English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان معجزه عشق را دیدند

دیده‌بانان معجزه عشق را دیدند

جلسه سیزدهم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امام‌قلی‌خان به استادی راهنما همسفر الهه، نگهبانی دنور همسفر زهرا و دبیری پهلوان همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته دیده‌بان»‌ روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

هفته دیده‌بان را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام دیده‌بانان کنگره‌۶۰، که به آقای مهندس کمک می‌کنند تا همراه سایر اعضا کنگره، ید واحده شوند و به اهدافشان برسند تبریک عرض می‌کنم. برای تشکیل هر ساختار، بایستی یک تفکر پشت آن باشد و در ادامه، افرادی باید وجود داشته باشند تا به حفظ، ادامه و استمرار آن ساختار کمک کنند. اگر ساختار مثبت باشد به یکسری نیروهای مثبت و الهی و اگر ساختار منفی باشد به نیروهای اهریمنی و منفی نیاز است. کنگره‌۶۰ یک سیستم الهی است پس یقیناً به افراد و نیروهای الهی و قدرتمند نیاز دارد که دیده‌بان‌ها، همان نیروهای الهی هستند. بارها از آقای مهندس این پیام را شنیدیم که اساتیدشان می‌فرمایند: هیچ‌وقت به دنبال افراد برای کمک نروید، افرادی هستند که خودشان می‌آیند و کمک می‌کنند تا شما به اهدافتان برسید.

حالا می‌خواهم بدانم فرق من با دیده‌بانان چیست؟ که یک‌ نفر آن‌قدر از درون قدرتمند است که می‌تواند در جامعه اثرگذار باشد؟ در سی‌دی آموزگار۲ آقای مهندس می‌فرمایند: اگر قرار باشد از بیرون به جایگاهی برسم؛ باید ابتدا از درون، آن جایگاه را لمس کرده باشم. یک دیده‌بان اول از درون، دیده‌بان خوبی بوده، متوجه خواسته‌های معقول و نامعقول خود شده، تزکیه و پالایش را از درون انجام داده و تبدیل به یک عقاب شده است و توانسته نیروهای درون خود را پس بگیرد. آقای مهندس در سی‌دی عقاب درون می‌فرمایند: ما مثال می‌زنیم که یک نفر باید مثل عقاب باشد؛ ولی انسانی، تبدیل به عقاب می‌شود که بتواند تمام نیروهای درونی خود را در دست بگیرد تا بتواند در بیرون هم اثرگذار باشد. استاد امین در جزوه جهان‌بینی، حدیثی از امام علی می‌گویند که بزرگترین جهاد، جهادی است که من با نفس خودم انجام می‌دهم. یکی از ویژگی‌های دیده‌بانان، همان قدرت درونی است که روی خودشان دارند.

فرق دیگر من با دیده‌بانان این است که باید همیشه اعجاز را ببینیم؛ ولی نوع اعجاز متفاوت است. وقتی من وارد کنگره شدم، کنگره خیلی کامل و پر از شعبه‌های مختلف در سراسر ایران، درمان اعتیاد، سیگار و چاقی همچنین مقالات علمی که سراسر جهان از آن‌ها استفاده می‌کنند، تحقیقات علمی در مورد سرطان و بیماری‌های صعب العلاج بود. من کار خارق‌العاده‌ای انجام ندادم یک معجزه دیدم و ایمان آوردم؛ ولی دیده‌بان‌ها وقتی وارد کنگره شدند، کنگره به شکلی که من الان می‌بینم، نبود؛ آن‌ها هم اعجاز دیدند؛ ولی اعجاز آن‌ها از نوع عشق بود.

زمان‌های قدیم که پیامبران می‌آمدند، مردم از آن‌ها معجزه می‌خواستند تا ایمان بیاورند و آن‌ها طبق قومی که داشتند معجزه‌ای می‌آوردند. رفته‌رفته شکل اعجاز تغییر کرد؛ مخصوصاً زمان آخرین پیامبر، حضرت محمد که ایشان از راه قلب‌ها وارد شدند. در روایت‌ها آمده است که بزرگترین معجزه ایشان، محبت بوده است که مردم به خاطر محبت ایشان جذب می‌شدند و سپس آن‌ها را هدایت می‌کردند. دیده‌بان‌ها هم عاشق اعجاز و عشق آقای مهندس برای درمان و کمک به مردم شده‌اند، دیدند ایشان روشی را کشف کرده‌اند و در اختیار دیگران قرار داده‌اند، آن‌ها نیز با آقای مهندس، هم‌مسیر شدند؛ درواقع، ایمان واقعی را آن‌ها دارند. دیده‌بانان در خشت خام چیزی را دیده‌اند که من در آیینه نمی‌بینم.

گاهی اوقات شرکت در لژیون سردار هم به همین صورت است و من به دنبال یک معجزه هستم که اتفاقی بیفتد تا عضو لژیون سردار، دنور یا پهلوان شوم؛ ولی آن‌ها موقعی خدمات جانی و مالی انجام داده‌اند که کنگره به این صورت نبوده است؛ حتی یک جای ثابت و مشخص نداشتند که در آن فعالیتی انجام دهند و یقین داشتند، روزی وعده‌های آقای مهندس به واقعیت تبدیل شود؛ ولی با چشم ندیده بودند؛ بنابراین نباید فقط به دنبال اعجاز بیرونی بود؛ باید حرکت کرد تا بعد، معجزه را دید. هرچقدر هم ناچیز باشد. بعضی وقت‌ها شاید فکر کنیم این مبلغ ناچیز است، در حد توان من نیست، در شأن کنگره نیست. نه! کنگره تا امروز با همین کمک‌هایی که هرکس در حد توان خود انجام داده، به این‌جا رسیده، پس هیچ‌وقت نباید ناامید شد. شاید حد توان یک نفر، سرداری، دنور، پهلوانی یا نشانی در بی‌نشان باشد. هیچ تفاوتی ندارد؛ من باید به درون خود رجوع کنم و ببینم چقدر می‌توانم خدمت داشته باشم؟ شاید بعضی افراد پهلوان باشند؛ ولی حال خوشی نداشته باشند و یک نفر با پرداخت سرداری به حال خوش می‌رسد؛ چون در حد توانش پرداخت کرده است؛ ولی توانایی کسی که پهلوان شده در حد نشانی در بی‌نشان بوده است و حال خوبی ندارد. با رفتن به درون خود و انجام خدمت مالی می‌توانم با دیده‌بانان همگام شوم تا انشاالله صیقل و اتفاقات درونی برای من هم اتفاق بیفتد.

تایپیست: همسفر صفورا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام‌قلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .