English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان ستون‌های محکم کنگره‌۶۰ هستند

دیده‌بانان ستون‌های محکم کنگره‌۶۰ هستند

نهمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی دانیال اهواز به استادی راهنما همسفر نوریه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر السا با دستورجلسه « هفته‌ی دیده‌بان » روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. 

از خانم فروغ سپاسگزارم که اجازه خدمت به من دادن و همین‌طور از نگهبان و دبیر سپاسگزارم.

این هفته، هفته دیده‌بان هست. ابتدا تبریک می‌گویم به جناب مهندس، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شانی و استاد امین و باقی دیده‌بانان عزیز.

بخواهیم یک خلاصه‌ای بگیم؛ دیده‌بان کیه؟ چیه؟ پیشکسوتان می‌دانند، محض اطلاع برای تازه‌واردین می‌گویم. زمانی که جناب مهندس سال ۷۸ کنگره رو تأسیس کردند با ۸ نفر شروع به کار کردند. ولی خب، در ادامه رفته‌رفته هی به ۸ نفر اضافه شد و قطعا یک دست صدا ندارد و نیاز بود یک ید واحده با هم کار کنند تا بتوانند کنگره این‌قدر شعبه‌هایش زیاد بشود و بتوانند سرپرستی و اداره کنند. 

ابتدا آقای مهندس نفر اول انتخاب کرد ، نفر دوم، نفر سوم، انتخاب شدند، باز همین‌طور تا نفر ۱۴. الان که می‌بینید ۱۸ تا دیده‌بان داریم. قاعدتاً باید ۱۴ تا باشند، ولی چون ساختار کنگره خیلی، خیلی بزرگ شده است. تعداد شعبه‌ها در شهرهای ایران خیلی زیاد شده‌اند، قطعا جوابگو نیست. شاید هم از این ۱۸ نفر بیشتر بشنوند.

دیده‌بان از اسمش پیداست؛ باید دیده فوق‌العاده قوی داشته باشد، مثل یک عقاب در واقع، که بتوند از بالا باطن کنگره را ببیند و همین‌طور آن رهجو، آن سفر اولی، سفر دومی، چه همسفر چه مسافر، باید همه را زیر نظر داشته باشند تا نکات ضعف را پیدا کنند و بعد در تهران بتونند این نکات را که ضعف بوده بررسی کنند و در صدد حلش باشند. 

دیده‌بانان، تا آنجایی که من اطلاع دارم و این ۹ سالی که در کنگره بودم، اشخاص خودشان بخواهند دنبال جایگاه باشند و دست‌وپا بزنند راهی به دست بیاورند، اصلاًت به قول بعضی‌هایشان که من صحبت‌هایشان رو می‌خواندم، اصلاً که بخواهند دیده‌بان بشوند یا بخواهند ایجنت بشوند، اصلاً توی این وادی نبودند؛ دقیقاً فقط کار را برای اینکه به بهترین شکل باشد، انجام می‌دادند.

دیده‌بانان از فیلترهای خیلی زیادی عبور می‌کنند و دنبال منفعت شخصی نیستند. خیلی مهم است که خدمتگزار در کنگره شروع به خدمت می‌کند، دنبال منفعت خودش نباشد. 

شما الان بیرون از کنگره یه مدیر را می‌خواهی ببینی، چند بار باید بروی و بیایی تا نوبت بدهند تا بتوانی مدیر شرکت را ببینید. ولی دیده‌بانان هر وقت به ساختمان سیمرغ بروید ، شنبه، دوشنبه، چهارشنبه حضور دارن و جالبش این است که با روی باز و لبخند همیشه پذیرایی می‌کنند، چه مسافر چه همسفر، هستند.

با آن حجم کاری که آن‌ها دارند، یک وقت‌هایی می‌گویم خدایا ما خدمتگزاریم یا آن‌ها؟ حالا حساب کن ما با چند نفر سر و کار داریم، ولی این عزیزان با تمام شعبه‌های ایران سر وکار دارن و خداروشکر، آن چیزی که تا به حال من دیده‌ام، ندیدم این عزیزان اخمی بر ابرو داشته باشند، یا برخورد بدی داشته باشند با کسی و همیشه با روی باز استقبال کردند.بیرون از کنگره، وقتی مسئولیت‌مان بالاتر میرود، به ما پست و مقام میدهند، مسئولیت‌مان کمتر میشود، پا رو پا می‌اندازیم. ولی کنگره ۶۰ این مدلی نیست. هرچه مسئولیتت بیشتر بشود، کارت بیشتر میشود، بیشتر باید تلاش کنید.

در کنگره ساختار را به یک درخت تشبیه کرده‌اند که ریشه‌اش جناب مهندس، آن ساقه دیده‌بانان محترم هستند، آن شاخه و برگ‌ها راهنماها و سفر اولی‌ها هستند و قطعا اگر ریشه هم خوب باشد، آن ساقه باید کارش به درستی انجام بدهد و چیزی که از ریشه می‌گیرد، باید بدون کم‌وکاستی انتقال بدهد به ساقه‌ها، ضخیم‌تر و به آن برگ‌ها برسد.

اگر آن ساقه عملکردش خوب نباشد، قطعا شاخ و برگ خوبی به وجود نمیاید و آن میوه‌هایی که باید ثمره‌شان ببینیم، قطعا این دیده‌بانان محترم هستند که امروزه شعبه اضافه کرده کنگره ۶۰ و ان‌شاءالله شهرهایی که ندارند، آنجا شعبه‌های بسیار زیادی شوند، برای قسمت‌ مسافرهای خانم، ان‌شاءالله این رقم بخورد، تا همه از این درد و رنجی که دارند می‌کشند ازشان کاسته بشود.

من همیشه حرف‌های آقای حکیمی و تفریشی به نظرم می‌آید که، آن آتشی که درخانه‌ی من هست، من بیام تو جایگاه خدمتی، و سعی کنم آتش خانه‌ی دیگری را هم مثل آتش خانه‌ی خودم خاموش کنم.

 

دیگران کمک کردند، از جناب مهندس، دیده‌بانان بگیر تا باقی راهنماها، ایجنت، مرزبانان، دست به دست دادن تا آتش خانه‌ی من را خاموش کردند. حالا ما باید دست به دست هم بدیم و کمک کنیم تا آتش خانه دیگران را خاموش کنیم.

ممنونم که به صحبت‌هام گوش کردین.

 

مرزبان کشیک: همسفر زهرا و مسافر یاور

عکاس: همسفر زهره رهجو همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)

تایپیست: همسفر زهره رهجو راهنما همسفر بنفشه(لژیون ششم)

ویراستاری و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا

 

همسفران دانیال اهواز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .