آقای مهندس در سیدی خشم به این نکته اشاره دارند که مطالبی که در کنگره۶۰ آموزش داده میشود؛ برای تمامی افراد از کمسواد تا افراد با مدارج علمی بالا است؛ ولی هر کس بسته به اندازه ظرفیت خودش، برداشتهای لازم را دارد؛ برای تمام مسائلی که در کنگره۶۰ مطرح میشود، راستیآزمایی صورت گرفته است؛ بعد تعریف واحد و دقیقی از آن ارائه شده است به همین دلیل به نتایج خوبی رسیده است؛ برای مثال: در درمان اعتیاد ما باید سه مؤلفه، جسم، روان، جهانبینی را به تعادل برسانیم، در کنگره برای هر کدام از اینها یک تعریف واحد ارائه شده است که همگان آن را پذیرفتهاند. مبحثی که در این سیدی مطرح شده است، درمورد حس است. همه ما انسانها دارای ۵ حس درونی شامل: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هستیم؛ همچنین ۵ حس بیرونی نیز داریم که قابل رؤیت نیستند؛ اما همنام خودشان را جذب می کنند؛ اما یک حس ششم نیز وجود دارد که به عنوان رابط بین حس درونی و حس بیرون است، حس یک گیرنده است که جایگاه آن در سینه یا قلب است.
هر انسانی حسهای متفاوتی را تجربه میکند، مثل حس خشم، کینه، عشق، مالاندوزی، نفرت، خدمت، گرسنگی و .... هر کاری که ما بخواهیم انجام بدهیم؛ باید در ابتدا حس آن کار در ما وجود داشته باشد، به عبارتی حس منشأ تمام حرکتها است و اگر حسی نباشد حرکتی صورت نمی گیرد؛ البته این بستگی به ما دارد که حس ما چگونه باشد به طور مثال؛ وقتی کسی ناسزا یا توهینی بشنود عصبی میشود و درگیر حس خشم میشود. هر انسانی در زمان خشم ضریب هوشیاش ۳ مرتبه کاهش پیدا میکند و این بر روی تصمیمگیری و عملکرد او اثر میگذارد. از نظر علمی ثابت شده است که انسان خشمگین، امتیازاتی را از دست میدهد. در زمان خشم، تفکر از بین میرود و ترس تفکر را میخورد و تفکر خورده شده، همانند غذای فاسد است؛ پس حس نقش بسیار سازنده و تعیین کنندهای در تمام قسمتها دارد.
ما در کنگره حس خدمت کردن و کمک کردن به دیگران را آموزش میگیریم، البته عدهای که این حس را نمیگیرند به این دلیل است که هنوز به آگاهی لازم نرسیدهاند. چه توفیق و سعادتی بالاتر از اینکه خداوند اجازه خدمت به سایر بندگانش را به بندهای عطا کند؛ اما مسئله دیگری که در این سیدی به آن اشاره شد، این بود که پی بردن به آنچه هست، تمنای دل میخواهد. زمانی که تمنای دل داشته باشیم الهام نیز به آن شکل میدهد. الهام زمانی اتفاق میافتد که نفس به مرحله میانه و آراستگی رسیده باشد. الهام به دو صورت است منفی یا مثبت، بستگی به ما دارد که چه چیزی را انتخاب کرده باشیم، فسق یا فجور هر چهقدر انسان تزکیه و پالایش بیشتری بر روی خود انجام بدهد تراوشهاي بیشتری خواهد داشت.
حس مانند خداوند است در تمام هستی و نیستی موجود است؛ اما برای همنام خودش قابل حس است. یک انسان عاشق، عاشق را درک میکند یک کلاهبردار هم میتواند یک کلاهبردار را درک کند. هر چیزی در هستی آغازی دارد و برای رسیدن به راهحل مناسب باید یکسری اطلاعات اولیه مشخص باشد تا از طریق معلومات بتوانیم مجهولات را بیابیم؛ برای مثال ما برای درمان اعتیاد اول صورت مسئله اعتیاد را مشخص کردیم تا توانستیم به درمان قطعی برسیم. در آخر باید گفت با شناخت ریشه و منشا حسهای بیرونی میتوانیم، حسهای مثبت را در خودمان تقویت، و حسهای منفی را از خود دور کنیم.
منبع: سیدی خشم
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
125