خدا را شکر میکنم که قدم در جایی گذاشتهام که از تاریکی میگذرم و به روشنایی میرسم. روشنایی که جنس آن محبت، امید و دوست داشتن است. شاید قبل از کنگره که مسافرم اعتیاد داشت آن روشنایی، محبت و امید جای خود را به تاریکی داده بود که هر چه دست و پا میزدم بیشتر فرو میرفتم؛ چون بلد نبودم، چه کاری درست و چه کاری غلط است. تا اینکه نوری همچون ماه بر زندگی من تابید و آن نور کسی نبود، جز جناب آقای مهندس دژاکام و در کنارش ستارههایی خودنمایی میکردند که نام آنها دیدهبان بود. شاید من همسفر آنها را نمیشناختم و از نقش مهمی که برای کنگره داشتند بیخبر بودم. از گذشت، محبت، وقت و هزینهای که برای من همسفر میگذاشتند بیخبر بودم. این را مدیون آقای مهندس هستم که مانند پدری دلسوز به فکر خانوادهاش است که اگر من همسفر حواسم نیست به من گوشزد کند که چه کسانی برای کنگره زحمت میکشند که من همسفر با خیال راحت پا به این مکان امن بگذارم و با حس آرامش و امنیت روی صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. هفته دیدهبان را نامگذاری کردند تا من بیشتر آنها را بشناسم و بدانم که دیدهبانها همچون ستونهای محکمی برای کنگره هستند تا مسافر من بتواند از دام اعتیاد خلاص شود. این دیدهبانان هستند که از عمر خود گذشتهاند تا خانوادههایی که درگیر اعتیاد هستند بتوانند طعم شیرین رهایی را بچشند، این دیدهبانها هستند که از خود گذشتهاند تا من همسفر با خیال راحت به یک جای امن پا بگذارم. این دیدهبانها هستند که نوری شدند بر سر خانوادههایی که شاید سالیان سال، در تاریکی به سر میبردند و طعم خوشبختی را نچشیده بودند. من برای همیشه سپاسگزار این بزرگواران هستم و از صمیم قلب هفته دیدهبان را به جناب آقای مهندس دژاکام و دیدهبانهای بزرگوار و همه اعضاء کنگره۶۰ تبریک میگویم.
نویسنده: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر زینب ( لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر مکیه رهجوی راهنما همسفر زینب ( لژیون دوم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
36