جلسه ششماز دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی مسافر راهنما داود و نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه « هفته دیده بان » دوشنبه 2 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
در ابتدا از نگهبان، دبیر و راهنمای عزیز، آقا محمدرضا، تشکر میکنم و بابت اینکه چند بار دعوتشان را برای حضور در دماوند رد کردم، معذرت میخواهم که این موضوع بهخاطر مشغله بود و البته بهنظر من، بیشتر بهخاطر نداشتن لیاقت در همان مقطع بود و در کنگره ۶۰ اگر خدمتی به انسان سپرده شود و نتواند انجام دهد یعنی در آن زمان لیاقت لازم را نداشته است و این را درباره خودم میگویم که امیدوارم جبران کنم و همچنین تبریک میگویم به مرزبانهای جدید و خدا قوت میگویم به مرزبانهای قدیم که زحمات زیادی میکشند و همینطور به عزیزانی که لژیون تازه تأسیس کردهاند و به حمزه که مدتهاست انتخاب شده ولی فرصت تبریک گفتن پیش نیامده بود و باید بگویم شعبه دماوند، رودهن و پردیس واقعاً شعبههای خوشحسی هستند و حضور در هر سه شعبه برای من لذتبخش است چون جوّ خوب و انرژی مثبتی دارند و این موضوع باعث میشود خستگیها کمتر احساس شود و این سه شعبه از نظر من کاملاً بههم پیوستهاند.
در مورد هفته دیدهبان صحبت میکنم چون جایگاهی که من داشتم بسیار پایینتر از جایگاه دیدهبان است و نمیتوانم درباره وظایف دقیق آنها صحبت کنم بلکه فقط میتوانم بگویم دیدهبان چه کمکی به ما میکند و از چه زاویهای ما را هدایت میکند و دیدهبانها چشمهای بیدار کنگره هستند نه برای قضاوت بلکه برای کمک و هدایت و مثل ستونهایی هستند که باید بار را تحمل کنند و قوی باشند و هر کسی نمیتواند به این جایگاه برسد چون ظرف درونی بزرگی میخواهد و دیدهبانها واقعاً زندگی شخصی ندارند و بیشتر وقتشان وقف کنگره است و رسیدگی به شعب، ساختمانها و امور مختلف را انجام میدهند و این نشان میدهد که چقدر مسئولیت سنگینی دارند و چقدر باید قوی باشند که بتوانند این بار را تحمل کنند.
کنگره مثل قطاری است که مقصدش بینهایت است و هرکدام از ما در جایی از این مسیر پیاده میشویم و یکی دو ماه سفر میکند و میرود سراغ زندگی قبلی، یکی پنج ماه سفر میکند، یکی رها میشود و از قطار پیاده میشود، یکی وارد اوتی یا نشریات میشود، یکی راهنما میشود و هرکسی در جایی از این مسیر پیاده میشود اما دیدهبانها کسانی هستند که با این قطار تا بینهایت حرکت میکنند و ما اگر زرنگ باشیم باید تلاش کنیم تا از این قطار پیاده نشویم و با چنگ و دندان در مسیر بمانیم چون ماندن در مسیر لیاقت میخواهد و گاهی خودمان با رفتارها و برنامههایی که برای خودمان میچینیم این لیاقت را از خودمان میگیریم و باید مراقب باشیم که از مسیر خارج نشویم و این صحبتها را اول از همه خطاب به خودم میگویم.
چشمهای بیدار کنگره یعنی دیدهبان از جایگاهی بالاتر نگاه میکند و منظور از نگاه از بالا، نگاه از روی منیت نیست بلکه نگاه از جایگاهی است که دید وسیعتری دارد و چیزهایی را میبیند که ما نمیبینیم و شاید یک اتفاق کوچک برای ما بیاهمیت باشد اما دیدهبان میبیند که اگر همان اتفاق کوچک جدی گرفته نشود، بعدها تبدیل به یک مشکل بزرگ میشود مثل مثال پنجره شکسته که اگر به آن توجه نشود، ممکن است کل ساختمان را خراب کند و دیدهبانها دقیقاً همین کار را میکنند که قبل از بزرگ شدن مشکلات، آنها را گوشزد کنند و جلوی آسیب را بگیرند و همچنین در شورای دیدهبانان قانونگذاری انجام میشود و قوانین جدید بررسی و تصویب میشود چون دانش کنگره بهروز است و قوانین هم باید بهروز باشند و این یکی از وظایف مهم دیدهبانهاست.
