English Version
This Site Is Available In English

من مدیون کنگره هستم

من مدیون کنگره هستم

دومین جلسه از دوره‌ی نهم سری جلسات لژیون سردار ویژه‌ی مسافران نمایندگی زنجان با استادی مسافر حسن؛ نگهبانی راهنما مسافر علی؛ دبیری مسافر سعید و خزانه‌داری راهنما مسافر مجتبی؛ با دستور جلسه‌ی وادی ششم و تاثیر آن روی من؛ روز سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد‌.

خلاصه سخنان استاد:

خوشحالم که در کنگره هستم. این‌جا دوستانی یافتم که در تاریکی‌ها به من کمک کردند. دوستان بسیار خالصی را اینجا دیده‌ام که هر چه می‌گویم را با تمام وجودشان حس می‌کنند.
از آنچه در کنگره60 یاد گرفته‌ام از خدا سپاسگزارم؛ به‌خصوص از راهنمای خودم، آقا سعید، که وقتی اوضاع من بسیار دشوار بود، واقعاً به من کمک کرد و تأثیر آن را الان در زندگی‌ام می‌بینم. من اصلاً شعار نمی‌دهم، چون خودمان می‌دانیم.

در وادی ششم گفته می‌شود: «حکم عقل را در قالب فرمانده کامل اجرانماییم» ما باید بدانیم  اصلاً عقل چیست؟ عقل یکی از اجزای «صور پنهان» است که مثل ماشین‌تابع هست،که خودبه‌خود تکامل می‌یابد. مهندس می‌گوید عقل چگونه است؟ مثل این است که امروز در چاله‌ی افتاده باشد ، فردا از آنجا حرکت نمیکند و جای دیگری مستقر شود.
ما یاد گرفتیم که هر جلسه‌ای در کنگره می‌نشینیم، باید چیزی یاد بگیریم، آن را برداریم و در زندگی اجرایی کنیم.

تغییر بزرگ من این بوده است: من قبلاً آدمی بودم که اگر کسی حرف می‌زد، وسط حرفش می‌پریدم، بحث و دعوا می‌کردم؛ این‌ها را از سال‌ها پیش یاد گرفته بودم. اما در کنگره اموزش دیدم که دیگر این کار را نکنم و دیدم که این تغییر چقدر به خیر و صلاح من بوده است.

مثلاً وقتی بیرون از زنجان هستیم، اگر صبحانه می‌خوریم و بچه‌ام می‌گوید «آشغال را بیندازیم بیرون»،ولی من می‌گویم: «من در ماشین می‌گذارم.» قبلاً می‌گفتم «ماشین من است، نگذار»، اما الان می‌گویم « نگه می‌داریم» و بعد آشغال را در جای درست می‌اندازم. من شعار نمی‌دهم، چون یاد گرفته‌ام که این کارها را انجام دهم و بعد نتیجه‌اش را ببینم.

در جلسه پیش آقا سعید بهم گفت: که باید در زندگی پس‌انداز کنی. بعد از آن شروع کردم به پس‌انداز کردن. طی یک هفته، ناگهان از مدرسه فرزندم زنگ زدن جهت پرداخت شهریه و من هم به کمک پس‌اندازی که داشتم توانستم پرداخت کنم و مشکل را حل کردم. از آقا سعید واقعاً ممنونم.

دیدم اگر آنچه در کنگره یاد می‌گیرم را روی خودم اجرا کنم، تأثیرش را می‌بینم؛ مخصوصاً در سفر اول. راهنماهای عزیز از وقتشان می‌گذرند و برای ما زحمت می‌کشند تا به رهایی برسیم. من به مشارکت‌ها خیلی اهمیت می‌دهم. همان‌طور که آقا مهدی گفت: «کسی که رها می‌شود، باید بهایش را بدهد.» من واقعاً بهای آن را دادم؛ گاهی ساعت ۵ صبح به سر کار می‌رفتم و نیمه‌شب برمی‌گشتم. در آن دوران شاید روزی ۳ یا ۴ بار مصرف می‌کردم، اما با همان وضعیت هم کار می‌کردم و پول در می‌آوردم. من مدیون کنگره هستم.

شعار نمی‌دهم که همیشه در مسیر هستم؛ شاید بالا و پایین شده باشم، اما کنگره همیشه خانه اول من بوده است. من خانواده‌ام را هم در اولویت قرار دادم، اما کنگره برای من بسیار مهم است. تا توان دارم می‌آیم. من همه چیز را مدیون راهنماها و بچه‌های کنگره هستم. با آن‌ها خاطرات زیبایی ساخته‌ام و بهترین روزهای زندگی‌ام در کنگره بوده است.

اگر در مشکلی قرار بگیرم، بچه‌های کنگره همیشه کنارم هستند. هر چیزی که یاد گرفته‌ام را در زندگی پیاده کرده‌ام. اگر در کنگره باشیم، عقل‌مان هم رشد می‌کند. مهندس می‌گوید: «عقل در مسیر درست، روشنایی بیشتری دارد.» هرچه به سمت روشنایی بروی، نور و عقلت بیشتر می‌شود. قرار نیست یک‌شبه پولدار شوی، اما باید از قدم‌های کوچک شروع کنی. راهنمای محترم در لژیون ما می‌گوید: «راه، هزار قدم است؛ قدم اول را محکم بردار.» من این را در کارم هم تجربه کردم؛ حالا در کارم منظم و مسئولیت‌پذیر هستم. اگر قبلاً دغدغه‌ای برای کار نداشتم، الان با مسئولیت‌پذیری پاسخ می‌دهم. این‌ها را مدیون کنگره هستم و خوشحالم که در اینجا خدمت می‌کنم. من برای تغییر خودم به کنگره آمدم و حالا ثمره‌اش را می‌بینم.

خدمتگزاران سایت نمایندگی زنجان:
تایپ و ویراستار: مسافر علیرضا از لژیون هشتم
ارسال: مرزبان خبری مسافر شهرام

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .