English Version
This Site Is Available In English

اذن خدا باید صادر شود

اذن خدا باید صادر شود

جلسه دوازدم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی حسن‌آباد با استادی پهلوان مسافر عباس، نگهبانی مسافر سردار و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» در روز دوشنبه ۲ شهریور ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:

سلام دوستان عباس هستم یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که حالم خوب است. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. همچنین از دیده‌بان‌های محترم که ۱۴ نفر هستند و برای کنگره ۶۰ بی‌نهایت زحمت می‌کشند، تشکر و قدردانی می‌کنم. از ایجنت محترم، آقا جعفر عزیز، و از آقا حجت، همسایه‌ام، که به من زنگ زدند و من هم مشتاقانه آمدم تا در اینجا خدمت کنم و آموزش بگیرم، تشکر می‌کنم. از مرزبانان محترم، نگهبان و دبیر عزیز هم تشکر و قدردانی دارم. من در رابطه با آنتی‌ایکس خودم می‌خواهم کمی صحبت کنم و بعد به هفته دیده‌بان بپردازم. ما انسان‌ها نمی‌دانستیم که خداوند به ما اختیار داده و می‌توانیم انتخاب کنیم که در چه شرایطی زندگی کنیم. متأسفانه وارد مسیر ضد ارزش‌ها شدم، با افرادی معاشرت کردم که حال و حس خوبی نداشتند و در نهایت حدود ۴۰ سال درگیر اعتیاد شدم. من خودم در همین منطقه حسن‌آباد، ۴۰ سال پای منقل دوستان و رفقای این منطقه بودم. اسمشان را نمی‌آورم و امیدوارم روزی بیایند و کنگره ۶۰ را تجربه کنند.

من شش سال بعد از سکته مغزی درگیر مشکلات زیادی بودم و ۲۷ عدد قرص مصرف می‌کردم. آنتی‌ایکس اول من تریاک بود و بعد قرص شد. حدود شش سال در خانه به سر بردم و تقریباً ۲۰ ساعت آن را می‌خوابیدم. همسرم مدام می‌گفت: عباس، بلند شو، بلند شو، اما توان انجام کاری نداشتم و دچار افسردگی شده بودم. حتی به‌شدت ناخن‌هایم را می‌جویدم. وضعیت بسیار بدی داشتم و مشکلات و دردسرها زیاد بود؛ حتی پسرم هم گرفتار شده بود. ما در کنگره ۶۰ می‌گوییم اذن خدا باید صادر شود و به آن باور داشته باشیم. شعبه ابن‌سینا تقریباً زیر گوش من بود و من اهل رباط‌کریم بودم، اما نمی‌دانستم کنگره ۶۰ در آنجا فعالیت می‌کند. سرانجام با اذن خدا وارد کنگره ۶۰ شدم و درمانم را آغاز کردم. جلسه تازه‌واردین را گذراندم و بعد وارد لژیون شدم. در کنگره یاد گرفتم فرمانبردار باشم. واقعاً می‌گویم، با اینکه ۶۵ سال سن داشتم، راهنمای من حدود ۳۵ ساله بود و هرچه می‌گفت، می‌گفتم: چشم. با اینکه امروز به بسیاری از تازه‌واردین ۱۰ تا ۱۱ ماه فرصت سفر داده می‌شود، به من ۲۰ ماه سفر اول داده شد و من پذیرفتم. هدف کنگره این است که مسافری مثل عباس بیاید، درمان شود، حالش خوب شود و به زندگی‌اش ادامه بدهد؛ آن هم به‌صورت رایگان، آرام و درست. آقای مهندس واقعاً زحمت کشیده و پای کار ایستاده تا افرادی مثل من به درمان برسند. دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ از آقای ایجنت، مرزبان‌ها، نگهبان و تمام خدمتگزاران تشکر می‌کنم. آقا مجید هم که اینجا هستند، از شما هم تشکر می‌کنم.

ما امروز اینجا ایستاده‌ایم تا اگر روزی بچه یا نوه ما گرفتار اعتیاد شد، بتواند در کنگره ۶۰ درمان شود. خیلی خوشحال هستم که وارد سیستم کنگره۶۰ شدم. با نوشتن سی‌دی‌ها، ورزش و آموزش‌های مربوط به جسم، روان و جهان‌بینی، به درمان رسیدم. حدود ۴۰ سی‌دی را دوباره و مجدد نوشتم تا سفر دومم کامل‌تر شود. اما برای زندگی کردن و ادامه مسیر، باید در کنگره حضور بیشتری داشته باشم، مخصوصاً همسفرم. اگر همسفرم نیاید، ممکن است خودم خوب شوم، اما همسفرم هم باید آموزش بگیرد. همسفر مانند یک ترازوست که ممکن است بالا و پایین شود و اگر آموزش ندیده باشیم، حرف یکدیگر را متوجه نمی‌شویم. امروز من حتی ظرف هم می‌شویم. آدم بداخلاق و تندی بودم، دیکتاتور بودم، اما امروز دیگر آن‌گونه نیستم؛ آرام‌تر شده‌ام و با فرزندانم با محبت و آرامش صحبت می‌کنم. دو پسرم هم به کنگره آمدند و درمان شدند. الگوی من آقای مهندس است. خودم را خدمتگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان می‌دانم، چون اگر آقای مهندس نبود، فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از ما امروز اینجا حضور داشتیم.

اگر بخواهم درست فکر کنم، باید وادی اول را اجرا کنم. در وادی اول می‌گوید: با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، بدون تفکر آنچه هست به زوال می‌رود. من برای درمان خود تفکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اینجا جای خوبی است؛ افرادی زحمت کشیده‌اند و ایستاده‌اند تا عباس درمان شود. من هم درمان شدم. امروز همین تفکر را در زندگی‌ام مو به مو اجرا می‌کنم. وقتی می‌گویم خدا را شکر، از دل و جانم با خداوند صحبت می‌کنم. من در اینجا آموزش گرفته‌ام و نباید حال خوب خود را به خاطر مسائل بی‌ارزش خراب کنم. با کسی بحث نمی‌کنم و وارد گفت‌وگوهای اضافه نمی‌شوم. اگر فرد نادانی را ببینیم که رفتار نادرستی دارد، وارد درگیری نمی‌شوم. مثلاً اگر کسی با بی‌احتیاطی جلوی ما وارد مسیر شد، می‌توانیم سرعت را کم کنیم و اجازه بدهیم برود. شاید فقط دو دقیقه زمان ما گرفته شود، اما همین‌ها آموزش‌هایی است که در کنگره یاد گرفته‌ام.

هفته دیده‌بان را به دیده‌بان‌های محترم تبریک می‌گویم. دیده‌بان‌ها هم مانند من و عباس، روزی مصرف‌کننده بودند، اما در کنگره ماندند، آموزش گرفتند و خدمت کردند تا به جایگاه دیده‌بانی رسیدند. ۱۴ نفر هستند و در سطح کشور بر فعالیت شعب نظارت می‌کنند. اگر مشکلی در شعبه‌ای ایجاد شود، بررسی می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. در کنگره۶۰ نظم و ساختار خاصی وجود دارد و بسیاری از کارها بدون کاغذبازی‌های معمول انجام می‌شود. حتی درباره موضوعاتی که شاید مردم عادی از آن اطلاع نداشته باشند، مانند نوشیدن قهوه که در کنگره آنتی‌ایکس محسوب می‌شود. دیده‌بان‌ها نقش مهمی در بررسی و حفاظت از مسیر کنگره دارند. این عزیزان برای سرکشی و خدمت به شعب مختلف کشور سفر می‌کنند و هزینه و سختی مسیر را خودشان تحمل می‌کنند. مثلاً اگر قرار باشد به زاهدان یا مشهد بروند، خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند و برای انجام وظیفه حاضر می‌شوند. در جلسه شنبه هم گفته شد که بعضی از این عزیزان سال‌هاست این مسئولیت را بر عهده دارند. این جایگاه، حرف حساب، کار درست، چشم بینا و گوش شنوا می‌خواهد. من واقعاً از دیده‌بان‌های عزیز تشکر می‌کنم و این هفته را به همه آن‌ها تبریک می‌گویم. آقای ترابخانی، آقای خدامی، آقای حکیمی و سایر دیده‌بان‌های محترم در کنار آقای مهندس زحمت می‌کشند تا کنگره۶۰ با این نظم و آرامش به مسیر خود ادامه دهد. من این هفته را به آقای مهندس، خانواده محترمشان، دیده‌بان‌های عزیز و تمام اعضای کنگره۶۰ در سراسر کشور تبریک می‌گویم و از همه شما می‌خواهم این عزیزان را تشویق کنید.

تایپ و ویرایش: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
ارسال: مرزبان خبری مسافر حسن
مسافران نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .