برداشت من از سیدی صبر این بود که صبر یکی از موضوعات مهم زندگی انسان است و ما در خیلی از مسائل زندگی به آن نیاز داریم. گاهی فکر میکنیم صبر یعنی فقط منتظر بمانیم تا یک اتفاقی بیفتد؛ اما با آموزشهایی که در کنگره میگیریم متوجه میشویم که صبر کردن با بیحرکتی و دست روی دست گذاشتن تفاوت زیادی دارد. صبر یعنی در مسیر درست حرکت کنیم، تلاش خودمان را انجام بدهیم و برای رسیدن به نتیجه، زمان لازم را در نظر بگیریم.
من فکر میکنم یکی از دلایلی که انسان نمیتواند صبر کند این است که همیشه میخواهد نتیجه را سریع ببیند. وقتی کاری را شروع میکنیم، دوست داریم خیلی زود نتیجه بگیریم و اگر نتیجه دیر شود، ممکن است ناامید شویم یا حتی مسیرمان را رها کنیم. در صورتی که خیلی از چیزهای باارزش زندگی به زمان نیاز دارند. همانطور که یک دانه برای تبدیل شدن به یک درخت باید مراحل مختلفی را طی کند، انسان هم برای رسیدن به جایگاه بهتر باید مرحلهبهمرحله حرکت کند.
در کنگره۶۰، مسئله درمان برای من نمونه بسیار خوبی از صبر است. درمان یک شبه اتفاق نمیافتد و نمیتوان انتظار داشت چیزی که در طول سالها به وجود آمده، در مدت کوتاهی کاملاً برطرف شود. باید زمان لازم سپری شود و هر مرحله به درستی انجام شود. اگر بخواهیم عجله کنیم و مراحل را پشت سر بگذاریم، ممکن است نتیجه خوبی نگیریم. بنابراین صبر به من یاد میدهد که به روش درمان و مسیر آموزش اعتماد داشته باشم و اجازه بدهم هر چیزی در زمان مناسب خودش اتفاق بیفتد.
موضوع دیگری که از این سیدی برداشت کردم این است که صبر فقط در درمان نیست، بلکه در تمام زندگی وجود دارد. در روابط خانوادگی، کار، مسائل مالی، آموزش و حتی شناخت خودمان، باید صبر داشته باشیم. گاهی ممکن است از رفتار یک نفر ناراحت شویم و بخواهیم همان لحظه واکنش نشان بدهیم؛ اما اگر کمی صبر کنیم، شاید متوجه شویم که واکنش عجولانه فقط باعث ایجاد مشکل بیشتری میشود. پس صبر میتواند به من فرصت تفکر بدهد تا قبل از انجام هر کاری، نتیجه آن را بررسی کنم.
من متوجه شدم که صبر کردن به معنی تحمل کردن هر شرایطی هم نیست. اگر مشکلی وجود دارد، باید برای حل آن حرکت کنم، آموزش بگیرم و تلاش کنم؛ اما نباید انتظار داشته باشم همه چیز فوری تغییر کند. صبر یعنی من وظیفه خودم را انجام بدهم و برای نتیجه، عجله نداشته باشم.
گاهی انسان به دلیل نداشتن صبر، خودش را با دیگران مقایسه میکند. میبیند شخص دیگری زودتر به نتیجه رسیده و فکر میکند چرا من هنوز به آن جایگاه نرسیدهام. در حالی که مسیر زندگی هر انسانی با دیگری متفاوت است. هر کسی باید مسیر خودش را طی کند و نمیتوان با مقایسه کردن، زمان رسیدن خودمان را تغییر بدهیم.
یکی از چیزهایی که برای من اهمیت داشت این بود که صبر باعث میشود انسان قدر مسیر را هم بداند. اگر من فقط به نتیجه فکر کنم، ممکن است تمام سختیها و آموزشهایی را که در طول مسیر به دست میآورم نبینم. اما وقتی صبر داشته باشم، از هر مرحله چیزی یاد میگیرم و همان آموزشها باعث رشد من میشوند. من یاد گرفتم که خیلی از خواستهها باید به زمان سپرده شوند. شاید امروز چیزی را بخواهم و فکر کنم اگر همین الان به آن نرسم، دیگر نمیتوانم ادامه بدهم؛ اما با کمی صبر و حرکت درست، ممکن است در آینده به چیزی برسم که حتی بهتر از خواسته اولیه من باشد. در نهایت برداشت من این است که صبر یعنی حرکت کردن بدون عجله، امید داشتن بدون ناامیدی و ادامه دادن بدون اینکه بخواهیم نتیجه را به زور جلو بیندازیم. اگر در مسیر درست باشم، آموزش بگیرم و وظیفه خودم را انجام بدهم، باید اجازه بدهم زمان کار خودش را انجام دهد.
این سیدی به من یادآوری کرد که هیچ چیز ارزشمندی یک شبه به دست نمیآید. همانطور که برای درمان جسم و روان و رسیدن به تعادل، زمان لازم است، برای رسیدن به آرامش و دانایی هم باید صبر داشته باشم. من باید یاد بگیرم به جای اینکه همیشه بگویم «پس کی نتیجه میگیرم؟»، از خودم بپرسم «امروز برای بهتر شدن خودم چه کاری انجام دادهام؟» اگر بتوانم صبر را در زندگی خود به کار بگیرم، کمتر دچار ناامیدی و عجله میشوم و بهتر میتوانم مسائل را ببینم و تصمیم بگیرم. به نظر من صبر یکی از آموزشهایی است که اگر واقعاً آن را یاد بگیرم و در زندگی اجرا کنم، میتواند آرامش زیادی برای من به همراه داشته باشد.
منبع: سیدی صبر
نویسنده: همسفر سمیه لژیون اول
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
90