در این سیدی به این نکت جالب اشاره شدهاست که اگر کسی نداند خودش در چه جایگاه و درجهای از تزکیه قرار دارد نمیتواند به دیگران کمک کند و همچنین گفته باید عین عمل باشد؛ یعنی ایرادها و اشکالات درونی و برونی حل شود. باید هرکس آنچه را که آموزش میدهد خودش بفهمد تا بتواند به دیگران بفهماند و این یکی از بزرگترین دلایل موفقیت کنگره است؛ چون راهنمایان کنگره خودشان اعتیاد و راه درمان آن را فهمیدهاند و میتوانند به رهجوهایشان نیز بفهمانند. به کنگره یا هر جای دیگری که برای حل مشکلاتمان مراجعه میکنیم ابتدا باید تمام مشکلات را روی دایره بریزیم تا کسی که قرار است به ما کمک کند بتواند راهکار درستی به ما بدهد. برای اینکه بتوانیم چیزی را به کسی آموزش دهیم باید اول خودمان آن را انجام دهیم و توانایی آن را در خودمان ایجاد کنیم تا بتوانیم روی دیگران تأثیرگذار باشیم، مثلا تا خودمان گذشت نکنیم نمیتوانیم لذت گذشت کردن را به دیگران نشان دهیم. باید برای اینکه به آرامش برسیم به آموزشهای جهانبینی اهمیت بدهیم. اگر وارد مکانی میشویم به قوانین آن مکان احترام بگذاریم، با دیگران با احترام صحبت کنیم، اگر اشکالی یا ایرادی میبینیم تا آنجا که امکان دارد مؤدبانه با مسئول آن قسمت مطرح کنیم و یا اینکه حتما عصبانیت خود را کنترل کنیم؛ چون عصبانیت درواقع معنی دیوانگی موقت را دارد.
نکته مهم دیگر پذیرفتن مسئولیتهایمان است. گروهی هستند که هیچچیز را گردن نمیگیرند و بر این عقیدهاند که همهچیز تقصیر دیگران است و انگار که خودشان هیچ نقشی در کارها ندارند. بهقول آقای مهندس کسانی که مسئولیت نمیپذيرند انسانهای احمقی هستند و مثلا بر این باورند که اعتیادشان تقصیر دیگران است، در تمام اتفاقهای بد زندگیشان دیگران مقصر هستند، حتی گاهی مسئولیت خانواده خود را نیز نمیپذيرند و در همه موارد میگویند به ما ربطی ندارد. برای اینکه بتوانیم کاری را به خوبی انجام دهیم باید درون و برون یکی شود، یعنی باید آن مسئله را درون خودمان حل کنیم تا آنموقع بیرون هم درست بشود. اگر میخواهیم به کسی عشق بدهیم باید از درون عاشق باشیم، اگر میخواهیم اعتیادمان را درمان کنیم باید از درون بخواهیم که این عمل را کنار بگذاریم وگرنه موفق نمیشویم. باید دیگران را دوست داشته باشیم واجازه بدهیم دیگران هم ما را دوست داشته باشند و به ما خدمت کنند و ما هم در مقابل به آنها خدمت کنیم.
اینکه چهقدر کمک میکنیم مهم نیست مهم این است که بر مبنای توانائیهایمان چهقدر کمک میکنیم.حالا اگر متوجه شدیم کسی ما را دوست ندارد یا با ما مشکل دارد باید به درون خودمان برویم و ببینیم مشکل کجاست و کجا داریم راه را عوضی میرویم. رفتار دیگران با ما آینه رفتار ما با آنهاست هرچه آرامش داشته باشیم و متین باشیم دیگران هم ناخواسته با آرامش و متانت با ما برخورد میکنند. ما با برخوردمان میتوانیم یک آدم عصبی و خشمگین را آرام کنیم و یا اینکه میتوانیم خشم او را شعلهور کنیم، پس در جامعه مراقب رفتار و کردارمان باشیم، مسئولیتپذیر باشیم، درک زمان و مکان را داشته باشیم، به دیگران عشق بورزیم و آنها را درک کنیم.
نویسنده: راهنما مسافر علیرضا
تایپ: همسفر حسین(لژیون سوم)
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
172