جلسه پنجم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی مسافر ناصر و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه:"هفته دیده بان"،سه شنبه 03 شهریور ماه 1405 ساعت 16:00 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ناصر هستم، یک مسافر.
تشکر میکنم از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و ایجنت محترم نمایندگی که مسئولیت این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و از راهنمای خودم، حسنآقا، راهنمای ویلیامها، حسینآقا، و راهنمای تغذیه سالم، آقای رحیم، تشکر و قدردانی میکنم.
دستور جلسه این هفته، «هفته دیدهبان» است.
دیدهبان، در همان زمان جنگ هم که میگفتند، یک آدم معمولی نبود. این پست را به هر کسی نمیدادند. کسی که دیدهبان میشد، یک دورهای را دیده بود، آموزشهایی گرفته بود و تعهد و مسئولیتهایی داشت.
جناب مهندس در سیدیهایشان هم میفرمایند که حتی دیدهبانها چند دوره آموزشی میبینند و اگر دیدهبانی مرتکب اشتباهی شود، ممکن است جایگزین شود. اینطور نیست که کسی که در جایگاه دیدهبانی قرار گرفت، تا آخر در همان جایگاه باقی بماند.

کلاً نظر من درباره دیدهبان این است که همه ما در کنگره ۶۰ یک دیدهبان هستیم. در قسمتی که خودم دارم خدمت میکنم، یا هر جایی که هر عزیزی خدمتی دارد، و حتی یک مسافر که در حال سفر است، میتواند دیدهبان خودش باشد.دیدهبان یعنی به کارهایی که انجام میدهی نگاه کنی، به اطرافت توجه کنی و ببینی چه کاری انجام میدهی. اگر مسئولیت یک جایگاه یا یک خانواده را بر عهده داری، وقتی به کارهای خودت و مسئولیتهایی که داری با دقت نگاه میکنی، در واقع دیدهبان خودت هستی.
مسئله را از این طرف هم میشود نگاه کرد؛ قبول کردن مسئولیت هر کاری و درست انجام دادن آن، به نظر من نوعی دیدهبانی است.آقای مهندس خیلی زیبا میفرمایند که برای دیدهبانها، هرچند دوره آموزشی وجود دارد. اینطور نیست که یک نفر یکدفعه از یک سری فیلترها رد شود و به این جایگاه برسد. آموزش میبیند و مراحل مختلفی را طی میکند.
ما ۱۴ دیدهبان داریم. این هفته را به دیدهبانان محترم و خانوادههایشان تبریک عرض میکنم. انشاءالله که من، ناصر، بتوانم با کوچکترین کاری، مثل یک دلنوشته و پاکت، از زحماتشان تشکر کنم.
چون تشکر کردن چیزی است که ما از بچگی یاد گرفتهایم. هر کسی در خانه خودش بوده، به ما یاد دادهاند که از دیگران تشکر کنیم. اگر من بتوانم سپاسگزاری را یاد بگیرم و آن را در زندگیام ادامه بدهم، خیلی به دردم خواهد خورد.
من اگر آشغالی دارم، نباید آن را روی زمین بریزم که شخص دیگری مجبور شود آن را جمع کند. این هم میشود دیدهبانی.حتماً دیدهبانی این نیست که مسئول باشی و بروی چند جا سر بزنی. همین که کاری که به تو محول شده است را درست انجام بدهی، به نظر من دیدهبانی است.حتی در زندگی زناشویی، در تربیت فرزند و در مسائل مالی، اگر بتوانی با دید باز به مسائل نگاه کنی، این هم میشود دیدهبانی.
یک جایی یک جمله جالبی خواندم که نوشته بود: «اگر آدم بداند هر آشغالی که روی زمین میاندازد، یک نفر باید بابت آن آشغال خم شود و آن را بردارد، شاید این کار را نکند.»
به نظر من، این جمله خیلی خوبی است. اگر آدم کمکم و به مرور این مسائل را در زندگیاش تکرار کند، به آن حال خوب میرسد.آن حال خوب چیزی است که وقتی به اینجا میآیی، حالت خوب باشد.
ممنونم از اینکه با عشق به سخنان من گوش دادید.

لژیون خدمتگزار:لژیون هشتم
راهنمای محترم:مسافر حسن
مرزبان کشیک:مسافر جعفر
گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر رحمان لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
92