ۵ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمدصادق هستم یک مسافر، مدتی بود که توفیق نداشتم در جایگاه استادی خدمت کنم و دلم برای این جایگاه تنگ شده بود؛ از این بابت خداوند را بسیار سپاسگزارم. دررابطهبا دستور جلسه «هفته دیدهبان»، نکته بسیار مهمی وجود دارد: ما بارها شاهد رشد یک مسافر از بدو ورود به کنگره ۶۰ تا رسیدن به جایگاه والای دیدهبانی بودهایم. من و بسیاری از قدیمیها این مسیر را از نزدیک لمس کردهایم. برای مثال: افتخار داشتم در کنار آقای فلاح خدمت کنم و از ایشان آموزش بگیرم. نکته کلیدی اینجاست که این رشد چگونه رخ میدهد و چطور میتوانیم از این الگو در مسائل زندگی شخصی خود استفاده کنیم تا به درجات بالاتر انسانی برسیم؟

اجازه دهید بهعنوان نمونه، اشارهای کوتاه به دو دیدهبان محترم استان خراسان، مسافر جواد فلاح و مسافر دکتر مهدی سنچولی داشته باشم. سؤال این است که یک مسافر چگونه به این جایگاه میرسد؟ نه پارتیبازی در میان بوده و نه آقای مهندس نگاه ویژهای به این عزیزان داشتهاند؛ بلکه آنچه این عزیزان را به اینجا رسانده، صرفاً تلاش، زحمت، تعهد و خدمت صادقانه خودشان بوده است. هفته گذشته در مشارکت خود به دیدبان مسافر جواد یادآوری کردم؛ فیلمی از سالهای دور دیدم که چقدر بابت نصب یک کیوسک در الهیه، شما و همراهانتان خوشحال بودید و ذوق داشتید. بعد از جلسه با خود فکر میکردم که آن زمان؛ حتی یک شعبه مستقل نداشتیم؛ در یک فرهنگسرا مستقر بودیم و هر روز به بهانهای ما را بیرون میکردند؛ اما با دیدن یک کانکس ساده آنقدر شوق و انگیزه در چهرهها دیده میشد. میخواهم از همان عشق و اشتیاق خالصانه صحبت کنم که یک مسافر را به جایگاه دیدهبانی که به نظر من بالاترین جایگاه خدمتی در کنگره ۶۰ است میرساند. من شاهد بودم که ایشان برای ساختن آینده و جبران گذشته چقدر تلاش کرد و در خدمتگزاری هرگز با کسی معامله نکرد.
این نکته بسیار مهمی است: خدمت ما باید با دل و جان باشد، نه با زبان. گاهی ادای افرادی را در میآوریم که چشمداشتی ندارند و به زبان میگوییم خدمت برایمان مهم نیست؛ اما رفتارمان چیز دیگری نشان میدهد؛ درحالیکه صداقت و انگیزه قلبی یک خدمتگزار همیشه کاملاً مشهود است. شاید هدف همه ما رسیدن به دیدهبانی نباشد؛ اما آیا نباید در زندگی شخصیمان تلاش کنیم تا تخریبهای گذشته را در حق خانواده، همسر و پدر و مادرمان جبران کنیم؟ متأسفانه گاهی میبینیم مسافری بعد از چند ماه سفر، ذوق و شوق روزهای اول را از دست میدهد؛ در لژیون همه چیز فراموش میشود و گویی یادش میرود برای چه آمده و چه تخریبهایی به بار آورده بود. این فراموشی واقعاً جای تعجب دارد.

نکته دیگر درباره دیدبان مسافر مهدی (دیدهبان محترم پورتال) است؛ خاطرم هست سالهای ۹۴–۹۵ روز اولی که ایشان را در پارک دیدم، با خودرو مدل بالا در کنار سایر خودروهای مسافرین کنگره 60 پارک کرده بودند. با خودم گفتم این ماشین یا اشتباهی آمده یا صاحبش نمایشگاهدار است! بعداً متوجه شدیم ایشان دکتری مدیریت و از فعالان بزرگ اقتصادی هستند. مسافری که دسترسی به بهترین امکانات مادی را داشت، چرا باید به کنگره ۶۰ بیاید و به عنوان یک مسافر از نقطه صفر شروع کند و پلهپله رشد کند تا به این جایگاه خدمتی برسد؟ این نشان میدهد که داشتن یا نداشتن مال و ثروت، ملاک و دلیل رشد و تکامل انسان نیست؛ بلکه خواست، حرکت و تغییر درونی است که انسان را میسازد. ما همه این الگوها و آموزشها را میبینیم، پس چرا برای تغییر و حرکت در زندگی خود تعلل میکنیم؟
در پایان، از توجه و سکوت شما و از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
درادامه، مراسم معارفه مسئول نشریات نمایندگی، مسافر امیر انجام گردید.

مرزبان خبری: مسافر هوتن
عکاس: مسافر سید محمد لژیون چهارده
نگارش: مسافر حسین لژیون پنجم
ویرایش و ارسال: مسافر علی لژیون چهاردهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
70