English Version
This Site Is Available In English

ما در کنگره فقط به دنبال درمان اعتیاد نیستیم

ما در کنگره فقط به دنبال درمان اعتیاد نیستیم

سومین جلسه از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه (هفته دیدبان) با استادی دیدبان محترم آقای منصوری و نگهبانی ایجنت محترم مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر محمدعلی روز چهارشنبه مورخ ۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود :

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، اصغر هستم، یک مسافر.

خداوند شکر می‌کنم و بسیار خوشحالم که امروز توفیق دارم در خدمت شما عزیزان باشم. هفته دیده‌بان را در رأس به آقای مهندس، معمارزرگ کنگره ۶۰، و به همه شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم امروز در کنار هم جلسه‌ای پربار داشته باشیم.
به همسفران  و ایجنت محترم مسافران هم تبریک می‌گویم. در واقع، هر روز باید به خودمان تبریک بگوییم و خداوند را بابت این نعمت بزرگ شکر کنیم؛ نعمتی که شامل حال همه نمی‌شود، نعمت بیداری و آگاهی.


شاید خیلی از ما هنوز به عمق این موضوع پی نبرده باشیم. در کنگره بارها مطالبی را می‌شنویم، اما مهم این است که فقط کلام را نشنویم؛ بلکه آن را بفهمیم، درک کنیم و در زندگی به کار بگیریم.
ما در کنگره فقط به دنبال درمان اعتیاد نیستیم؛ ما به دنبال شناخت خودمان و پیدا کردن قوانین زندگی هستیم. خیلی از ما زمانی که وارد کنگره شدیم، حتی نمی‌دانستیم چرا مصرف‌کننده شده‌ایم، درون انسان چه قدرت عظیمی دارد و اصلاً با جسم و روان خودمان چه کرده‌ایم. فقط می‌دانستیم چیزی مصرف می‌کنیم و موقتاً حالمان بهتر می‌شود.
اما در کنگره آرام‌آرام یاد گرفتیم که مشکل فقط مصرف مواد نیست. ما جهان‌بینی و نوع زندگی کردن را هم باید یاد بگیریم. خیلی از چیزهای ساده زندگی را بلد نبودیم؛ بلد نبودیم درست غذا بخوریم، درست صحبت کنیم، با خانواده ارتباط برقرار کنیم و حتی از نعمت‌هایی که خداوند در اختیارمان گذاشته، درست استفاده کنیم.
کنگره به من یاد داد که انسان می‌تواند تغییر کند. من زمانی فکر می‌کردم اگر شرایط زندگی‌ام خوب نیست، تا آخر همین‌طور خواهد بود. فکر می‌کردم چون معتاد شده‌ام، دیگر راه برگشتی ندارم و باید تا آخر همین مسیر را ادامه بدهم.
اما وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است.» فهمیدم می‌توانم تغییر کنم؛ به شرط اینکه آموزش بگیرم و خودم برای تغییر حرکت کنم.
به نظر من تمام انسان‌هاا هم در نهایت به دنبال حال خوب بوده‌اند؛ اما هر کسی راهش را به شکلی پیدا کرده است. کنگره به ما یاد داد کوتاه‌ترین راه، لزوماً بهترین راه نیست؛ بلکه باید در صراط مستقیم حرکت کنیم.
امروز می‌فهمم که کنگره ۶۰ فقط یک مرکز درمان اعتیاد نیست؛ یک جمعیت احیای انسانی است. اینجا انسان یاد می‌گیرد چگونه زندگی کند، چگونه خودش را بشناسد و چگونه به آرامش برسد.
وقتی می‌گوییم کنگره مکان مقدسی است، به نظر من این تقدس فقط به ساختمان و محیط مربوط نمی‌شود؛ .
پس ، باید با رفتارمان نشان بدهیم که به آن احترام می‌گذاریم.
ما باید قدر این نعمتی را که خداوند در اختیارمان قرار داده، بدانیم. خیلی‌ها در جامعه با مشکلات مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما چرا من و شما دعوت شدیم که در این بستر قرار بگیریم؟ این خودش یک نعمت بزرگ است و طبیعتاً در مقابل هر نعمتی، مسئولیتی هم وجود دارد.
من از آقای مهندس همیشه به خاطر این بستر عظیم تشکر می‌کنم. شاید برای ما ساده باشد که امروز در یک جلسه بنشینیم و آموزش بگیریم، اما اگر به گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم ایجاد چنین بستری چه شجاعت و بزرگی‌ای می‌خواسته است.
آقای مهندس با خانواده محترمشان وارد میدان شدند و از تجربه خودشان صحبت کردند و راهی را آغاز کردند که امروز نتیجه آن را در سراسر کشور می‌بینیم. شعب کنگره، مسافران و همسفرانی که آموزش می‌گیرند و انسان‌هایی که به آرامش می‌رسند، همه نتیجه همان حرکت اولیه هستند.
به نظر من بهترین کاری که ما می‌توانیم در مقابل این زحمات انجام دهیم، این است که درست انجام بدهیم. آقای مهندس بارها گفته‌اند که چیزی از ما نمی‌خواهند؛ فقط از این بستری که برایمان فراهم شده، درست استفاده کنیم.
اگر من سفرم را درست انجام بدهم، اگر حرمت‌ها را رعایت کنم، اگر آموزش بگیرم و در ادامه الگویی برای دیگران باشم، در واقع دارم به کنگره خدمت می‌کنم.
من خودم سال‌هاست که به کنگره می‌آیم و هرچه جلوتر می‌روم، بیشتر متوجه می‌شوم چه چیز بزرگی نصیبم شده است. آرامشی که امروز در زندگی دارم، ارتباطی که با خانواده‌ام پیدا کرده‌ام و تغییراتی که در خودم ایجاد شده، همه برای من نشانه‌های همین آموزش‌هاست.
ما خیلی چیزها را بلد نبودیم؛ بلد نبودیم چگونه زندگی کنیم، چگونه با خانواده صحبت کنیم و چگونه از انرژی و توان خودمان درست استفاده کنیم. امروز کنگره به ما یاد داده که اگر انرژی و توان خودمان را در مسیر درست قرار بدهیم، می‌توانیم از زندگی لذت ببریم.

به همین دلیل است که من فکر می‌کنم روز دیده‌بان فقط یک مناسبت برای تبریک گفتن نیست؛ فرصتی است برای اینکه بدانیم چه کسانی برای حفظ این ساختار و این بستر تلاش می‌کنند و ما چه وظیفه‌ای در قبال آن داریم.
از دیده‌بانان محترم، ایجنت‌ها، مرزبانان، راهنمایان و همه عزیزانی که در این مسیر خدمت می‌کنند، تشکر می‌کنم.
در پایان فقط می‌توانم بگویم خداوند را شاکرم که این فرصت را در اختیار من قرار داد. امیدوارم بتوانم از این نعمت درست استفاده کنم، آموزش بگیرم، حرمت‌ها را رعایت کنم و چیزی را که به من داده شده، به آیندگان هم منتقل کنم.
ان‌شاءالله همه ما قدر این بهشت زمینی را بدانیم و با عملکرد درست، شکرگزار این نعمت بزرگ باشیم. کمی به اطراف خودمان نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم که این جایگاهی که امروز در آن نشسته‌ایم، چطور به وجود آمده، شاید خیلی چیزها برایمان روشن شود.
یک نفر وارد مجموعه‌ای می‌شود و وقتی می‌بیند کنگره به‌صورت رایگان خدمات ارائه می‌کند، برایش سؤال می‌شود که اگر کنگره از هیچ ارگانی کمک نمی‌گیرد، پس هزینه‌های این ساختمان‌ها، برق، امکانات و تمام این مجموعه از کجا تأمین می‌شود؟
این سؤال خیلی خوبی است که هر کدام از ما باید از خودمان بپرسیم: چه کسی این ساختمان‌ها را ساخته؟ چه کسی هزینه‌های آنها را پرداخت می‌کند؟ چه کسی امروز برای ساخت و توسعه این مجموعه‌ها تلاش می‌کند؟
وقتی حال ما خوب می‌شود، نباید فراموش کنیم که چه چیزی باعث شد امروز اینجا باشیم. من خودم حدود هفده سال است که در کنگره هستم و وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم افراد زیادی آمدند، درمان شدند و رفتند. بعضی‌ها شاید فکر کردند حالا که مشکل خودشان حل شده، دیگر مسئولیتی ندارند؛ اما وقتی انسان به عمق موضوع نگاه می‌کند، می‌بیند این بستر باید برای نفرات بعدی هم باقی بماند.
کنگره متعلق به یک شهر یا یک شعبه نیست. فرقی نمی‌کند اصفهان باشیم، کرمان باشیم یا یزد؛ همه ما در قبال این بستر مسئول هستیم و هر کس باید به اندازه توان خودش در حفظ و توسعه آن سهیم باشد.
قرار نیست همه یک اندازه کمک کنند. مهم این است که هر کس به اندازه توان و بضاعت خودش سهمی داشته باشد. وقتی کمک می‌کنیم، در واقع داریم برای خودمان و آیندگان سرمایه‌گذاری می‌کنیم.
حتی اگر یک نفر مبلغ کمی پرداخت کند، شاید به‌تنهایی رقم بزرگی نباشد، اما وقتی هزاران نفر در کنار هم قرار بگیرند، همین کمک‌های کوچک تبدیل به ساختمان، امکانات و بستری می‌شود که امروز همه ما از آن استفاده می‌کنیم.
من همیشه به این موضوع فکر می‌کنم که خداوند می‌فرماید: آیا شما به من نیاز دارید یا من به شما نیاز دارم؟ طبیعتاً ما به خداوند نیاز داریم. حالا وقتی خداوند این فرصت را به ما داده که در یک مسیر درست قرار بگیریم، آیا نباید قدر آن را بدانیم؟
کنگره برای ما هزینه و امکانات فراهم کرده، آموزش در اختیارمان گذاشته و راه را به ما نشان داده است. در مقابل، از ما چیزی جز درست انجام دادن نمی‌خواهد.
ما به کنگره نیاز داریم؛ کنگره هم برای ادامه این مسیر به انسان‌هایی نیاز دارد که مسئولیت‌پذیر باشند و برای حفظ این بستر تلاش کنند.
اگر امروز این آموزش‌ها را یاد گرفته‌ام، وظیفه دارم آنها را به نسل بعد منتقل کنم. شاید پدر من خیلی از این مطالب را نمی‌دانست و نتوانست آنها را به من آموزش بدهد، اما امروز من می‌توانم با دانشی که در کنگره به دست آورده‌ام، چیزهای ارزشمندی را به فرزندانم منتقل کنم.
گاهی اوقات یک آموزش درست می‌تواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد.
من سال‌ها پیش در تهران با جوانی صحبت می‌کردم که داستان زندگی‌اش برای من بسیار آموزنده بود. پدر و مادرش افراد تحصیل‌کرده‌ای بودند و همیشه به او گفته بودند که مواد مخدر و الکل چیزهای بدی هستند. اما او در یک جمع دوستانه، به دلیل علاقه و اصرار فردی که دوستش داشت، برای اولین بار مصرف کرد.
فقط یک بار مصرف کرد و احساس کرد حالش خیلی خوب شده است. از همان‌جا مسیر زندگی‌اش تغییر کرد و کم‌کم به جایی رسید که مصرفش به مواد دیگری کشیده شد.
سؤال اینجاست که چرا پدر و مادر تحصیل‌کرده‌اش نتوانستند جلوی این اتفاق را بگیرند؟
چون صرفاً گفتنِ «این کار بد است» کافی نیست. انسان باید آگاهی داشته باشد و بداند چرا یک ماده مخدر وارد جسم می‌شود، چه تأثیری روی جسم و روان می‌گذارد و بعد چه اتفاقی برای او خواهد افتاد.
اگر من این دانش را داشته باشم، فردا وقتی فرزندم با یک موقعیت مشابه روبه‌رو شود، می‌توانم آگاهانه با او صحبت کنم و کمکش کنم انتخاب درستی داشته باشد.

این یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌هایی است که ما در کنگره به دست می‌آوریم: دانش و آگاهی.

ما فقط برای درمان خودمان آموزش نمی‌گیریم؛ این آموزش می‌تواند نسل بعد از ما را هم نجات دهد.
پس بیاییم قدر این بستر را بدانیم، هم در حفظ آن سهیم باشیم و هم دانشی را که به دست آورده‌ایم، به فرزندانمان منتقل کنیم.
چون اگر امروز من چیزی را یاد گرفته‌ام و فردا آن را به نفر بعدی منتقل کنم، در واقع زنجیره‌ای از آگاهی و نجات را ادامه داده‌ام.
به افتخار همه کسانی که برای ساختن و حفظ این بستر تلاش کرده‌اند و به افتخار کنگره ۶۰.دست بزنید

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

 

عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم

بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .