جلسه اول از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر به استادی دستیار اسیستانت همسفر کیمیا، با دستور جلسه هفته دیدهبان روز سهشنبه ۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم بابت فرصتی که برای خدمت نصیب من شد و از نگهبان عزیز، ایجنت محترم، خانم سمیه، بسیار تشکر میکنم. بعد از مدتها قسمت من شد که در خدمت استادی قرار بگیرم و از این بابت بسیار خوشحالم.
در کنگره برای من بارها ثابت شده است که وقتی از چیزی دور میشوم و فاصله میگیرم، تازه قدر آن را بیشتر میدانم.
مدتی از لژیون دور بودم و چند سالی شرایطی فراهم نبود که بتوانیم در لژیون شرکت کنیم. وقتی با تأسیس لژیون راهنما، دوباره وارد لژیون شدم، متوجه شدم چقدر تفاوت وجود دارد بین اینکه فقط یک سیدی را گوش کنیم و بنویسیم، با اینکه بخواهیم درباره آن صحبت کنیم. وقتی قرار است درباره یک سیدی مشارکت کنم، دوباره آن را میخوانم، نکاتش را یادداشت میکنم و بیشتر به مطالبش دقت میکنم. همین باعث میشود برداشت و فهم من از آن آموزش خیلی عمیقتر شود.
الان هم وقتی قسمت من شد که برای این دستور جلسه خدمت کنم، مطالب مربوط به هفته دیدهبان را خواندم و صحبتهای دیدهبانهای عزیز را دنبال کردم. این روزها صحبتها و دعوتهای مختلفی از دیدهبانها وجود دارد و من وقتی با دقت بیشتری به صحبتهایشان گوش دادم، متوجه شدم فهم من از این دستور جلسه با زمانی که فقط شنونده هستم، بسیار متفاوت است. خدا را شکر که قسمت من شد در این دستور جلسه در خدمت شما باشم.
دستور جلسه این هفته، «هفته دیدهبان» است.
این هفته را به دیدهبانهای عزیز کنگره ۶۰، جناب مهندس، بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترمشان تبریک میگویم و از زحمات و خدماتشان تشکر میکنم.
آقای مهندس میفرمایند: «دیدهبانها ستونهای کنگره هستند و ساختار و بنای کنگره بر دوش آنها استوار است.»
وقتی به ساختار کنگره فکر میکنم، میبینم چه ساختار عجیب و معجزهآسایی دارد. من که مدتی از آن فاصله گرفتم و دوباره به تاریکی پرت شدم، شاید امروز کمی بیشتر قدر این ساختار را میدانم و بهتر متوجه میشوم که چه میزان آموزش، انرژی و منابع عظیمی درون آن وجود دارد.
وقتی به این ساختار وصل هستیم، در واقع در یک دایره قرار میگیریم که دائماً در حال حرکت است و شعاع آن بیشتر میشود. ما درون این حلقهها قرار میگیریم و هرچه جلوتر میرویم، آموزش و فهم ما گستردهتر میشود؛ تا جایی که شاید حتی در ابتدا تصورش را هم نمیکردیم.
دیدهبانها ستونهای این ساختار هستند؛ انسانهایی با ویژگیهایی مثل ازخودگذشتگی، تلاش، کوشش و مسئولیتپذیری.
آقای دکتر امین در جلسه چهارشنبه مشارکت بسیار جالبی داشتند. ایشان اشاره کردند که وقتی در ساختارها نگاه میکنیم، گاهی افرادی که در جایگاههای بالاتر قرار میگیرند، مسئولیتهایشان کمتر میشود؛ اما وقتی فردی دیدهبان میشود، در واقع آنقدر شایستگی به دست آورده و از فیلترهای مختلف عبور کرده است که به یک مسئولیت بزرگ میرسد و در نتیجه، میزان ازخودگذشتگی و مسئولیتپذیری او هم به درجه بسیار بالایی میرسد.
من بارها با دیدهبانهای مختلف برخورد داشتهام و واقعاً برای من الگو بودهاند. همین حضور و رفتار این عزیزان باعث میشود ما نکاتی را که شاید در حالت عادی ساده از کنارشان عبور کنیم، ببینیم و از آنها آموزش بگیریم.
برای مثال، خانم کماندار را وقتی در ساختمان ققنوس هستند، میبینم که با وجود تمام مشغلههایی که دارند، برای هر مراجعهکننده وقت میگذارند، پاسخگو هستند و با حوصله به صحبتهای او گوش میدهند.
برای من این یک درس بزرگ است که انسان چقدر باید روی خلقوخو و ظرفیت خودش کار کند و چقدر باید پذیرا باشد تا بتواند برای دیگران یک نقطه امن باشد؛ جایی که افراد بتوانند با خیال راحت به او مراجعه کنند.
چندین بار هم شده که از آقای حکیمی سؤالی پرسیدهام و ایشان در همان لحظه جواب ندادهاند و گفتهاند: «باید بررسی بشود.»
من از این رفتار یاد گرفتم که همیشه لازم نیست جواب هر موضوعی را همان لحظه داشته باشیم و بیان کنیم. گاهی لازم است کمی فکر کنیم، موضوع را بررسی کنیم و بعد پاسخ بدهیم. همین صبر و دقت، خودش یک آموزش است.
اگر به تاریخ نگاه کنیم، در دوران پادشاهان مختلف میبینیم گاهی حکمرانانی وجود داشتهاند که زندگی خود را صرف خوشگذرانی میکردند و اختیار امور کشور را به وزیرانی میسپردند که ممکن بود منفعتطلب باشند. نتیجه چنین ساختاری هم طبیعتاً نمیتوانست رشد و پیشرفت واقعی باشد.
اما کنگره ۶۰ ساختاری است که دائماً در حال رشد و حرکت رو به جلوست. مؤسس و طراح این ساختار، جناب مهندس هستند؛ انسانی که هر چیزی را بیان میکنند، قبل از همه خودشان انجام میدهند و خودشان الگوی بزرگ ما هستند.
بعد از ایشان، ۱۴ دیدهبان عزیز قرار دارند. این عزیزان نهتنها در مسئولیتهایشان منفعتطلبی ندارند، بلکه با تمام وجود و از روی ازخودگذشتگی خدمت میکنند.
گاهی یک دیدهبان ممکن است در طول هفته هزاران کیلومتر برای رفتن به یک شعبه طی کند. وقتی به یک شعبه میروند، افراد زیادی برای پرسیدن سؤال، گرفتن راهنمایی یا مطرح کردن مسائلشان به آنها مراجعه میکنند.
گاهی خودم با خودم فکر میکنم: من در طول یک روز ظرفیت برخورد و پاسخگویی به چند نفر را دارم؟ چقدر میتوانم با افراد مختلف با روی خوش و انرژی مناسب برخورد کنم؟
اما میبینم این عزیزان آنقدر ظرفیت بالایی دارند که حتی اگر بعد از ساعتها و مراجعات زیاد، فرد دیگری به آنها مراجعه کند، باز هم همان انرژی و روی خوش اولیه را دارند.
اینها برای من الگو هستند؛ به من یاد میدهند که وقتی منِ کیمیا در یک جایگاه و مسئولیتی قرار میگیرم، باید ازخودگذشتگی داشته باشم و مسئولیتی را که به من سپرده شده، به بهترین شکل انجام بدهم.
دیدهبانها در بستر کنگره و در کنار ما هستند. افرادی نیستند که خودشان را جدا و برتر از دیگران بدانند. آنها در میان ما هستند و دائماً مسیر کنگره را دیدهبانی و رصد میکنند.
قوانین کنگره و تصمیمات مربوط به مسیر حرکت آن نیز در جلسات دیدهبانها، که میتوان آن را مانند جلسات هیئتمدیره کنگره ۶۰ در نظر گرفت، بر اساس آنچه دیدهبانها مشاهده و بررسی میکنند، شکل میگیرد؛ برای اینکه کنگره ۶۰ بتواند همچنان رشد کند و به مسیر خودش ادامه دهد.
من به شخصه میگویم خدا را شکر که در این مسیر هستم و میتوانم آموزش بگیرم و از وجود عزیزانی یاد بگیرم که برای من و بسیاری از ما الگو هستند.
انشاءالله بتوانیم از حضور این بزرگواران و حتی از کوچکترین رفتارها، برخوردها و خلقوخوهایشان آموزش بگیریم و آنها را در زندگی خودمان به کار ببریم.
در پایان، دوباره این هفته را به دیدهبانهای عزیز، جناب مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم و از خداوند سپاسگزارم که فرصت خدمت و آموزش در این مسیر را به من داده است.

رهایی ۴۰ سی دی همسفر زرنگیس و همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)

مرزبانان کشیک: همسفر سمانه و مسافر مهدی
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیرکبیر تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
151