English Version
This Site Is Available In English

همه چیز در درون ماست

همه چیز در درون ماست

جلسه ششم از دور اول سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خوانسار به استادی راهنمای مسافر محمد نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه( هفته دیده‌بان)در روز سه شنبه ۳شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر،

خداوند بزرگ را شاکرم که بار دیگر اجازه داد در مسیر آموزش، در خدمت شما دوستان باشم. از ایجنت محترم جناب آقای علی‌آقا هویدا، از مرزبان محترم و نگهبانان و دبیرشان نیز سپاسگزارم که این جایگاه را به من ارزانی داشتند تا امروز در خدمتتان آموزش بگیرم. در زمان پیش از اعتیاد، فرزند، همسر و هیچ‌یک از اطرافیانم را نمی‌توانستم ببینم،زیرا اعتیاد مرا به ناکجاآباد برده بود. من که محمد قوی بودم، همواره به تازه‌واردان می‌گفتم هر مصرف‌کننده‌ای یک تنه به لشکری می‌ماند. شما که امروز از خوانسارآمده‌اید و این مسیر را آغاز کرده‌اید، پیشگامید و هر یک در آینده دیده‌بان کنگره خواهید شد. کنگرهٔ ۶۰ در سال ۱۳۷۸، در کوچهٔ مهدی‌زاده، توسط مهندس حسین دژاکام با ۸ نفر شروع شد؛ زمانی که تریاک ممنوع بود و برای معتادان را حبس، شلاق و جریمه می‌کردند. با آن سختی‌ها، مهندس حسین دژاکام آغاز کرد؛ امروز کنگره از آن ۸ نفر به ۲۲۰ هزار کارت رسمی، ۱۰۰ هزار رهایی‌یافته، ۱۶۴ شعبه (که این شعبه نیز جزو آنهاست)، با ۱۵۴ شعبهٔ مسافر و ۱۰ شعبهٔ مسافران خانم، و ۲۳۰ شعبه با پارک‌ها رسیده است. مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند نمی‌خواستیم چنین گسترده شود، اما تلاش تک‌تک اعضا رقم‌زنندهٔ این شد. دکتر امین دژاکام می‌گفتند فردی آمده بود که روزها مواد می‌زد و ویولن می‌نواخت، استاد بود، اما سیستم ایمنی‌اش ضعیف شده و گوشش ناشنوا می‌شد؛ آمده بود تا خود را بکشد. دکتر امین دژاکام پرسیدند چرا؟ او گفت اعتیاد مرا به ناامیدی رسانده و همه‌چیز را از دست داده‌ام. همهٔ ما بر این صندلی‌ها نشسته‌ایم و همه‌چیز را از دست داده‌ایم، اما نباید ناامید شویم. دکتر امین دژاکام گفتند پدرم مهندس حسین دژاکام کارخانه‌ها، خانه‌ها و ماشین‌ها را از دست داده بود، بدهکار و فراری بودیم، با حقوق مادربزرگ اجاره و معیشت را می‌گذراندیم. دوستی عرق‌خور داشت که می‌آمد و یک ساعت عرق می‌خورد، اما ده دقیقه هم سه‌تار یاد می‌گرفت. اکنون مهندس حسین دژاکام استاد سه‌تار شده‌اند. در همان شرایط سخت، دکتر امین دژاکام گفتند روزی یک، دو یا سه ساعت برای خودت وقت بگذار؛ اسکیت، موسیقی یا هر کار دلت خواست، در خلوت خود انجام بده. آن نیم‌ساعت و یک ساعت تو را قوی می‌کند. نگران گرانی و بی‌پولی نباش؛ در آینده‌ای نزدیک، افراد کنگره ۶۰ موفق‌ترین افراد جامعه‌اند، چون علم کنگره تجربه‌شده است. چنانکه وادی دوم می‌گوید: «همه‌چیز در درون و برون ماست». سی سال پیش با ۱۰ لیتر کسی قبولش نداشت، اما امروز افراد ۶۰۰ میلیون، ۵۰ میلیون و ۶۰ میلیون تومان می‌دهند و دستور می‌گیرند. علم کنگره او را به اینجا رساند. خدا را شکر که راه کنگره باز شد. دیده‌بانی را از همین جا آغاز کردم. امروز لذت آن را دیدم؛ صبح حس کردم که این مسیر، که دشوار می‌پنداریم، همه نعمت خداست. سال ۱۳۹۸، آبان‌ماه، وارد کنگره شدم و در ۱۳۹۹ رها گشتم. به محض رهایی، در امتحان تازه‌واردی قبول شدم و به خدمت رفتم. گمان کردم از من قوی‌تر نیست، چون نزدیک ۲۰ سال همه‌جا خراب شده بود. در ۱۴۰۳، فرزندم که ۷ سال داشت، آبله‌مرغان گرفت و به مغز زد؛ نیمه‌شب که می‌خواست برخیزد، می‌افتاد و فلج کامل شد؛ پزشکان گفتند خوب می‌شود ولی من امیدوارم. پسر بزرگم به تیم هندبال سپاهان رفت و سپس مینیسکش پاره شد. همسرم بیماری قلبی گرفت و خودم مریض شدم. کامیونی داشتم که در بنگاه بود، در همان دوران آن را فروختم و ۱ میلیارد تومان ضرر کردم. نزد آقای هویدا می‌رفتم و می‌گفتم چه کنم؛ نه شب می‌خوابیدم و نه روز. ایشان گفتند دو دوره ۲۱ روزه وقت بده، خوب می‌شوی. از آن ۲۱ روز گذشت و من گوش نکردم؛ افکارم خراب شد و مریضی برگشت. اما ماحصل این شد که ۳-۴ ماه پیش، دزد به خانهٔ ما زد و طلایی به ارزش ۲ تا ۳ میلیارد تومان برد؛ ناراحت بودیم اما قرار نبود مشکل بزرگ شود. آدم‌ها با مشکلات بزرگ می‌شوند. اعتیاد همهٔ ما را رنج داده، اما ما بزرگیم و از هیچ گروهی کمک نمی‌گیریم؛ خودمان باید همهٔ این‌ها را حل کنیم. به خودمان ببالیم که در این مسیر حرکت می‌کنیم. باید از صفر شروع کنیم و آموزش بگیریم تا به جایگاه مطلوب برسیم. دکتر امین دژاکام می‌فرمودند مشکل اکثر ما منیت است. ایشان گفتند من همچنان منیت دارم. باید به جای منیت، محبت و مهر آوریم تا تزکیه و پالایش انجام شود. نمی‌توانیم بگوییم از فردا دروغ نمی‌گویم یا کار بد نمی‌کنم؛ جلوی ورودی را نمی‌توان گرفت.

باید بگوییم کار خوب انجام می‌دهم، محبت می‌کنم، به صندلی و خدمت بیایم، سر ساعت حاضر شوم، سی‌دی را بنویسم؛ به‌تدریج تزکیه و پالایش محقق می‌شود و به مسیر دلخواه می‌رسیم. من مریض شدم، سپس وارد لژیون و راه‌های درمان شدم و بسیاری از مشکلاتم حل گردید.

عکس،تایپ و ویرایش همسفر علی 

تنظیم وارسال مسافر محمد

مسافران لژیون خوانسار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .