English Version
This Site Is Available In English

هرکس در حد توانش می‌بخشد، قرار نیست همه پهلوان یا دنور شوند

هرکس در حد توانش می‌بخشد، قرار نیست همه پهلوان یا دنور شوند

دوازدهمین جلسه از دوره دهم لژیون سردار نمایندگی ستارخان با استادی پهلوان محترم مسافر علی و نگهبانی دنور مسافر امیر و دبیری مسافر سهیل با دستور جلسه "وادی ششم و تأثیر آن روی من" در روز چهارشنبه 28 مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت 15:30 دقیقه آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر. خدا را شکر می‌کنم که توانستم امروز در خدمت شما عزیزان باشم. این لطف خداوند است که شامل حال ما شده و انشاءالله بتوانیم قدر بدانیم. خوشا به حالتان که امروز آمدید روی این صندلی نشستید، به عنوان عضوی از لژیون سردار شرکت دارید. شاید بسیاری از دوستان بخواهند بیان کنند ولی فرصت حضور در جلسات را نداشته باشند. موضوع دستور جلسه، بحث عقل است. من فکر می‌کنم تمام مخلوقات عقل دارند و انسان حتما تفاوتی با دیگر مخلوقات دارد، مگر می‌شود بگوییم حیوانات عقل ندارند؟ آنها هم به اندازه خودشان عقل دارند. درخت کار خودش را انجام می‌دهد، طبیعت همینطور و همه به اندازه خودشان و به نوعی دیگر، عقل دارند. یکی از دلایلی که به انسان اشرف مخلوقات گفته می‌شود، بدلیل قدرت اختیار است. منِ نوعی زمانی که شروع به مصرف مواد مخدر کردم مگر عقل نداشتم؟ چرا این کار را کردم؟

.

جالب است؛ تریاک مصرف می‌کردم، آرام نشسته بودم، شروع کردم به مصرف شیشه، چون یکی آمد و گفت: اگر تو بیایی شیشه مصرف کنی، می توانی تریاک را قطع کنی! این چه کاری بود که من کردم؟ از چاله درآمدم، افتادم درون چاه؛ این همان مسیر منفی است که خیلی دقت نمی‌کنیم. هر کاری را انجام می‌دهیم، بدون تفکر! حرف می‌زنیم و عمل نمی‌کنیم. ولی یک روزی که من تحت فشار قرار گرفتم و خدا لطف کرد، یک جرقه‌هایی در زندگی من زده شد و کتاب " عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر " را معرفی کردند. هنگامی که مطالعه کردم گویی زندگی من را توصیف می‌کند. پناه بردم و همان جایی که یک روزی در تفکرم فکر می‌کردم باید جمع شود، همین عقل باعث شد که با حالی دگرگون بیایم، ظاهر خوبی داشتم؛ ظاهر و وضعیت مالی مناسبی داشتم و خدمتگزار بودم در خدمت خیلی از این کارها برایم سخت بود آنجا باز عقل جرقه زد که برو، اگر نروی احتمال سفر مجدد افزایش می‌یابد، مصرف مواد انگار مرا وارد دنیایی دیگر کرده بود. چقدر خوب است آدم وقتی مسیر درست را میرود، در مسیر عقل درست حرکت می‌کند و درب‌های جدیدی باز می‌شود. اشخاصی که وارد لژیون سردار می‌شوند یا در وادی بخشش هستند چه حال و روزی پیدا می‌کنند؟ پول دادن خیلی سخت است. طرف مقابل بیاید پانصد، ششصد میلیون تومان بدهد؟ اگر از شخصی تقاضا پولی را داشته باشیم تمام تلاشش را می‌کند تا هزینه را پرداخت نکند. ولی در این موضوع با جان و دل، پول را می‌دهند که خدا می‌‌‌‌داند! من که حاضر نبودم یک‌‌‌‌ریال به احدی بدهم و دنبال این بودم که از مردم پول بگیرم، حالا می‌‌‌‌خواهم پانصد میلیون تومان ببخشم؛ این چه اتفاقی‌‌‌‌ است که در زندگی من افتاده؟ چه چیزی باعث شده که من به این نقطه برسم؟ غیر از این است که آموزش‌هایی بوده که از کنگره گرفتم؟ غیر از این است که آمدم نشستم، وادی اول را گوش کردم، وادی دوم را گوش کردم، وادی سوم را گوش کردم و ...؟ شاید برخی موضوعات را عملی کنم، در نهایت به مرحله و درکی از بخشش رسیدم و توانستم در سریعترین زمان پانصد میلیون تومان برای پهلوانی پرداخت کنم.

بعد از اینکه پرداخت کردم؛ انگار دنیا را به من داده بودند و انرژی و حال بسیار خوبی نصیب من و خانواده‌ام شد؛ ولی این چه اتفاقی‌‌‌‌ست که در کنگره می‌بینی؟ پانصد میلیون تومان، ششصد میلیون تومان، سه میلیارد تومان پول را می‌‌‌‌دهید و حالتان خوب است؟ حتی فکر کردن به این موضوع هم باعث حال خوش می‌شود، خدا را گواه می‌‌‌‌گیرم؛ ما در خانه چهار، پنج تا از این قرآن‌هایی که جناب آقای مهندس لطف کردند و به عنوان نشان، هدیه دادند را یک گوشه‌‌‌‌ی خانه گذاشته‌‌‌‌ایم و انگار روشنایی و نورِ خانه‌‌‌‌ی من، همان گوشه است که قرآن قرار دارد. از حرف‌‌‌‌‌‌‌‌زدن تا عمل‌‌‌‌کردن خیلی فرق است. من می‌خواهم این کار را انجام بدهم، تا زمانی که انجام ندهم، فایده‌ای ندارد، این می‌شود فرمان عقل. یک نکته‌هایی داریم توی وادی دهم که همگی حتماً خوانده‌اید که می‌گوید: اولین قوه‌‌‌‌ی به‌کارگیری عقل، حس است و می‌گ‍وید؛ تفکر سالم! چرا قبلش من تفکر سالم نداشتم؟ قبل از اینکه وارد کنگره بشوم، مگر دوست داشتم که تفکر بدی داشته‌‌‌‌باشم؟ مگر دوست داشتم کار خودم را خراب کنم؟ مگر دوست داشتم به آن حال و روز بی‌افتم؟ چون آموزش نداشتم ولی در این مسیر؛ آموزش، تفکر ما را به سمت تفکر سالم میبرد. تفکر که سالم شود، خود به خود عمل به‌‌‌‌سمت عمل سالم حرکت می‌کند، تفکر که سالم شد عمل هم سالم می‌شود. من اگر یک تفکر سالم داشته باشم، بیایم آموزش بگیرم، در سیستم اداری اگر یک زمانی کارمند باشم، دیگر ذهنم سمت رشوه گرفتن نمی‌‌‌‌رود که رشوه بگیرم و حقی را ناحق کنم؛ چون می‌گویم؛ اصلاً درست نیست. باید آموزش ببینیم تا تفکرمان سالم شود، حس‌‌‌‌ هم سالم می‌‌‌‌شود. وقتی حس سالم باشد، دیگر حس بدی نخواهیم داشت. اگر حس سالم شود، عقل درست می‌شود و درست کار می‌کند. وقتی درست کار کرد، به سمت چه‌‌‌‌چیزی می رود؟ یک عقل سالم به سمت کجا می رود؟ به سمت کجی‌ها می‌رود؟ به سمت مصرف مواد مخدر می‌رود؟ به سمت مصرف شیشه می‌رود؟ نه، به سمت عشق، به سمت درست، حرکت می‌کند. من می‌گویم یک روزی روزگاری، عزیزانی بودند که سالیان سال قبل از من، آمدند و نشستند و با هر سختی‌‌‌‌ بود، کنگره 60 را به این‌‌‌‌جایی که الان هست رساندند. آیا اینجا من نباید به عقل خودم رجوع کنم؟ من چه‌‌‌‌کار باید بکنم؟ من نباید بیایم و کمک کنم؟ امروز باید بیایم و ببخشم؛ چون واقعاً معلوم نبود که اگر کنگره نبود و من کنگره نمی‌آمدم، امروز کجا بودم؟ امروز شرایط زندگی به چه صورت بود؟ آیا خانه و زندگی داشتم؟ قطعا مسیر درستی نبود و مشکلات شدیدی داشتم. امروز باید در حد توانم کمک کنم؛ هرکس در حد توانش، قرار نیست من پهلوان یا دنور بشوم، عزیزانی بودند که راننده بودند، خدمتگزار بودند. تمام این خدمت ها دست به دست هم داده و ما را به این نقطه رسانده است. هرشخصی در حد توان خودش، امیدوارم بتوانیم به تعهداتمان عمل کنیم، خیلی ممنون که به صحبت‌های من توجه کردید.

مسئول سایت: مسافر حامد

مرزبان خبری: مسافر ماهان

با احترام، سایت مسافران نمایندگی ستارخان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .