جلسه یازدهم از دوره سی و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ میرداماد به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر سپیده و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه (هفته دیدهبان) روز دوشنبه ۲ شهریورماه ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
این بزرگداشت را در ابتدا به آقای مهندس، معمار و بنیانگذار کنگره ۶۰، به خانم آنی بزرگوار، آقای دکتر امین، خانم آنی کماندار و دیگر دیدهبانان کنگره۶۰ تبریک و تهنیت عرض میکنم و همچنین به خانوادههای این عزیزان چرا که قدر مسلم پشت سر هر زن و مرد موفقی، همسر و خانوادهای صبور، فداکار و عاشق حضور دارند، همچنین این هفته را به شما و خانواده بزرگ کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم. دیدهبان در کنگره شخصی است که خود تاریکیهای اعتیاد را چشیده و با روش DST درمان شده است، مسئولیتها را پذیرفته و آنها را به نحو احسن انجام داده و در طول زمان به درجه بالایی از جهانبینی رسیده است و توسط آقای مهندس به این سمت منصوب شده است.
دیدهبانان ستونهای کنگره هستند و مسئولیت سنگینی بر دوش آنهاست. قانونگذاری در کنگره بر عهده دیدهبانان است و هرکدام مدیریت قسمتی از کنگره را بر عهده دارند. دیدهبانان قسمت عظیمی از سرمایه زندگی و وقت خود را صرف خدمت صادقانه در کنگره میکنند و در قبال این خدمت هیچ اجر مادی دریافت نمیکنند. هفته دیدهبان برای من رهجو یعنی عملی کردن هر آنچه از جهانبینی آموختهام. قسمت عمده درمان یک مسافر یا همسفر بر روی جهانبینی اوست.
دیدن، درک و فهم خدماتی که در طول سیسال توسط آقای مهندس، دیدهبانان و دیگر خدمتگزاران در کنگره انجام شده است تا اکنون کنگره در چنین جایگاهی قرار داشته باشد، نشان میدهد که من نگاه عمیقتری نسبت به جهان پیرامونم پیدا کردهام و میتوانم پشت هر قضیه را نیز ببینم. هفته دیدهبان فرصتی است برای تمرین قدردانی، برای خروج از تاریکی، خودخواهی، برای تعویض حس طلبکاری با حس زیبای سپاسگزاری و در مجموع فرصتی برای عملی کردن آموزشهای جهانبینی. قدردانی در کنگره به فرمایش آقای مهندس به سه شکل انجام میشود، قلبی، زبانی و عملی. در قدردانی قلبی در قلب و ذهن خود قدردان این زحمات هستم و در این روز حس و حال خوبی دارم. در قدردانی زبانی آنچه از محبت در قلبم دارم، بر روی کاغذ مینویسم و بهعنوان دلنوشته به دیدهبان گرامی میدهم و در قدردانی عملی با دادن پاکت، این قدردانیها را کامل میکنم.
در این قسمت تجربهای از قدردانی عملی و دادن پاکت دارم که برای شما میگویم، شاید برای کسی مفید واقع شود. قبل از ورود به کنگره من افکار و باورهای اشتباهی داشتم که جالب این بود هیچوقت فکر نمیکردم این افکار اشتباه هستند و همیشه حق را به خودم میدادم و فکر میکردم بقیه اشتباه میکنند. من از هدیه دادن خوشم نمیآمد و نمیتوانستم پول را از خودم جدا کنم و با آن هدیه بخرم و حس بدی داشتم. هر موقع که نزدیک تولد بچههای فامیل و نزدیکانم میشد، حالم گرفته میشد و میگفتم دوباره تولد! روز معلم که میشد، با دخترم بحث میکردم که مامان، معلمها حقوق دارند و همین که تو درست را بخوانی، مؤدب و منظم باشی بهترین هدیه است تا اینکه وارد کنگره شدم و به دفعات با این چالش روبهرو شدم، یک روز هفته راهنما، یک روز هفته مرزبان، یک روز هفته دیدهبان. حالا خودتان میتوانید حدس بزنید که من چه حالی داشتم.
حال و روز من شده بود شبیه تصویر کتاب ۶۰ درجه، فردی که در سیلاب غرق میشود و خودش را به سختی بالا میکشد. از یک طرف آموزشهای کنگره و حرفهای آقای مهندس که باید فرمانبردار باشید تا فرمانروا شوید، ساکنین آباد باشید نه ساکنین خراب، از طرف دیگر به قول آقای امین نیروهای منفی و بازدارندهای که قوی بودند، ساختار تشکیل داده بودند و سرباز جمع کرده بودند، از یک طرف آن نیروها مرا به پایین میکشیدند و از طرف دیگر آموزشهای کنگره و آن نوری که میدیدم مرا به سمت بالا میکشید. در این میان من استخوانهایم خورد شد؛ ولی به لطف خداوند کنگره به من یاد داد که گذشت کنم و ببخشم تا حس و حال خوبی داشته باشم.
تقدیرنامه سردار
.jpg)
تجلیل راهنما همسفر نیلوفر و مسافر ویلیام همسفر زهره

رهایی ویلیام: همسفر زهرا، همسفر مرجان و همسفر زهرا به راهنمایی مسافر ویلیام همسفر زهره

رهایی ۴۰ سیدی و ۳۰ سیدی: همسفر زهرا به راهنمایی همسفر لیلا

رهایی ۴۰ سیدی: همسفر زهرا به راهنمایی همسفر زهرا

رهایی ۴۰ سیدی: همسفر مینا به راهنمایی همسفر مریم

رهایی ۴۰ سیدی: همسفر طاهره به راهنمایی همسفر مریم

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر محبوبه و مسافر احمد رضا
تایپیست: همسفر پریسا رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
363