English Version
This Site Is Available In English

رحمت در دل دشواری‌ها

رحمت در دل دشواری‌ها

زندگی پر از لحظه‌های سخت و شیرین است؛ اما در دل هر دشواری زیبایی‌های کوچک و ارزشمندی نهفته است. کافی است کمی دقت کنیم تا این لحظه‌ها را ببینیم، لمس کنیم و از آن‌ها انرژی بگیریم. هر روز می‌تواند فرصتی برای شادی باشد، هم برای خودمان و هم برای دیگران. با دیدن زیبایی‌ها و بیان واقعیت‌های مثبت، می‌توانیم دلگرمی و امید را به زندگی خود و اطرافیانمان هدیه کنیم. خدا را شاکر و سپاسگزارم که مرا با کنگره۶۰ آشنا کرد تا بتوانم امروز با آرامش و حس خوب، در کنار خانواده‌ام زندگی کنم.

اکنون که این دلنوشته را می‌نویسم در سفر دوم هستم و هشت ماه و سیزده روز از رهایی‌ام می‌گذرد. خدا را شاکرم که در پرتو آموزش‌های خوب کنگره۶۰، در این مدت توانستم تجربه‌ها و نکات خوبی کسب کنم؛ اگر آموزش‌های کنگره۶۰ نبود، امروز به‌راحتی نمی‌توانستم از پس سختی‌ها و مشکلات زندگی برآیم و لحظات خوبی را برای خودم و خانواده‌ام رقم بزنم. همیشه وقتی پیام سفر دوم توسط ایجنت شعبه قرائت می‌شد، برایم جای تعجب داشت که چرا می‌گویند این سفر هم سخت و هم سهل است. تصور می‌کردم حالا که مسافرم به رهایی رسیده و از دام اعتیاد خارج شده، همه‌چیز در زندگی باید آرام و بدون چالش و مشکل باشد. در حالی که آقای مهندس همیشه در سی‌دی‌هایشان به من یادآوری می‌کنند که انسان زمانی می‌تواند به پختگی و شکوفایی در زندگی برسد که در پرتو سختی‌ها و مشکلات رشد کند. مشکلات مانند پلی برای رسیدن به پیروزی‌ها هستند.

درست در اواسط سفرم، خداوند مرا با بیماری مادرم مواجه کرد. در ابتدا، پذیرش بیماری مادرم برایم بسیار دشوار بود و نمی‌توانستم شرایط پیش‌آمده را بپذیرم. با خود می‌اندیشیدم: خدایا، چرا چنین سرنوشتی را برای مادرم رقم زدی؟ از سوی دیگر، نیروهای منفی و بازدارنده نیز بر من تأثیر می‌گذاشتند. در این مدت، گوش‌دادن و نوشتن سی‌دی‌ها تأثیر بسیار زیادی در آرامش و حال خوب من داشت. هر زمان با امواجی از نیروهای منفی مواجه می‌شدم، به سی‌دی گوش می‌دادم یا آن را می‌نوشتم. این کار به من کمک می‌کرد تا توان و انرژی مثبت من روزبه‌روز افزایش پیدا کند. اینجا بود که دیگر به مشکلات به چشم لعنت خداوند نگاه نمی‌کردم؛ بلکه آن‌ها را رحمت خداوند تلقی می‌کردم. همیشه به خودم می‌گفتم خداوند به‌نوعی با این مشکل و بیماری مادرم صبر، تحمل و استقامت مرا می‌سنجد تا ببیند تا چه اندازه می‌توانم آموزش‌هایی را که تاکنون در کنگره۶۰ آموخته‌ام، در زندگی خود عملی و کاربردی کنم.

خدا را شاکرم که توانستم در این مدت این مسئله را به‌خوبی بپذیرم و حتی در سخت‌ترین شرایط، به مادرم دلداری بدهم و به او انرژی مثبت منتقل کنم. نکته دیگری که باعث ایجاد انرژی مثبت در من می‌شد خدمت‌کردن در کنگره بود. با خدمت‌کردن در کنگره۶۰، امروز به این درک رسیده‌ام که باید در زندگی نیز بدون هیچ منت و چشم‌داشتی و با عشق و محبت واقعی به نزدیکانم و دیگران خدمت کنم. همین خدمت‌کردن، حال مرا خوب می‌کند و احساس آرامش خوبی در زندگی دارم. از مسافرم تشکر می‌کنم که در این مدت همواره همراه و پشتیبان من بود و هر زمان که با دشواری مواجه می‌شدم، به من امید می‌داد و انرژی‌ام را دوچندان می‌کرد. در پایان، از زحمات بی‌وقفه آقای مهندس و خانواده محترمشان که چنین بستری را برای من و مسافرم فراهم کرده‌اند تا روزبه‌روز به رشد و آگاهی خود بیفزاییم و به آرامش واقعی در زندگی برسیم، تقدیر و تشکر می‌کنم. همچنین از راهنمای خودم که با راهنمایی‌های خوبشان همیشه پشتیبان من هستند، سپاسگزارم.

نویسنده: همسفر زهرا(ج) رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زهرا(م) رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .