جلسه پنجم از دوره هفتم جلسات سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ایمان به استادی همسفر سوفیا، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر سهیلا با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز سهشنبه ۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
هفته دیدهبان را خدمت بنیان کنگره۶۰ و خانواده محترمشان و تمامی اعضا بخصوص دیدهبانان کنگره۶۰ تبریک و تهنیت عرض میکنم. سپاسگزار این عزیزان هستم و تا همیشه قدردانی و سپاسگزاری از آنها سرلوحه خدمتهای من در کنگره خواهد بود. بالاترین مرجع تصمیمگیری کنگره۶۰ بعد از آقای مهندس دژاکام، کنگره ۱۴ نفره دیدهبانان میباشد. امروز تمام صحبتهای من نشأت گرفته از علم کنگره و آموزشهای جهانبینی است که همیشه در تمام دستور جلسهها و کارگاههای آموزشی برای ما تکرار میشود.
دستور جلسات بسیار مهم هستند و هر کدام شاهکلید قفلهای زندگی هر کدام از ما میباشد و من بایستی با تفکر درست روی آنها، به نکته اصلی آن در درون خود پی ببرم و بتوانم به این سؤال جواب بدهم که آیا توانستهام از این آموزشها استفاده کنم؟ چه تأثیری روی من داشته و چه چیزی از آن برداشت کردهام؟ زیرا فقط به حرف نیست که در لژیون و کارگاه آموزشی بنشینم و حرف بزنم یا فقط گوش کنم و تمام شود؛ بلکه باید تجربه کنم. من باید ارزش این مسیری که در آن هستم را بدانم.
مسیر زندگی من با ورود به کنگره۶۰ تغییر کرده پس حتماً من این لیاقت را داشتم که توانستهام الان روی این صندلی بنشینم و از آموزشهای جهانبینی و علم کنگره۶۰ بهره ببرم؛ اما آیا من قدردان هستم و این لیاقت همچنان در من باقی خواهد ماند؟ آیا هر چیزی در این دنیا بهراحتی به انسان داده میشود؟ خیر، من باید بهای آنرا بپردازم. ما هر کدام در کنار مسافران خود سختیهایی کشیدهایم و حالا همان مسافران دلیل ورود ما به کنگره شدند. چه بسیارند افرادی که آرزو دارند وارد کنگره۶۰ بشوند؛ اما نمیتوانند، چون شرط ورود به کنگره۶۰ داشتن مسافر است.
اکنون این بهشت به ما داده شده است چگونه باید قدردان باشیم؟ به عنوان مثال من برای آزمون کنکور هیچ تلاشی نکردم و زحمتی نکشیدم؛ اما توقع بهترین رتبه و ورود به دانشگاه را دارم، قطعاً نمیتوانم به این خواستهام برسم. اگر من بهای آن را بدهم و برای خواستهام تلاش کنم حتماً میتوانم رتبه خوبی بگیرم و پای من به دانشگاه باز میشود، حالا آیا همین برای من بس است و تمام؟! قطعاً نه، اکنون وارد مرحله جدیدی شدم که باز نیاز به تلاش و کوشش دارد. بایستی به آموزشهای اساتید گوش کنم، مقاله بدهم، آزمون بدهم تا به خواستهای که دارم برسم. از مراحل یکییکی عبور کنم در واقع نباید ساکن باشم. این بهشت به من داده شده است. در اينجا به حال خوش و رهایی رسیدم.
امروز وقت آن است که انرژی بگذارم تا بتوانم دریافت داشته باشم. بنا بر قانون دوم نیوتن هر عملی، عکسالعملی دارد. این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا. دیدهبانان کنگره۶۰ با جان و دل انرژی گذاشتند، همه سختیها را پشت سر گذاشتند و واقعاً راحت نبوده رسیدن به این نقطهای که الان ما در کنگره۶۰ میبینیم. دیدهبانان بیمنت عشق دادند و بیپروا محبت کردند تا ما امروز بتوانیم در این زمین پربرکت رشد کنیم. من امروز باید شکرانه تمام آموزشها و چیزهایی که در کنگره۶۰ بهدست آوردم را به صورت قلبی، زبانی و عملی پرداخت کنم؛ وگرنه مطمئن باشم در جایی دیگر کائنات حتماً با من تسویه حساب خواهد کرد.
در کنگره۶۰ آموختم از مالی که دارم باید ببخشم، نه برای دیگران برای اينکه ظرف وجودی خود را بزرگتر کنم. اکنون این لیاقت به من داده شده تا بتوانم در جای درست و بهجا از مالم ببخشم، این اجازه را خداوند به هرکسی نمیدهد. چه بسیار افراد ثروتمند هستند که اجازه خرج کردن ثروت خود را نیز ندارند و ما در کنگره۶۰ این را یاد گرفتیم. من در کنگره۶۰ خدمت میکنم برای بزرگتر شدن ظرف وجودی خودم و اينکه رشد کنم، آموزش بگیرم تا بتوانم به آگاهی رسیده و به تزکیه و پالایش دست پیدا کنم. پول در دنیای مادی انرژی است. هنگامیکه در لژیون سردار انرژی میگذارم این انرژی دوباره به من برخواهد گشت. درست است که گفته شده بیچشمداشت خدمت کنید، کلاً در تمام زندگی همینطور است. بدون توقع و بیمنت کاری را برای کسی انجام دادن، نتیجهاش رسیدن به آرامش، انرژی و حالخوش بسیار است؛ زيرا منتظر بازپس گرفتن آن خدمت نیستم؛ زیرا با تمام وجودم آن خدمت را انجام دادم. اگر انسان اینرا درک کند و از درون با تمام وجود متوجه شود یعنی به آن باور قلبی رسیده و ایمان پیدا کرده است که من در این جهان رسالتی دارم، باید آن را بفهمم، انجام بدهم و به این نقطه میرسد که صدای اینکه، آیا یاریرسانی وجود دارد؟ را با تمام قلبش حس میکند، آنوقت ممکن است از تمام زندگی خود بگذرد تا بتواند به خواسته اصلی که همان احیاء انسانها است برسد.
برای اينکه از این، من بگذرم و به من جدید برسم باید از من قدیم خود عبور کنم، از ترسم، از صفات گذشتهام رد بشوم. این درست است که به من جدید رسیدن، بسیار سخت میباشد؛ اما همت اگر سلسله جنبان شود، مور تواند که سلیمان شود. باید بخواهم که از این مرحله عبور کنم مثل بازی میماند، باید مراحل بازی را بگذرانی؛ اگر در یک مرحله ثابت بمانی، چندین بار یک بازی را انجام بدهی و هیچ راهی برای گذر از یک مرحله نباشد، دیگر بازی نمیکنی؛ پس یکسری حرکتها را باید انجام دهی تا بتوانی از این مرحله عبور کنی. خاصیت گذشتن در این است که وقتی رد میشویم تازه آنجا است که دریافت میکنیم. ذره ذره باید ظرف وجودی را بزرگ کرد. پارسال در لژیون سردار هر مبلغی گذاشتم، امسال سعی کنم اندازه خود را بالاتر ببرم تا بتوانم از این مرحله گذر کنم. سپاسگزاری و قدردانی از راهنما، دیدهبان و یا خدمتگزاران دیگر باعث بزرگ شدن ظرف وجودی من میشود. باید این بند را از خود رها کنم سپس خواهم دید چه اتفاقات قشنگی برایم خواهد افتاد. امیدوارم باز هم خداوند به من این لیاقت را بدهد که در ادامه مسیر بتوانم در هر جایگاهی که باشم با معرفت، عمل سالم و عشق خدمت کنم.


تایپیست: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون دوازدهم)
ویراستار و ارسال: همسفر منیره (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
197