جلسه دهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم :مسافر هادی و نگهبانی: مسافر مهدی و دبیری:مسافر اکبر بادستور جلسه «هفته دیدبان» سه شنبه 03 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هادی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم آموزش بگیرم. از خداوند میخواهم کمکم کند تا بتوانیم جلسه خوبی داشته باشیم.
در مورد دستور جلسه که هفته دیدهبان است، باید بگویم کنگره الان بالای ۱۵۰ شعبه دارد و اداره این شعبهها قطعاً کاری نیست که یک نفر بتواند انجام بدهد.
آقای مهندس در صحبتهای خود همیشه گفتند: «نمیخواهم کنگره روی دست یک نفر باشد؛ اگر روزی من نبودم، کنگره بتواند کار خودش را انجام بدهد.»
با این سیستم دیدهبانانی که آقای مهندس طراحی کردند و الان ۱۸ نفر دیدهبان دارد، یا به عبارتی ستونهای کنگره را معرفی کردهاند، توانستهاند یک حرکت بزرگ را به نام کنگره ۶۰ اداره کنند و در همه قسمتها بتوانند بهترین افراد را جایگزین کنند. بعد قوانین و بعد اجرای قوانین است.
اگر این سیستم قانون نداشته باشد، قطعاً نمیتواند درست پیش برود و یک کار خیلی بزرگ را انجام میدهد که آن، رها کردن انسان یا به عبارتی نجات دادن او از غرق شدن در آب است.
یک تازهوارد که میآید، همه دستبهدست هم میدهند تا شخص مصرفکننده به رهایی برسد. این کار بدون حضور دیدهبانها اصلاً امکانپذیر نیست.

وقتی میخواستیم برویم دنبال مجوز شعبه نایین، این دیدهبانان بودند که در این مسیر ما را یاری میکردند تا کنگره کارش را درست انجام بدهد.
آقای حکیمی در صحبتهای خود میگفتند زمانی که میخواستند شعبه همدان را راهاندازی کنند، آقای مهندس گفتند: «کی میرود شعبه همدان؟» آقای حکیمی دست بلند میکنند. مهندس هم میگویند: «شما چرا میخواهی این کار را انجام بدهی؟» در جواب آقای حکیمی میگویند: «این حال خوبی را که من در کنگره تجربه کردم، دوست دارم دیگران هم تجربه کنند.»
جای دیگر آقای حکیمی میگفتند که اگر مسافتهایی که برای رفتن به شهرستانها طی کردم را حساب کنم، چندین دور کره زمین چرخیدهام. از خاطرات خود میگفتند که از اول که راه میافتم برای شهرستان، داخل اتوبوس هم سیدی گوش میکنم و هم مینویسم و این سفر، یک سفر درونی برای من محسوب میشود و کلی از این سفرها آموزش میگیرم.
در حالی که من، هادی، وقتی از نایین میخواستم به اصفهان بروم، هزار بهانه جور میکردم که راه من دور است، نمیتوانم درست بیایم و...
جالبتر این است که کنگره رایگان است و این دیدهبانان همش در حال خدمت و خدماترسانی هستند. این بزرگان از دل و جان برای کنگره گذاشتهاند و هنوز هم میگویند برای این کارها ما آموزش میگیریم.
منِ سفر اولی یا دومی واقعاً باید شکرگزار کنگره باشم و از این نعمت بزرگ که به رهایی میرسیم، باید به هر گونهای که میتوانیم تشکر کنیم.
بارها آقای مهندس گفتهاند قدر این چیزهایی را که دارید بدانید و کنگره یکی از بزرگترین داشتههای منِ مسافر است. من باید به بهترین نحو از دیدهبانان تشکر و قدردانی کنم.
نعمت خیلی بزرگی است و شوخی هم نیست. من، هادی، اگر رها نشده بودم، الان معلوم نبود کجا بودم.
باید از دیدهبانان، ایجنت، مرزبانان و همه راهنماهایی که از دور و نزدیک آمدند تا شعبه نایین برقرار شود، تشکر کنم و به هر نحوی که میتوانم قدردان آنها باشم؛ هرچی بیشتر، بهتر.
درست است که اینها برای حال دل خودشان این کارها را میکنند، ولی ما هم باید قدردان آنها باشیم.
انشاءالله این چند روز در خدمت یکی از دیدهبانان در شعبه خودمان باشیم.

آقای صداقت میگفتند من در این دوره دیدهبانی یک چیز را یاد گرفتم؛ آنقدر این قوانین کنگره مهم است که نمیشود نادیده گرفت، عوض کرد یا رعایت نکرد.
دیدهبانان واقعاً ستونهای کنگرهاند. آقای سلامی در مشارکتهای خود میگفتند که ستون هرچقدر محکم باشد، باید روی یک فونداسیون بزرگ طراحی شده باشد، به نام آقای مهندس؛ این مرد بزرگ که راهنمای همه ما بچههای کنگره است.
ایشان جایی را طراحی کرده و با دیدهبانان ستونها را مستحکمتر کردهاند تا ما بتوانیم سقف کنگره را بالای سرمان داشته باشیم.
امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. بدون دیدهبانها، ایجنتها و راهنمایان نمیتوانیم به اینجا برسیم و باید سپاسگزار و قدردان آنها باشیم.
به همه اعضای کنگره این هفته را تبریک میگویم، در رأس به خود جناب آقای مهندس.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردین، سپاسگزارم.
عکاس: مسافر جلال (لژیون چهارم)
تایپیست: مسافر جلال (لژیون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم) و مرزبان خبری مسافر امیرحسین (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
80