جلسه پنجم از دور شصت و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پروین اعتصامی اراک به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر صغری و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه《هفته دیدهبان》در روز دوشنبه ۲ شهریور ماه۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
در ابتدا از راهنماهای گرانقدرم خانم سمیه و خانم سحر تشکر میکنم که اگر الان در این جا قرار دارم به لطف این عزیزان است، هفته دیدهبان را به شما تبریک میگویم. دستور جلسه این هفته، هفته دیدهبان است. من در ابتدا یک توضیحی درباره تاریخچه دیدهبان میدهم، در ابتدا کنگره۶۰ به این صورت نبوده، راهنما، دیدهبان، مرزبان این جایگاهها نبودند و آقای مهندس با تعداد کمی از افراد فعالیت کنگره۶۰ را آغاز کردند و به مرور زمان این جایگاههای خدمتی به وجود آمدند.
زمانی که کنگره۶۰ فعالیت خودش را آغاز کرد و گسترش پیدا کرد، یک نیازی اینجا به وجود آمد که، یک سری افراد بادانش و تجربه عمیقتری بیایند و از مسیر و آینده کنگره۶۰ محافظت کنند و به آن حرکت ادامه دهند، در ابتدا آقای مهندس یک نفر را انتخاب میکنند و بعد با مشورت همدیگر نفر بعدی را انتخاب میکنند و این روال ادامه پیدا میکند تا جایی که کنگره ۱۴ نفره دیدهبانان به وجود میآید. نکته جالبی که اینجا وجود دارد این است که، دیدهبانهایی که انتخاب شدند، خواستار این جایگاه نبودند.
من از chatGPT خواستم که یک توضیحی در مورد دیدهبان به من بدهد یک جمله خیلی قشنگی به من گفت که من قصد دارم برایتان بخوانم، دیدهبان کسی است که مراقب است، افق را میبیند و اگر خطر و انحرافی وجود داشته باشد آن را تشخیص میدهد و چقدر این جمله زیبا برای ما جایگاه دیدهبانی را توصیف میکند. دیدهبانها خدمتگزاران بیادعا هستند، ما با مسئولیتهایشان آشنا هستیم؛ ولی خیلی از تلاشهایشان را هم نمیبینیم که نتیجه آن همین آرامش و نظم و امنیتی هست که در شعبهها و در نگاه تک تک اعضا وجود دارد. در کنگره ما مقام نداریم، خدمتگزار داریم و افراد در اینجا برای قدرت گرفتن خدمت نمیکنند.
اگر بخواهم راجع به تجربه خودم و تاثیری که روی من داشته صحبتی داشته باشم، من قبلاً در مورد مسئولیت و خدمت کردن درک درستی نداشتم و این خیلی به نظرم طبیعی است؛ چون زمانی که من به دنیا آمدم و به آن درک از اطراف رسیدم، میدیدم ارگانها، سیستمها و ساختارهایی را که در آن افراد در هر جایگاهی، در هر قسمتی و منصبی یک مسئولیتی داشتند صرفاً برای کسب درآمد، رفع تکلیف و ارتقای شغلی و این چیزها بوده و حتی من میدیدم که یک سری افراد برای اینکه به جایگاههای بالاتر برسند و ارتقا پیدا کنند، بعضی افراد را زیر پا میگذاشتند؛ ولی وقتی که به کنگره آمدم و خدمتگزاران را دیدم و آموزش گرفتم یاد گرفتم که اصلاً مسئولیت چه هست و اینکه من به عنوان یک عضو در یک ساختار چه مسئولیتی دارم و اگر من در یک ساختار در یک قسمتی یک مسئولیتی دارم، وظیفه من آنجا چیست؟! وظیفه من این است که خودم را حفظ کنم و رشد بدهم، یک فرد در یک جایگاه، مسئولیتش حفظ و رشد خودش است و حرکت در جهت هدف ساختار هست و حفظ و بقای آن سیستم و ساختار هست، این موضوع را من به خوبی از خدمتگزارهای کنگره یاد گرفتم و از آموزشهای کنگره یاد گرفتم.
من در سایت کنگره۶۰ در مورد دیدهبان و مسئولیت دیدهبان و رنگ شال دیدهبانها جستجو کردم و دیدم از دیدهبانها به عنوان ستونهای کنگره و عقابهای کنگره یاد شده و به نظر من واقعاً تعبیر قشنگی است؛ چون عقاب همیشه از ارتفاع و بالا نگاه میکند و دید آن خیلی وسیع است و به نظر من این قشنگترین توصیف است برای دیدهبانها، یک دیدهبان فقط نباید به یک قسمت نگاهش باشد؛ باید حواسش به کل کنگره، آینده کنگره و حرکتهای بعدی کنگره باشد و یک عقاب برای اینکه پرواز کند و اوج بگیرد تنها و صرفاً احتیاج به بالهای قوی ندارد و احتیاج به دید وسیع دارد و ما میتوانیم این تعبیر را داشته باشیم که یک دیدهبان تنها یک تجربه و دانش عمیق لازم ندارد و باید دید وسیعی نسبت به آینده کنگره و حرکت کنگره داشته باشد و به نظر من این دید وسیع است که دیدهبانها را از دیگر جایگاههای خدمتی متمایز میکند.
در مورد رنگ شال دیدهبانها، ما میدانیم که تمام شالهایی که برای خدمتگزارها انتخاب شده یک تدبیر و درایتی پشتش هست و فقط برای زیبایی و تشخیص جایگاهها انتخاب نشده و من چیزی که در مورد رنگ سفید دیدهبانها مطالعه کردم این است، شال دیدهبانها نشانه استعداد، هوشمندی، شهود قوی، درک بالا و توان تصمیم گیری درست و به موقع دیدهبانها است.
نکته آخر در مورد قدردانی هست که ما همه یاد گرفتیم در کنگره که قدردانی کردن به چند صورت است، تشکر کلامی و پاکت دادن به دیدهبانها بخشی از آن قدردانی ما هست و ما؛ باید با خدمتگزار بودن و پایبندی به قوانین و رعایت قوانین و حتی با انتقال آموزشهایمان قدردانی کنیم و به دیدهبانها احترام بگذاریم و کلام آخر امیدوارم من هم بتوانم مثل دیدهبانها به آن دید وسیع برسم و فقط مسائل جلوی پایم را نگاه نکنم و بتوانم از آن بالا و از اوج به تمام مشکلاتم نگاه کنم. خانم سمیه همیشه در لژیون به ما میگوید، میخواهید مشکلاتتان را نگاه کنید، نوک قله قرار بگیرید، وقتی ما نوک قله قرار میگیریم و از آن بالا به مشکلاتمان نگاه میکنیم، تمام مسائل از دید ما خیلی سطحی و جزئی میشود و امیدوارم من هم بتوانم به آن دید وسیع برسم.
.jpg)
در ادامه رهایی مسافر زهرا از بند نیکوتین را با شور فراوان برگزار شد. از طرف ایجنت و مرزبانان و همسفران نمایندگی پروین اعتصامی به راهنما ویلیام همسفر سحر خداقوت عرض میکنیم و برای هر دو عزیزان توفیق روز افزون را آرزومندیم. به امید رهایی همه مسافران
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مریم، مسافر امیر
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
ویرایش: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون اول) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
140