English Version
This Site Is Available In English

دیده بانان ستون اصلی کنگره ۶۰هستند

دیده بانان ستون اصلی کنگره ۶۰هستند

دومین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی راهنمای محترم مسافرحسین و نگهبانی مسافر محمدودبیری مسافرجلیل  بادستورجلسه( هفته دیده بان ) سه شنبه مورخ۳شهریور۱۴۰۵راس ساعت :۱۷:آغاز به کار کرد

 


سلام دوستان حسین هستم مسافر. سلام حسین. خیلی خوشحالم که در جمع تون هستم انشالله که همگی حالتون خوب و خوش باش و تنتون سلامت. در مورد دستور جلسه این هفته که هفته دیده بان هست من فقط چند نکته رو میخام بگم در مورد آموزش های که توی کنگره گرفتم این که اصلأ بدونی دیده بان کیه کارش چیه اصلأ فلسفه بوجود آمدنش چیه هست و برسیم به جای که چرا باید جشن بگیریم و ازشون تقدیر و تشکر کنیم. خوب کنگره که بنیانگذار ش همگی میدونیم آقای مهندس دژاکام بودن و وقتی که اولین بار کنگره در تهران بود و یه جمع خودمونی ولی کم کم شروع به رشد کرد تا جای رسید که الان تو مشهد خودمون 6 یا 7 شعبه داریم. بدون تعارف بخاییم از بالا این مجموعه را نگاه کنیم یک نفره نمیشه کاریش کرد واقعاً نمیشه. هماهنگی ها باش،نظم اش باش،تمام شعب مثل هم کار کنن و یه استاندارد خاصی کار کنن و رسماً میشه گفت هیچ فرقی نداره ما تو هر شعبه ای پا بزاریم دقیقاً قوانین و نحوه کار کردش،چیزهایی که راهنما ها آموزش میدن همه بر اساس یه اصول خاص و منظم و دقیق هست. خوب الان ما مثلاً کنگره رو بزاریم کنار سازمان ها و نهادهای بزرگی که تو کشور ما هستند اگر دقت کنید حالا نمیخام بگم همشون ولی تو هر شهری که میریم مثلاً شهرداری بخواهیم مثال بزنیم، هر شهری برای خودش یه اصولی داره یه قانونی داره یه زیر میزی داره دیگه هر جور بخان کار می‌کنند و واقعا ثباتی نیستش.ولی تو کنگره اینطور نیستش به سختی و با دقت کار میکنن و این کار انجام میشه توسط چه شخصی و توسط چه افرادی، دیده بان ها. خوب دیده بان ها اول 14 نفر بودند الان 19 نفر هستند و برای تمام بخش های کنگره ما یک دیده بان داریم

از خود نمایندگی ها،پارک های ورزشی،مرزبانی،همسفران آقا،همسفران خانم، باز مسافر ها جدا، و یک نفر هست که دائم داره رصد میکنه بر اساس نظم و قانون مسیر پیش میره در همه ی شهر های ایران و یه نکته ای که هستش که خوده آقای مهندس هم میگن دیده بان ها ستون های کنگره 60 هستند. من داشتم دو جلسه پیش توی لژیون صحبت میکردم، ما امکان داره که اصلا دیده بان ها رو ندیده باشیم نشناسیم شون و دقیقا  مثل همین ستون های همین ساختمان هستن، من وقتی داشتم در این مورد صحبت میکردم همون موقع به چشمم خورد که اون دیوار 3 تا ستون داره و تا الان اصلا دقت نکرده بودم به این موضوع ولی بودنش چقدر حیاتی است، از اون طرفش میتونم ببینیم اگر نباشد چه اتفاقی میتونه بیفته برای همین سوله

دقیقا دیده بان ها همین هست جایگاه شون ما شاید نبینم شون، ولی نبودنش ساختار رو به هم می‌ریزد. خوب وقتی این چنین مسئولیتی به دوش شون هست و ما باید تفکر کنیم وقتی میایم کنگره وادی اول رو با ما کار می‌کنند با تفکر شروع میشه به این که من حسین به چه چیزی های باید فکر کنم و به چه چیزی های نباید فکر کنم خوب همین یه موضوع ی که دیده بانی که ندیدم باید فکر کنم این ساختار با این عظمت تو هر شهری چندین و چند شعبه چطور داره کنترل میشه اینقدر دقیق و منظم، تفکره دیگه، پس یه دیده بانی هست، نظارت داره و زحمتی که میکشن باز دیده نمی‌شود دقیقا مثل همون ستونی که روی دیوار است و ما متوجه نمیشم، اما این ساختمان رو سقف شو روی سر ما نگه داشته که ما زیر سایه این سقف بشینیم و آموزش بگیریم.این از تفکر کردن منه حسین اگه نمیشناسمشون، اگر ندیدم شون فکر که میتونم بکنم که این جای که نشستم اینقدر قشنگ و راحت، چراغ بالا سرم روشنه، راهنمام هست مرزبان هست ایجنت شعبه هست و من آمدم به راحتی دارم سفر میکنم

یه وقت دیگری هست اش توی کنگره که تو آموزش هامون یاد گرفتیم که هر چیزی و هر مطلبی یه صور آشکار داره یه صور پنهان داره، این جشن باید ببینیم که صور آشکار ش که جشنه و تقدیر و تشکر و صور پنهان اش همون تفکر است که من رهجو درسته که شما رو ندیدم اما قدر دان کارهای شما هستم و من سپاسگزارم از شما، یاد گرفتم توی کنگره قدر دان باشم، احترام بزارم، من باید یاد بگیریم قدر دانی رو ، احترام گذاشتن رو در زندگی شخصی خودم، من حسین باید این رو یاد بگیرم که دیگران هم به من احترام بزارن، دیگران هم قدر دان من باشن، اگر من این قدردانی رو یاد نگیرم خوب قطعاً اگر قدر دان کسی نیستم، احترام به کسی نمی زارم قطعاً هم به من احترام گذاشته نمیشه

و توی کنگره هم ما میدانیم قدر دانی هم خیلی راحت است با پاکت هستش و هر کس و هر کدوم مون باز هم وادی اول باید فکر کنیم این دیده بان ها چقدر برای منه مسافر که اینجا نشستم کار رو راحت کرده، نظم رو برای من به ارمغان آورده، نیت رو برای من به ارمغان آورده اینکه که ما پنجشنبه ها جلسه به صورت عمومی هست همسفران هستند و هم مسافران خیلی سخته، نظم اش، آموزش دادن ها، آموزش گرفتن ها و این همه به دوش دیده بان ها و دستیار ران دیده بان هستش، پس من نسبت به تفکری که میکنم و میدونم تو چه جشنی شرکت میکنم بر اساس تفکر خودم دلنوشته ای می‌نویسم براشون و

مبلغی درون پاکت میزارم و این کمترین قدر دانی هستش که از دست من برای تشکر و احترام به دیده بان محترم برمیاد. خیلی ممنون که با سکوت زیباتون به صحبت هام گوش کردین

 

 

 

در ادامه رهایی مسافر محمد توسط راهنمای عزیز مسافر علی

 

 

عکاس: مسافر محمد لژیون چهارم

ویرایش متن:مسافر سعید لژیون چهارده

ارسال خبر:مسافر محمد لژیون پنجم

مرزبان خبری :مسافر داوود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .