آقای مهندس میفرمایند: مردمداری به این معناست که حرفی که میزنید، مخالف همه باشد و مردم بپذیرند؛ نه این که مردم هر چیزی گفتند ما چشم بگوییم. من باید یک ویژگی داشته باشم که مردم قبولم داشته باشند.
انسان در زمان حیات، با یک سری معیارها زندگی میکند، چیزهایی را کسب میکند و با آن اندوختهها ظاهراً میمیرد. اندوختهها میتواند شامل دانش و آگاهی، معرفت و چیزهایی که کسب کرده است باشد. معیارهایمان عوض میشوند و تغییر شکل میدهند ولی در اصل فرق چندانی ندارند، در قدیم، راستی و درستی و شجاعت بود و امروزه هم اینها وجود دارند.
محبت از مسائلی هست که با مرگ هم از بین نمیرود. بزرگترین مشکل، خودمان هستیم و هر کاری را انجام دهیم به خودمان برخواهد گشت. دو اصل مهم هست، جناب مهندس در ابتدای هر جلسه میفرماید: خداوند ما را از نیرومندترین دشمنمان که جهل و نادانی خودمان است، نجات دهد، بزرگترین کسی که به خودم ضربه میزند در درونم قرار دارد که همان افکار و اندیشههای منفی است. دومین اصل این است که اگر شمشیر بردارم با شمشیر کشته خواهم شد حتی اگر آن شمشیر را برای حکم الهی برداشته باشم و این یک قانون هست.
وقتی من خودم را بیارزش بدانم هرگز انرژی نخواهم داشت چون در وهله اول این خودم هستم که میتوانم به خودم انرژی بدهم و بعد از دیگران انرژی بگیرم. در ادامه آقای مهندس در مورد درون و بیرونِ انسان و لزوم تطبیق این دو با هم میگویند: در صراط مستقیم درون و بیرونمان به هم نزدیک میشوند و انسان به صلح و آرامش میرسد.
وسوسهها تا آخر عمر و انتهای ابدیت وجود دارند و هیچوقت قطع نمیشوند؛ هر انسانی در هر جایگاهی باشد وسوسهها هستند. باید به مرحلهای برسیم که از آن وسوسهها دوری کنیم آن وقت مسیر و راه خود را زودتر پیدا میکنیم. ما اگر از نوشتارها جلوتر باشیم میتوانیم درستی و نادرستی آن را تشخیص بدهیم.
نگارش و تایپ: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
94