جلسه اول از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با دستور جلسه "جشن دیدهبان" با استادی دیدهبان محترم آقای بابک و نگهبانی ایجنت محترم مسافر هاشم و دبیری مسافر مهدی در تاریخ ۱ شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
بابت حضور شما بسیار خوشحالم و خوشحالم که در مکان جدید هستیم. این نخستین بار است که در کنار شما مسافران و همسفران خوب، در خانه جدید خودتان، در شهر و نمایندگی صادق قم هستیم. باعث افتخار من است که در خدمت شما هستم. امیدوارم امروز در کنار یکدیگر جلسه خوبی داشته باشیم. من سعی میکنم راجع به دستور جلسه کوتاه صحبت کنم و از مشارکتهای خوب شما استفاده کنم.
اگر بخواهم راجع به هفته دیدهبان صحبت کنم و جایگاه دیدهبان را بیشتر بشناسم، به یک پیشزمینه نیاز دارم و آن این است که اگر ما یک مجموعه را در نظر بگیریم، برای اینکه به موفقیت برسد، نیاز به یکسری قوانین دارد. نیاز به یکسری خطمشی دارد که با رعایت این قوانین، چارچوبهای مجموعه تعریف میشود و این قوانین ضامن موفقیت آن مجموعه است و رعایت نکردن آنها باعث عدم موفقیت آن میشود.
در کنگره ۶۰ اتفاقی که افتاده این بود که آقای مهندس تدبیری داشتند که در سالهای ابتدایی، این نیاز را احساس کردند که مجموعه به یکسری افرادی نیاز دارد که بتوانند بیایند و این قوانین را تعیین کنند و بهعنوان قانونگذار در کنگره ۶۰ حضور داشته باشند تا نسبت به نیازی که در هر زمانی احساس میشود، بیایند و با تشخیصی که میدهند، قوانین را وضع کنند و همه افراد بتوانند در بستر مناسبی بیایند و از خدمات کنگره استفاده کنند.
هر سال راجع به اینکه دیدهبانها چگونه انتخاب میشوند، صحبت میشود؛ خیلی کوتاه میگویم. مهندس نفر دوم را انتخاب کردند، آن دو نفر با یکدیگر نفر بعدی را انتخاب کردند و به همین شکل ادامه پیدا کرد و کمیته تشکیل شد.
ولی من میخواهم بگویم یک اتفاق بسیار متفاوتی که نسبت به دیگر مجموعهها در کنگره داریم، این است که کنگره چهارده نفر دیدهبان دارد که بنا بر نیاز کنگره بیشتر شده است و بالعکس؛ یعنی اگر نگاه کنیم و بخواهیم معادل کنگره را در ارگانهای بیرون از کنگره، در مجموعهها و هیئتمدیرهها در نظر بگیریم، هیئتمدیره میآید یکسری قوانین را وضع میکند و عدهای دیگر میآیند و آن قوانین را اجرا میکنند. یک قسمت هم شاید وجود داشته باشد که بیاید در کارخانه، ولی اتفاقی که در کنگره افتاد و به نظر من تصمیم هوشمندانهای توسط بنیانگذار کنگره گرفته شد، این بود که همان افرادی که میآیند قوانین را بر اساس نیاز زمان وضع میکنند، همان افراد نیز برای اجرای آن قوانین نظارت میکنند و خودشان هم از اجرای آن قوانین مبرا نیستند.
این بسیار مهم است که من وقتی بدانم یک قانون را خودم هم باید اجرا کنم، در وضع کردن و در نظر گرفتن آن، قاعدتاً احتیاط بیشتری به خرج میدهم و حساسیت بیشتری دارم؛ چرا که خود من باید این قانون را انجام دهم.
اگر نگاه کنید، در کنگره قانونی وجود ندارد که کسی از آن بهرهمند نباشد؛ عزیزان، در همه مقاطعی که در کنگره وجود دارند، چه خدمتگزاران و چه کسانی که میآیند از خدمات کنگره استفاده میکنند، باید سیدی را بنویسند.
زمانی که من استاد جلسه هستم، فرقی نمیکند، اگر حواسم به جلسه نباشد یا یک دقیقه دیر برسم، قانون میگوید که نفر بعدی آنجا بنشیند و راجع به استاد صحبت کند؛ حالا رنگ شالش هر رنگی که میخواهد باشد.
اگر به بقیه قوانین کنگره هم نگاه کنیم، به همین شکل است؛ یعنی ما مانند بسیاری از مجموعههایی که بیرون از کنگره هستند نیستیم که قوانین برای دیگران باشد، نه برای کسانی که آمدهاند و قوانین را وضع کردهاند و نه برای کسانی که بر اجرای قوانین نظارت دارند. اگر این استانداردها در هر مجموعهای رعایت شود، آن مجموعه موفق است.
آن چیزی که در این میان اهمیت دارد، این است که همان کسانی که میآیند و قوانین و چارچوبها را برای موفقیت کل گروه، کل خانواده بزرگ، در نظر میگیرند، خودشان نیز موظف به اجرا و موظف به نظارت بر اجرا هستند؛ یعنی اینکه من اگر بیایم بهعنوان عضو کوچک قانونگذار، در رابطه با یک قانون نظر بدهم، از فردا خودم باید برای آن قانونی که مصوب شده تلاش کنم و بروم نظارت کنم که آیا دیگران آن قانون را اجرا میکنند یا خیر، آیا قانونهایی که قبلاً وضع شده و به قوت خود باقی است، اجرا میشوند یا خیر.
آن چیزی که ما باید به آن برسیم این است که از کتابها، مکتوبات و سیدیهایی که هر هفته مانند یک گنج در اختیار ما قرار میگیرند، استفاده کنیم و خودمان را از ضدارزشها حذف کنیم، به ارزشها اضافه کنیم، کارهایی را که قبلاً انجام میدادیم و برای ما ضدارزش محسوب میشد، کاهش دهیم و ارزشها را افزایش دهیم. نتیجهاش چه میشود؟ اینکه حالمان خوب شود؛ حال خوش. شیرین بودن کنگره بسیار سخت به دست میآید، ولی اگر در مسیر آن قرار بگیریم و در مسیر اصول کنگره حرکت کنیم، من فکر میکنم به دست آوردن حال خوش سخت نیست. ولی بدانیم که در بیرون کمیاب است، چون انرژیای که بین ما رد و بدل میشود، آن پیوند محبتی که بین همه ما وجود دارد، کمک میکند تا من در آن مسیر قرار بگیرم.
در انتهای جلسه، یک خلاصه از عملکرد خودم عرض میکنم: افتخار دارم که بهعنوان دیدهبان روابط عمومی، امور روابط عمومی و ارتباطاتی را که شعبات در شهرها و سایر ارگانها دارند، مدیریت میکنم و در آن قسمت خدمت میکنم. بخشی که مسائل مربوط به سفراولیها و موارد دیگر که برای وزارت ارشاد و مستندات سفر به اروپا تأثیرگذار بود؛ فقط بهعنوان یک دیدهبان عرض میکنم.
همه این کلمات زیبا؛ دیدهبان، راهنما، همسفر، نباید زینت گردن ما باشند. اینها زمانی ارزشمند و محترم هستند که تلاشی که میکنیم، به خاطر شنیدن این نامها نباشد؛ به خاطر اینکه در هر شعبه برای من احترام بگذارند یا برای من چای بریزند، نباشد. این به خودی خود زیبا و لذتبخش است، ولی اگر کسی این را هدف قرار دهد، فکر میکنم از واقعیت فاصله گرفته است. اینها زمانی ارزشمند هستند که هدف اصلی همان چیزی باشد که عرض کردم؛ کسی به درمان برسد.
من بهعنوان کسی که به من کمک شده و به درمان رسیدهام، آن پیوند محبتی که بین من و دیگران بود، من را نگه داشت و من انرژی دارم که به اندازه سهم خودم مؤثر باشم تا افراد دیگری پشت سر هم بیایند و از این بستر استفاده کنند و به درمان برسند. این را من در همه جلسات مختلف در پایان جلسه میگویم، برای یادآوری خودم و بقیه خدمتگزاران، تا همیشه هدف اصلی را در سفرها و اتفاقات حساس به یاد داشته باشیم.
آن قسمت نظارت بر اجرای قوانین را فکر میکنیم یکی از بخشهای خاص است؛ یعنی اگر نگاه کنیم، هر دیدهبان بر حسب شرایطی که در آن قسمت در حال کار کردن است یا آن وظیفهای که محقق شده، تعدادی از موارد را زیر نظر دارد و کلیه اتفاقاتی که در آن نمایندگی میافتد، بر حسب خدماتی که ارائه میشود، باید مورد نظارت قرار گیرد.
باید بیاید و بر آن نمایندگی نظارت داشته باشد. اگر نگاه کنیم، اکثر دیدهبانان هستند که میتوانند بر چندین نمایندگی نظارت کنند؛ هر هفته اکثراً در حال سفر هستند، کیلومترها میروند و به نمایندگیهای مختلف سر میزنند که چه بشود؟ اینکه همه ما از آن خدماتی که کنگره دارد، بهعنوان یک سفراولی برای درمان اعتیاد، یا بهعنوان یک سفردومی برای اینکه بتوانیم یاد بگیریم از آموزشهای کنگره استفاده کنیم و انسان بهتری باشیم برای خودمان، خانوادهمان و اجتماعمان، این خدمات در بستر مناسبی ارائه شود، استاندارد ارائه شود و طبق همان استانداردی که دفتر مرکزی در نظر گرفته، در کل جلسات برگزار شود؛ در تبریز برگزار شود، فرقی نمیکند.
اگر نگاه کنیم، آن خدماتی که ارائه میشود، کمتر یا بیشتر، که برای بسیاری بااهمیت است، در همه کشور دارد همان اتفاق میافتد؛ جلسهای که در نمایندگی آبادان برگزار میشود، آموزشهایی که در آنجا ارائه میشود، برابر است با آن جلسه و آموزشهایی که در نمایندگی تهران داده میشود یا در اصفهان یا هر شهر دیگری.
این مستلزم این است که عدهای همیشه در حال نظارت و بررسی باشند که آن قوانین وضعشده در زمان خود اجرا شود و با کیفیت مناسب اجرا شود.
در این میان، یک نیاز دیگر احساس میشود؛ اینکه ما در کارهایی که در کنگره داریم، شاید زمینههای مختلفی وجود داشته باشد که بر حسب نیاز باید به آنها پرداخته شود؛ یعنی اگر نگاه کنیم، ما در کنگره یک قسمت داریم به نام گروه مالی، یک قسمت داریم به نام راهنما، یک قسمت داریم به نام بخش طرحها و کمکهای نقدی که به کنگره میشود، یک قسمت داریم به نام بخش نشریات.
یکی از آن چیزهایی که باعث شده خدماتی که در کنگره داریم دریافت میکنیم، کیفیتش بالا باشد، چه در قسمت مسافران و چه در قسمت همسفران، این است که کاملاً آن قسمتها تفکیک شده و هر قسمت محصول مربوط به خودش را دارد.
مثلاً در شعبه، یک ایجنت داریم، قسمت مسافر، قسمت همسفر، که نظارت میکنند و امور اجرایی را پیش میبرند.
وقتی به نشریات و خدمات دیگر نگاه میکنیم، همه این چیزهایی که پیرامون آن را در نظر میگیریم، اصلیاش برمیگردد به آن قسمت اصلی در دفتر مرکزی و وقتی در دفتر مرکزی هر کدام یک قسمت خاص خودشان را دارند که بهصورت تخصصی کار میکنند، حالا آن نیازی که در این میان احساس میشود این است که یک نفر وجود داشته باشد که بتواند بر آن قسمت اصلی در دفتر مرکزی که کل شعبات و کل کشورها را زیرمجموعه خودش دارد، مدیریت و نظارت کند و درست انجام شدن آن قوانین را در کارها پیگیری کند. به همین دلیل در کنگره، دیدهبانان هر کدام معمولاً یک کار تخصصی دارند؛ اگر نگاه کنید، یک نفر دیدهبان امور مالی است و تمام مسائل مالی کنگره زیر نظر ایشان برگزار میشود. در جلسات با آقای مهندس، راهنماییها و محصولات مربوط به خودشان است، هر قسمت محصول مربوط به خودش را دارد و در همین سفرها همه نکات ریز و درشتی که باید مورد توجه قرار گیرد، توسط بنیان مدنظر قرار گرفته که همه اینها میآیند و کار میکنند و در کنار یکدیگر خدمت میکنند تا اینکه یک اتفاق بیفتد.
اگر آن اتفاقی که عرض کردم نیفتد، همه این دفترها و همه این تشریفات، به نظر من هیچ است. آن اتفاق این است که یک سفراولی بیاید، یک تازهوارد بیاید و در کنگره پذیرفته شود، بهعنوان یک سفراولی شروع به درمان کند و به درمان برسد.
وقتی نگاه کنیم، هدف اولیه ما درمان فرد مصرفکننده است و این است که بعد از درمان بتواند بیاید و از آموزشهای کنگره استفاده کند و بهعنوان یک سفردومی، انسان بهتری باشد. همه ما در دفتر مرکزی، از کسی که در ورودی ایستاده و افراد را بهعنوان مهماندار راهنمایی میکند، تا نگهبانان، تا رابطها، تا راهنما، تا دیدهبان، فرقی نمیکند؛ همه زمانی ارزشمند هستند که این اتفاق بیفتد.
اگر قرار باشد کسی به درمان نرسد، اگر قرار باشد کسی آموزش نبیند، قاعدتاً کار ما بینتیجه است. انشاءالله که ما استفاده میکنیم؛ هر کدام در جایگاههای مختلفی هستیم، کار برای ما عزیز و مقدس است و آن زمان ارزشمند میشود که من دارم خدمت میکنم، زمانی که راهنما میتواند تأثیرگذار باشد و نتیجهاش درمان باشد.
.jpg)
.jpg)


تهیه و تنظیم گروه سایت نمایندگی صادق قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
178