بسیاری از انسانهایی که در یادگیری دچار مشکل هستند به این دلیل نیست که خدایی نکرده کودن هستند؛ تنها به این دلیل است که مطالب را به صورت پایهای یاد نگرفتهاند و یادگیری آنها اصولی نبوده است. همه چیزهایی که ما در کنگره ۶۰ آموزش میبینیم به یک پایه نیاز دارد و باید یک سری ویژگیها را داشته باشد. ما باید از همان ابتدا خشتها را درست بچینیم تا بتوانیم ساختمان آموزش و آگاهی خود را به شکل صحیح بنا کنیم. اگر پایههای آموزش درست و محکم باشند در ادامه مسیر نیز یادگیری برای ما آسانتر خواهد شد و میتوانیم مطالب جدید را بهتر درک کنیم و به کار ببریم.
در رابطه با فیلمهای هندی گفته شد که هند بعد از چین بالاترین پیشرفت را داشته است؛ زیرا جهانبینی را در فیلمها آموزش میدهند. هر چیزی که به ذهنشان میآید را میسازند و تمرین خودشان را انجام میدهند. شاید در ابتدا خندهدار یا بیمعنا باشد؛ اما به یک توانایی میرسند؛ چون جرئت و توانایی عمل کردن را دارند. در واقع فیلم هندی دارد جهانبینی را آموزش میدهد. در پایان فیلم به این نتیجه میرسد که زشتی و پلیدی پایان ناخوشایندی دارد و این راستی و درستی است که به نتیجه میرسد. به گفته استاد امین آزادی یعنی با هم بودن و در کنار هم بودن. ما در کنگره ۶۰ دور هم جمع میشویم، آموزش میبینیم و یاد میگیریم و این یعنی آزادی.
بعضی مطالب هستند که وقتی از آنها تعریف میکنیم کافی است؛ چون قابل تصور هستند؛ مثل «درخت» یا «کوه». اما در مورد بعضی مطالب تعریف تنها کافی نیست؛ مثل «زیبایی» یا «شجاعت». چرا؟ چون بعضی از تعریفها مربوط به صور آشکار هستند و بعضی دیگر مربوط به صور پنهان. پس ما «روح» و «نفس» را نمیتوانیم با انگشت اشاره نشان دهیم. برای شناخت چنین مفاهیمی باید آموزش ببینیم و با استفاده از مثالها و تمثیلها به درک درستی از آنها برسیم. بنابراین یک معلم خوب وقتی میخواهد آموزش دهد ابتدا باید مفاهیم پایه را آموزش بدهد، واژههای کلیدی را معرفی کند و از داستانها و تمثیلها استفاده کند تا مطالب برای آموزشگیرنده قابل درکتر شوند.
وقتی مطلبی را یاد نمیگیرید سؤال بپرسید و رودربایستی نکنید. نگذارید چیزی برای شما حلنشده باقی بماند و منیت را کنار بگذارید. پرسیدن سؤال نشانه نادانی نیست؛ بلکه نشان میدهد انسان برای یادگیری و برطرف کردن ابهامات خود اهمیت قائل است. اگر مطلبی را متوجه نشدیم باید آن را دوباره بررسی کنیم و از کسانی که در آن زمینه آموزش دیدهاند سؤال کنیم تا بتوانیم به درک بهتری برسیم. یادگیری زمانی اتفاق میافتد که انسان با فروتنی و علاقه به دنبال دانستن باشد و آموزش را در زندگی خود به کار بگیرد.
قرآن را بخوانید و سعی کنید آن را به زبان خودتان بفهمید. منظور از خواندن کتاب آسمانی «فهمیدن» آن است. تغییر زمانی اتفاق میافتد که ما یک مفهوم را متوجه شویم و آن را اجرا و عملی کنیم. اگر یک لیوان آب آلوده را بخواهیم قابل خوردن کنیم باید حتماً پالایش انجام شود. با دعا و ورد خواندن نمیشود و حتماً باید تصفیه و پالایش شود. در کتاب آسمانی نیز خداوند برای اینکه ما مطالب را بیاموزیم از مثالها استفاده میکند. کلماتی در قرآن کریم وجود دارند که بسیار تکرار شدهاند؛ مانند کفر، شرک، کبر و نفاق که در جهانبینی نیز مورد استفاده قرار میگیرند. کتاب آسمانی برای زمان خاصی نیست و این کتاب ارزشمند همیشه در زندگی بشریت کاربرد بسیاری داشته و در آینده نیز پرکاربرد خواهد بود.
منبع: برداشت از سیدی «پایه» استاد امین
نویسنده: همسفر ماندانا رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر صنم رهجوی راهنما همسفر زینت (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
21