در این نوشتار، شاگرد از استاد پرسش میکند: آیا انسانی که دچار گمراهی گشته یا به شخصیت بدی بدل شده است، امکان هدایت شدن دارد؟ استاد در پاسخ میفرماید: بلی. میزان دانایی با سواد یا تمدن یکسان نیست؛ همانگونه که انسانیت با پوشش و لباس سنجیده نمیشود، باید به شکلی انسانی اندیشید. باید به رفتار، عمل و گفتار خویش، آزمونی الهی سپرد. دانایی عبارت است از: تشخیص ماهیت خواستهها در هر رنگ، شکل و پوشش. لازمه خروج از جهانِ اعتیاد و ضدارزشها، برخورداری از دانایی و بهکارگیری آن در زندگی شخصی است. باید توجه داشت که در پسِ اعتیاد و تاریکیِ حوادثی که با آنها دستبه گریبان هستیم، قدرت عظیمی به نام شیطان نهفته است که ما بهتنهایی توان مقابله با آن را نداریم؛ لذا به قدرتی فراتر از شیطان نیاز داریم و تنها را تسلیم کردن خود به نیروهای الهی است همچنین میتوان از این مطلب چنین استنباط کرد که نشانه دانایی، تفکر و اندیشه ماست؛ بدین معنا که بتوانیم در دو راهیها و آزمونهای زندگی، در تمام لحظات حتی در زمان خواب بهترین انتخاب را داشته باشیم که این خود نشان از دانایی ما دارد. دانایی در چهارچوب جهانبینی، تفسیر دیگری نیز دارد و آن اینکه؛ هرگاه سه ضلع مثلث دانایی یعنی «تفکر»، «تجربه» و «آموزش» با یکدیگر برابر باشند «داناییِمؤثر» محقق میگردد؛ اما اگر این اضلاع برابر نباشند دانایی بهواقع تحقق نیافته است، چراکه فرد قادر به عمل به آن نخواهد بود. این مسئله شامل «سواد» نیز میشود که به تنهایی برای نجات فرد از تاریکی، مؤثر نمیباشد.
در اکثر انسانها، مثلثِ «داناییِمؤثر» در درون مثلثِ بزرگترِ «دانایی» بسیار کوچک است؛ از اینرو، آنها در حل مسائل آزادی عمل چندانی ندارند و مدام مانند انسانی در حال غرق شدن، به دنبال غریقنجات میگردند، غافل از اینکه کسی جز خودشان نمیتواند به آنان یاری رساند، درواقع، آنان قدرتعمل را در خود کمرنگ میبینند و مدام در گرداب مشکلات دست و پا میزنند، به تعبیر استاد سردار: برای باورها، ارزشی نیست؛ این نوع از دانستن در واقع تفاوتی با ندانستن ندارد. انسان باید از مرحله «دانایی» عبور کرده و در آن متوقف نشود در این مرحله باید از «نفساماره» به مرحله «نفسلوامه» و سپس به «نفسمطمئنه» نزدیک شد تا اضلاع مثلث دانایی با یکدیگر برابر گردند؛ امری که جز با کمک راهنما و عملی کردن آموزشها امکانپذیر نیست، باید در مسیر خدمت قرار گرفت و خدمت کرد تا لیاقت رسیدن به مرحله داناییِمؤثر را کسب نمود. خداوند وعده داده است که اگر در مسیر آموزش و خدمت باشیم، میتوانیم فرماندهی جسم خود را به عهده بگیریم. داشتن سواد که همان توانایی خواندن و نوشتن است، به انسان در دریافت مفاهیم کمک میکند. دانایی در مسیر سواد، همچون یک فیلتر عمل کرده و کمک میکند تا خواستههای معقول را از نامعقول تشخیص دهیم و از ورود آنها به قلعه عقل جلوگیری کنیم تا سربازانِ دانایی به اشتباه نیفتند.
البته نداشتن سواد به معنای نادانی نیست. سواد چیزی است که همه انسانها بهطور بالقوه دارند و باید آن را از حالت قوه به فعل رسانده و تکامل بخشند که این امر مستلزم مربی و آموزش است. در جهان خارج، در حیوانات مشاهده میکنیم که چون قابلیتِ بالفعل کردنِ سواد را ندارند، هرچقدر هم مورد آموزش قرار گیرند، تغییری در آنها صورت نمیگیرد؛ چراکه آموزش با کمک «روح» صورت میگیرد و حیوانات از این نعمت بیبهرهاند. در نهایت، نشانه دانایی به تفکرات و اعمال ما باز میگردد؛ اینکه انسانی بیندیشیم و انسانی عمل کنیم. با این حال، دانایی بهتنهایی نمیتواند نجاتدهنده ما از تاریکی باشد. چه بسیار انسانهای دانایی که در مسیر اعتیاد یا دیگر تاریکیها غوطهور گشته و در اوج بیتعادلی و ناپایداری، از دنیا رفتهاند یا در حال زندگی هستند افرادی در جایگاههای شغلی چون عالمان دینی، پزشکان، اساتید دانشگاه، فیلسوفان، قهرمانان ورزشی، مهندسان و نویسندگان که جایگاه علمیشان، زمینهساز سقوط دنیوی و اخروی آنها را فراهم نمود.
دیدهبانها دو مسئولیت بر عهده دارند: یک مسئولیت مثل اعضا هیئتمدیره یا نمایندگان مجلس که قوانین کنگره۶۰ را تصویب میکنند و مسئله دیگر این است که قانون آنها مانند قانون وزرا است یعنی هر دیدهبان نقش یک وزیر در کنکره۶۰ را دارد، یکی دیدبان تحقیقات، دیدهبان مالی، دیدهبان ورزشی، دیدهبان بان جهانبینی، دیدهبان راهنمایان. دیدهبانها پایه و اساس کنگره۶۰ هستند و اگر اتفاقی رخ دهد دیدهبانها جلسه تشکیل میدهند و تصمیمگیری میکنند. در هر شعبه یک دیدهبان رابط وجود دارد. دیدهبانها اختیاراتی هم برای خود دارند مثلا دیدهبان راهنمایان آقا میتواند هر لژیونی را که میخواهد ببندد و بعد چون شعب خیلی زیاد شد و بیش از حد دیدهبانها شد و در هرجایی که شعبه بود یه دیدهبان رابط هم داشت؛ بنابراین بهخاطر شعبهها و مرزبانها که در صراطمستقیم حرکت کنند و قابل کنترل باشند مسئله ایجنت مطرح شد که هر شعبه یک ایجنت دارد که از طرف شورای نگهبان، مسئول آن قسمت است و بعضی شعبهها هستند که دیدهبان و ایجنت آنها یک نفر است مثل آقای مهندس که هم نگهبان کنگره۶۰ و هم ایجنت آکادمی هستند. در گذشته هر سال هفته مرزبان و هفته دیدهبان باهم ادغام بودند؛ اما مسئله دیدهبان خیلی کمرنگ دیده میشد و بقیه اعضا به مرزبانها بیشتر توجه میکردند؛ اما حالا هفته دیدهبان هم داریم که ما در این هفته از دیدهبانها تجلیل می کنیم و هر کسی از دیدهبان خودشان تجلیل میکند و اگر هم دیدهبان نداشته باشند از ایجنت تجلیل میکنند و این هفته است که ما از آنها تقدیر، تشکر و قدردانی میکنیم که آنها را بشناسیم، چون افراد جدید در کنگره آنها را نمیشناسند و به سیستم آگاهی ندارند و به خاطر اینکه آگاه شوند که سیستم چگونه طراحی شده است، چون این سیستم یا این ساختار کنگره۶۰ یک ساختار مخصوص به خودش هست. من باید اینرا بدانم که آقای مهندس و بقیه افراد تمام دقت و توان خود را به کار میگیرند که یک دیدهبان را انتخاب کنند.
منبع: سیدی دیدهبان
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
رابط خبری:همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
0