یکی دیگر از کارهای دیدهبان برقرار کردن تعادل بین محبت و مقررات است چون اگر فقط محبت باشد همه چیز از هم میپاشد و اگر فقط انضباط خشک باشد مسافران آسیب میبینند و کار ما بر مبنای عشق، عقل و ایمان است و عشق همان محبت است و عقل قوانین و ایمان تجلی نور خداوند و در نوشتارها آمده که کنگره تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که با راهنمایی نیروهای مافوق به کار خود ادامه میدهد و همین یک جمله اگر مورد تفکر قرار گیرد، دنیایی از معنا دارد و باید درباره آن تحقیق و تفکر کرد که نیروهای مافوق چیست و این هدایت چگونه انجام میشود.
من زمانی که دوره کارآموزی راهنمایی را میگذراندم، دو دیدهبان از تهران به لژیون ما آمدند و رفتارشان در لژیون بسیار متفاوت بود با زمانی که در شعبه حضور داشتند و آنجا محبت بیشتری داشتند و در شعبه بیشتر به ایرادهای کوچک اشاره میکردند تا همان ایراد کوچک تبدیل به مشکل بزرگ نشود و این نشان میدهد که چقدر نگاهشان دقیق و مسئولانه است و هدف از جشن دیدهبان این است که ما دیدهبان را بشناسیم چون یکی از بزرگترین اشتباهات انسان ندانستن و نشناختن است و اگر من ندانم دیدهبان کیست و چه میکند، این ندانستن خودش نوعی کفر است چون کفر یعنی ندیدن و منکر شدن و ما باید درباره دیدهبان تحقیق کنیم، عکسهایشان را ببینیم، وظایفشان را بشناسیم و این شناخت باعث میشود قدر زحماتشان را بدانیم.
جشنها برای شکرگزاری است و ما در جشن دیدهبان شکرگزاری میکنیم بابت وجود کسانی که کنگره را سرپا نگه میدارند و این شکرگزاری با زبان و عمل انجام میشود و زبان یعنی مشارکت و تشکر و عمل یعنی حضور واقعی در جشن و کمک مالی به اندازه توان و مهم رقم پاکت نیست بلکه مهم این است که هرکس به اندازه توانش مشارکت کند و دلنوشتهها بسیار ارزشمند هستند چون انرژی خوبی منتقل میکنند و من هنوز دلنوشتههایی را که بچهها در جشنها به من دادهاند نگه داشتهام و خواندنشان حس خوبی دارد و توصیه میکنم حتماً دلنوشته بگذارید و لازم نیست بزرگنمایی کنید، فقط از حال خوبتان بنویسید چون همین انرژی مثبت منتقل میکند.
عمل مهمتر از زبان است و اگر قوانین را رعایت نکنیم، به کنگره خیانت کردهایم و قوانین یعنی دارو را بهموقع خوردن، درست سفر کردن و در سفر دوم خدمت کردن و ماندن در مسیر و قدردانی عملی و من خودم در سفر اول گاهی سستی میکردم و دنبال دیر آمدن بودم و دارو را درست نمیخوردم اما یک روز در جشن دیدهبان یکی مشارکت کرد و گفت دیدهبان شهرستانها هفتهای سه شهرستان میرود و هزاران کیلومتر راه میرود و من همانجا در فکرفرو رفتم که چقدر تفاوت بین آدمهاست و چقدر ظرف بزرگ میخواهد که کسی اینطور برای کنگره وقت بگذارد و این باعث شد بیشتر به خودم بیایم و بفهمم باید در مسیر بمانم و از این قطار پیاده نشوم.
از اینکه به من فرصت مشارکت دادید و با سکوت به صحبت های من توجه نمودید از همه شما عزیزان متشکرم .
و در ادامه : رهایی مسافر روح اله رهجوی راهنما حمزه
.jpg)
تهیه و تنظیم : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
53