چهاردهمین جلسه از دور ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی اسیست دیدهبان محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر یدالله و دبیری مسافر خداکرم با دستور جلسه: «هفته دیدهبان» روز سهشنبه 3 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.

هزار مرتبه شکر که توفیقی شد دوباره در خدمت عزیزان باشیم و آموزش بگیریم. هفته دیدبان را تبریک میگویم خدمت آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و تمام دیدبانهای عزیز. انشاءالله هر جا که هستند سلامت باشند و سایهشان بالای سر ما باشد و بتوانیم از برکات وجود این عزیزان استفاده لازم را ببریم. در تمام دستورجلسات کنگره یک نماد بیرونی وجود دارد و یک نماد درونی. قرار است از هر دستورجلسه یک آموزش بگیریم؛ هم در جهان بیرون ببینیم چه استفادهای از آن میتوانیم داشته باشیم و هم در جهان درون برای خودمان برداشت کنیم که این آموزش کجای زندگی ما کاربرد دارد. تمام حرکتها در کنگره، تمام آمد و رفتها، حتی برگزاری جلسات، تشویقها و خدمتهایی که انجام میشود، همه آموزشی است. شاید در نگاه اول بعضیها تصور کنند که فقط دور هم جمع شدهایم، اما در واقع اتفاقی که در دنیای بیرون و دنیای درون کنگره در حال رخ دادن است، این است که انسان را از یک دنیای تاریکی به سمت روشنایی، آرامش و شناخت هدایت میکند. یکی از این آموزشها، دستورجلسه دیدبان است. حالا این دستورجلسه چه چیزی به ما آموزش میدهد؟ گاهی من به عنوان یک تازهوارد یا یک سفر اولی باید بدانم برای اینکه درمان شوم، برای اینکه در این مسیر قرار بگیرم و از دنیای تاریک و خطرناک اعتیاد خارج شوم، چه تعداد انسان و چه تلاشهایی پشت این مسیر وجود دارد تا من بتوانم به رهایی برسم. من وارد کنگره میشوم، آموزش میگیرم و برمیگردم، اما اینکه این مسیر چگونه هدایت میشود، چه برنامهریزیهایی پشت آن وجود دارد و چه کسانی برای ادامه این راه تلاش میکنند، همیشه برای منِ مسافر قابل مشاهده نیست. یک نمونه کوچک از این موضوع، اتفاقاتی است که در مسیر کنگره رخ داده است. گاهی در بیرون از این مجموعه اتفاقاتی میافتد که اگر مدیریت، تفکر و مهندسی جناب مهندس نبود و اگر چارچوبها و قوانین لازم وجود نداشت، شاید ادامه این راه به این شکل امکانپذیر نبود. موضوعاتی مثل شربت تریاک و مسائلی که در مسیر کنگره پیش آمده، نتیجه برنامهریزیهایی است که شاید ما از پشت صحنه آن اطلاع نداشته باشیم. دیدهبانها کسانی هستند که امروز را میبینند، اما نگاهشان فقط به امروز نیست. آنها آینده را میبینند و برای سالهای بعد برنامهریزی میکنند تا مسیر کنگره بتواند به هدف اصلی خودش، یعنی کمک به انسان مصرفکننده برای رسیدن به درمان و آرامش، ادامه پیدا کند.
اگر هدف فقط چیز دیگری بود، شاید سادهترین راه این بود که یک مجموعه با تعداد اعضای زیاد به سمت منافع مالی حرکت کنند؛ اما از همان ابتدا مسیر مشخص شد و کنگره در چهارچوب درمان، آموزش و خدمت به انسان شکل گرفت.
خیلی از کارهایی که در کنگره انجام میشود، توسط ما دیده نمیشود. مثل مرزبانها، نگهبانها، راهنماها و دیدبانها. گاهی یک نفر ساعتها خدمت میکند، برنامهریزی میکند و مشکلات را حل میکند، اما کسی متوجه نمیشود چه اتفاقی پشت صحنه در حال رخ دادن است. برای اینکه یک نفر بتواند به درمان برسد، یک گروه بزرگ تلاش میکنند. بعضی از این افراد را ما میبینیم و بعضی دیگر شاید هیچوقت دیده نشوند. هدف از دستورجلسههایی مثل جشن دیدهبان، جشن هفته همسفر، جشن ایجنت و مرزبان این است که ما متوجه شویم این خدمتها وجود دارد و بدانیم چه زحماتی پشت مسیری است که ما در آن قدم گذاشتهایم. یکی از ویژگیهای مهم دیدبان این است که خودش دیده نمیشود، اما اثر کارش در همه جا وجود دارد. اگر دقت کنیم، در بسیاری از اتفاقاتی که در یک نمایندگی رخ میدهد، شاید نامی از دیدبان نباشد، اما هماهنگیهای زیادی پشت آن وجود دارد. از مسائل مربوط به نمایندگی، راهنماها، مرزبانها، امکانات و برنامهریزیهای مختلف، همه نیاز به هماهنگی و نگاه دقیق دارد. گاهی یک دیدهبان میآید، کاری را انجام میدهد و میرود، بدون اینکه کسی متوجه حضور او شود. شاید یکی از زیباترین شکلهای خدمت همین باشد؛ اینکه انسان برای دیگران تلاش کند، اما انتظار دیده شدن نداشته باشد. این یعنی عشق به همنوع، یعنی خدمت خالصانه. گاهی ما فکر میکنیم همین که در یک جشن شرکت کنیم یا پاکتی بدهیم، تمام وظیفه ما انجام شده است، اما موضوع خیلی عمیقتر از این است. مهم این است که بدانیم چه انسانهایی برای رشد این مسیر تلاش میکنند و ما چگونه میتوانیم قدردان این زحمات باشیم. دیدهبانی فقط یک جایگاه نیست؛ یک نوع نگاه است. یعنی انسان بتواند آینده را ببیند. یعنی فقط امروز را نبیند، بلکه فردا، یک ماه بعد، یک سال بعد و حتی سالهای آینده را در نظر بگیرد. ما فقط برای امروز نیستیم. یک مسافر باید برای آینده خودش برنامه داشته باشد. باید بداند بعد از رهایی چه میخواهد انجام دهد، چه مسیری را ادامه دهد و چگونه زندگی خودش را بسازد. همانطور که جناب مهندس برای سالهای بسیار دور برنامهریزی میکنند، ما هم باید یاد بگیریم نگاه بلندمدت داشته باشیم. وقتی عقل و جهانبینی انسان رشد میکند، برنامههای او هم باید گستردهتر شود. دیگر فقط به حل مشکل امروز فکر نمیکند، بلکه برای آینده خودش و اطرافیانش برنامه دارد. در زندگی خودمان هم باید دیدبان باشیم؛ یعنی بتوانیم اتفاقات را قبل از رخ دادن ببینیم، برای آن آماده باشیم و تصمیمهای درست بگیریم. معنای درونی دیدبانی همین است. یک موضوع مهم دیگر، قدردانی است. باید بدانیم چه کسانی برای ما خدمت میکنند و چه زحماتی پشت این مسیر وجود دارد. اگر انسان قدردان نباشد، ممکن است چیزهایی را که دارد از دست بدهد. اما وقتی قدرشناس باشد، اتفاقات زیباتری در زندگیاش شکل میگیرد. اتفاقی که در نمایندگی بروجن افتاد، نمونهای از همین موضوع بود. وقتی یک حرکت جمعی درست شکل میگیرد، وقتی افراد برای رشد یک مجموعه تلاش میکنند نه فقط برای خودشان، نشاندهنده آموزش و پختگی است. اینکه افراد به فکر اضافه شدن یک نمایندگی، ساختن یک مجموعه و کمک به دیگران باشند، یعنی از نگاه شخصی عبور کردهاند و به نگاه جمعی رسیدهاند.
خدمت واقعی زمانی زیباست که برای جمع باشد، نه فقط برای خود انسان. اینکه کسی بگوید من فقط برای خودم میآیم، یک نگاه محدود است؛ اما وقتی انسان برای رشد دیگران، برای بهتر شدن مسیر و برای خدمت تلاش میکند، آنجا آموزش به نتیجه رسیده است.
در پایان امیدوارم همه ما بتوانیم از آموزش دستورجلسه دیدبان استفاده کنیم؛ نه فقط اینکه بدانیم دیدبان چه کسی است، بلکه یاد بگیریم در زندگی خودمان نگاه آیندهنگر داشته باشیم، خدمت کنیم، قدردان باشیم و مسیر رشد و روشنایی را ادامه دهیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم.

نگارش: مسافر امیر (لژیون پنجم)
عکاس: مسافر محمد (لژیون چهارم)
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر کرامت
با تشکر: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
774