دوازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور در روز سهشنبه با استادی راهنمای محترم مسافر قاسم، نگهبانی مسافرحسین ودبیری مسافر محمد،با دستور جلسه «هفته دیدهبان»در تاریخ 1405/06/03 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، قاسم هستم، یک مسافر.خداوند را شاکرم که یک بار دیگر اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم تا ابتدا آموزش بگیرم و بتوانم خدمت کنم. ممنونم از نگهبان جلسه، دبیر، گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم.
دستور جلسه امروز درباره یکی از جایگاههایی است که در ساختار کنگره قرار دارد و بسیار مهم است و جزو تنه ساختار کنگره ۶۰ محسوب میشود. به همین دلیل ما جشن میگیریم؛ جشن میگیریم که کنگره ۶۰ بستری شد برای انسانهایی که زمانی مصرفکننده بودند و شاید در پایینترین سطح جامعه قرار داشتند، اما امروز به جایگاه دیدهبانی رسیدهاند. بنابراین باید این روز را جشن بگیریم و از این عزیزان به خاطر زحماتی که میکشند، تقدیر و تشکر کنیم.
خب، حالا یک مقدار درباره چگونگی شکلگیری ساختار کنگره ۶۰ صحبت کنیم تا برسیم به جایگاه دیدهبان.
اگر کتاب «چهارده مقاله» و بهخصوص کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را که مبنای ساختار و بستر کنگره است با دقت مطالعه کنیم، میبینیم که بسیاری از مطالب و پیامها از سالها قبل پیشبینی و مطرح شدهاند. با مطالعه این کتابها میتوانیم به این موضوعات برسیم.
آن زمانی که آقای مهندس میخواستند کنگره ۶۰ را بنا کنند، با چند موضوع مهم روبهرو شدند. در آن زمان تقریباً همه معتقد بودند که اعتیاد درمان ندارد؛ ولی آقای مهندس با درمان خودشان ایمان آوردند و به این اعتقاد رسیدند که اعتیاد درمان دارد.
ایشان به دو موضوع اساسی رسیدند. اول اینکه برای درمان اعتیاد، باید فیزیولوژی و جسم انسان دوباره ترمیم شود؛ موضوعی که حتی پزشکان در آن زمان به نقطه صفر آن هم نرسیده بودند و هنوز هم بسیاری از ابعاد آن ناشناخته است.
اینجا جا دارد روز پزشک را به آقای مهندس تبریک بگویم، چون دیروز سالروز تولد ابوعلی سینا بود و این روز را به عنوان روز پزشک نامگذاری کردهاند. خوشحالم که به دست توانای آقای مهندس، همه ما به درمان رسیدیم.
موضوع دوم که نقطه کور درمان اعتیاد بود، جهانبینی بود.
جهانبینی یعنی چه؟ یعنی تغییر نگرش و تغییر تفکر. اینکه شما مواد مخدر را بشناسید، بدانید مواد مخدر با جسم شما چه کاری انجام میدهد و با تفکر شما چه تأثیری میگذارد. بعد از اینکه به درمان رسیدید، باید بتوانید به این پرسش پاسخ بدهید که «از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟»
انسان باید به این پرسشها پاسخ بدهد. چرا؟ چون اگر پاسخ ندهد، به پوچی میرسد. انسانی که به پوچی برسد، ممکن است هزاران کار برای حال خودش انجام دهد؛ ممکن است مواد مخدر مصرف کند، الکل استفاده کند یا هر کار دیگری انجام دهد، چون به پوچی رسیده است.
اما انسانهایی که با آموزشهای کنگره به درمان میرسند، هم ساختار جسمیشان ترمیم میشود و هم جهانبینی و نگرششان تغییر میکند.
آقای مهندس این موضوع را به بشر امروز آموزش میدهند که ما برای هیچ و پوچ به دنیا نیامدهایم و باید در این دنیایی که هستیم، کاری انجام دهیم و مسئولیتی داشته باشیم.
از طرف دیگر، آقای مهندس معتقد بودند که مسیر درمان اعتیاد منحرف شده و نیاز به یک ساختار جدید وجود دارد. انگار که باید دوباره دوچرخه را از ابتدا ساخت؛ یعنی همهچیز را دوباره بررسی کرد، ساختار قبلی را کنار گذاشت و ساختار جدیدی ایجاد کرد.
چرا این کار لازم بود؟ بارزترین دلیلش که برای همه ما قابل لمس است، این است که در تمام گروهها و حتی در بسیاری از دانشگاهها، هنوز اعتقاد واقعی به درمان اعتیاد وجود نداشت. از این بارزتر دیگر چه دلیلی میتوانست وجود داشته باشد؟
بنابراین آقای مهندس آمدند و یک ساختار جدید ایجاد کردند؛ ساختاری که خودشان «بنیان» آن شدند.
چرا اسم آن را «بنیان» گذاشتند؟ چون بنیان یعنی چیزی که پایه و اساس دارد. ساختاری که قبل از ما وجود نداشته و با نبودن آقای مهندس هم قرار است ادامه پیدا کند. آقای مهندس این ساختار را شکل دادند، اما آن را متعلق به خودشان ندانستند؛ چون این موضوع برای همه انسانهاست، نه برای یک فرد خاص.
افراد و اساتید دیگری نیز در این مسیر به ایشان کمک کردند و آقای مهندس این ساختار را شکل دادند و خودشان به عنوان بنیان کنگره شناخته شدند.
بعد از آن، به موضوع نگهبان میرسیم؛ یعنی کسی که از این ساختار محافظت و نگهداری میکند؛ از گروهی که انسانهایی با شرایط بسیار سخت وارد آن میشوند و در مسیر درمان و آموزش قرار میگیرند.
یکی دیگر از نکات جالب این است که چرا آقای مهندس بعضی از لغات را تغییر دادند. مثلاً به جای «رئیس» از «نگهبان» استفاده کردند. چون بسیاری از واژهها در طول زمان معنای واقعی خودشان را از دست دادهاند. برای همین آقای مهندس از واژههای جدیدی استفاده کردند تا مفاهیم دوباره زنده شوند.
حتی نام «کنگره ۶۰» نیز معنای خاص خودش را دارد. همچنین به جای اینکه به مصرفکننده بگویند «معتاد»، از واژه «مسافر» استفاده کردند؛ چون واژه معتاد بار منفی زیادی به همراه دارد.
اما مسافر یعنی چه؟ یعنی کسی که حرکت میکند؛ از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر. این حرکت بسیار بزرگی است و اگر کسی چنین حرکتی را انجام دهد، قطعاً انسان بزرگی خواهد شد.
بعد، پلههای تدریجی را مطرح کردند و روش DST را شکل دادند. اگر به کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» مراجعه کنیم، میبینیم که بسیاری از این مفاهیم از قبل وجود داشته و در روش درمانی کنگره تکامل پیدا کرده است.
بعد از آن، آقای مهندس سیستم مدیریتی را طراحی کردند. چرا؟ به این دلیل که اگر روزی خودشان حضور نداشتند، این سیستم بتواند به کار خودش ادامه دهد و ساختار کنگره همچنان برقرار بماند.
تمام ساختارهایی که ما در بیرون میبینیم، معمولاً از بالا به پایین هستند؛ اما ساختار کنگره ۶۰ از پایین به بالا شکل گرفته است.
اگر کنگره را به یک درخت تشبیه کنیم، ریشه این درخت آقای مهندس هستند، تنه آن دیدهبانها هستند، شاخههای آن ایجنتها و مرزبانها هستند، شاخههای دیگری که میوه میدهند راهنماها و راهنمای تازهواردین هستند و شکوفههای این درخت، تازهواردین هستند.
یعنی در رأس هرم، کسانی قرار دارند که خون تازهای به کنگره ۶۰ میدهند.
در این ساختار، کسی که میآید خدمت کند، سرور و آقای دیگران نیست. کسی که در کنگره جایگاهی را میگیرد، باید محافظ و امانتدار امانتهای کنگره ۶۰ باشد.
و دیدهبانها چه انسانهای بزرگی هستند که در چنین ساختاری قرار گرفتهاند.
دیدهبانها چگونه انتخاب میشوند؟
آقای مهندس میگویند ما بسیاری از جایگاهها را با رأیگیری انتخاب میکنیم، اما اعتقاد دارم که در بعضی جایگاهها رأیگیری جواب نمیدهد؛ چون ممکن است بسیاری از انسانها هنوز به آن بلوغ فکری نرسیده باشند که بتوانند برای چنین جایگاههایی تصمیمگیری کنند.
مرزبانها و نگهبان با انتخابات و رأیگیری انتخاب میشوند، اما دیدهبانها اینگونه نیستند.
اولین دیدهبان را خود آقای مهندس انتخاب کردند. سپس نفر دوم و سوم و به همین ترتیب ادامه پیدا کرد تا به چهارده نفر رسیدند که گروه «سیوهزار و چهارده» یا همان «سیچهارده» را تشکیل میدهند و چهارده دیدهبان در این ساختار حضور دارند.
نکته بسیار زیبای این موضوع این است که خود فرد حتی نمیداند که زیر نظر است و قرار است انتخاب شود. خدمت او را میبینند، رفتار و عملکردش را بررسی میکنند و در نهایت به او اعلام میشود که آیا میخواهد دیدهبان شود یا نه.
تا چهار سال در سیچهارده برای او رأیگیری میشود تا مشخص شود آیا میتواند وارد جایگاه دیدهبانی شود یا خیر.
بعد از اینکه فرد دیدهبان شد، موضوع دیگری مطرح میشود. آقای مهندس میگویند انسانها قابل تغییرند. ممکن است ما یک راهنمای بسیار خوب را انتخاب کرده باشیم، اما شاید همان فرد، طبق وادی دهم، در طول زمان تغییر کند؛ چون انسان همواره در حال تغییر است.
دیدهبانها نیز همینگونه هستند.
هیچکس غیر از گروه سیچهارده و خود آقای مهندس نمیتواند یک دیدهبان را از جایگاهش کنار بگذارد. خود آقای مهندس و گروه سیچهارده درباره دیدهبانها تصمیمگیری میکنند.
دیدهبانها دو کار مدیریتی مهم انجام میدهند. یکی اینکه در گروه سیچهارده، همراه با آقای مهندس، قانونگذاری میکنند.
موضوع دیگر، مسئولیتهایی است که در شعبات و بخشهای مختلف دارند. برای مثال، یک دیدهبان مسئول امور مالی است و تمام امور مالی کنگره زیر نظر ایشان انجام میشود. یا اطلاعات و پورتال کنگره زیر نظر دیدهبان مربوطه اداره میشود. دیدهبان ورزش، دیدهبان راهنمایان و شال نارنجی و سایر بخشها نیز مسئولیتهای مشخص خودشان را دارند.
دیدهبان حتی میتواند به یک راهنما اعلام کند که از این به بعد نباید در آن جایگاه خدمت کند. به عبارتی، دیدهبانها اختیار بسیار زیادی در حفاظت از ساختار کنگره دارند و حتی در شرایط خاص میتوانند درباره ادامه فعالیت یک شعبه تصمیمگیری کنند.
این اختیارات به این دلیل است که دیدهبانها انسانهای بسیار قوی، دقیق و ریزبین هستند و همه آنها از فیلترهای سختی عبور کردهاند تا به این جایگاه رسیدهاند و زحمات بسیار زیادی میکشند.
هدف از برگزاری این جشن هم این است که ما دیدهبان مربوط به خودمان را بشناسیم و بدانیم چه انسانهایی به ما خدمت میکنند.
این جشن فرصتی است که اجازه دادهاند ما بتوانیم از این عزیزان تقدیر و تشکر کنیم. وگرنه این عزیزان نیازی به پاکت ما ندارند. ما فقط میخواهیم با این کار احساس خودمان را به آنها منتقل کنیم و بگوییم:
«آقا، من بابت تمام این زحماتی که برای ما میکشید، متشکرم.»
خیلی خوشحالم که توانستم در روز جشن دیدهبان حضور داشته باشم و با یک دلنوشته، یک مبلغ و یک حرکت کوچک، احساس خودم را نسبت به این عزیزان ابراز کنم.
من با آقای سلامی هم صحبت کردم. ایشان در یک جشن دیدهبان میگفتند که برایشان سخت است بایستند و دیگران به ایشان پاکت بدهند، چون اصلاً نیازی به این مسائل ندارند و فقط به خاطر دستور آقای مهندس این کار را انجام میدهند.
برای همین از همه عزیزان خواهش میکنم در روز جشن، پرانرژی، با بهترین لباسها و با بهترین حال خودمان بیاییم و از این عزیزان تقدیر و تشکر کنیم.
این را هم به شما بگویم که آقای سنچولی همیشه میگویند: «نیشابور شهر من است» و ایشان زحمات بسیار زیادی برای این شعبه کشیدهاند.
آقای زرگرانی هم کاملاً در جریان هستند. زمانی که من مرزبان شعبه عطار بودم، ایشان ایجنت ما بودند و آقای سنچولی نیز زحمات بسیار زیادی برای این ساختمان، برای شعبه عطار، شعبه خیام و معدن کشیدهاند.
امیدوارم بتوانیم روز خوبی را رقم بزنیم و خاطره خوبی از هفته دیدهبان برای این عزیزان به جا بگذاریم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید.

عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
90