English Version
This Site Is Available In English

در بازی سردار، بازیگر باشم نه! تماشاچی

در بازی سردار، بازیگر باشم نه! تماشاچی


جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد به استادی پهلوان راهنما همسفر زینب، نگهبانی راهنما همسفر شیرین و دبیری راهنما همسفر معصومه با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز یک‌شنبه اول شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:00 برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

هفته دیده‌بان را به همه اعضای کنگره۶۰ تبریک می‌گویم. زمانی‌که آقای مهندس حسین دژاکام، داشتند ساختار کنگره۶۰ را طراحی می‌کردند به فکر قوانینی بودند که باید در ادامه وضع می‌شد؛ ایشان افرادی را به عنوان ستون‌های کنگره60 معرفی کردند. دیده‌بانان از وقت و انرژی خود صرف کرده تا به شعب مختلف سر بزنند و اگر ایراداتی باشد، آن‌ها را اصلاح کنند من به این عزیزان و همچنین و خدمت آقای کامران عرض تبریک  و خداقوت دارم، ایشان سال‌های زیادی در این جایگاه خدمت کردند.

الان چون در لژیون سردار هستیم من  از دو دیده‌بان مربوط به امور مالی کنگره۶۰ مسافر مجید سلامی و مسافر علیرضا زرکش نام می‌برم و به این عزیزان هم این هفته باشکوه را  تبریک می‌گویم. مسافر مجید سلامی امور مالی کنگره را مدیریت می‌کنند و مسافر علیرضا زرکش مسئول اداره لژیون سردار هستند. ان‌شاءالله هر کجا هستند سلامت و موفق باشند. اگر بخشندگی دیده‌بانان نبود و تصمیم به گذشت از انرژی، زمان و مال خود را نداشتند، خدمت دیده‌بانی را نمی‌پذیرفتند؛ چون خدمتی پر مسئولیت است. ما می‌توانیم از این عزیزان درس بگیریم و آن‌ها را الگو قرار دهیم.

در فایل صوتی «زیراب» دکترامین دژاکام، جانشین بنیان و دیده‌بان فرمودند: «دیده‌بانان انسان‌هایی هستند که علاوه بر گذشتن از فیلترهای زیاد، منافع کنگره را به منافع خود ترجیح می‌دهند.» من سپاسگزار تک‌تک این عزیزان هستم. هر ساختاری برای شکل‌گیری نیاز به سه مولفه نیروی انسانی، پول و علم دارد. علم کنگره۶۰، از طریق فایل‌های صوتی (سی‌دی‌ها)، کتب و جزوات به دست ما می‌رسد؛ خدمت انسانی از فردی که به عنوان نگهبان نظم جلوی درب می‌ایستد و فردی که صندلی می‌چیند تا نگهبان، دبیر، راهنما تا برسد به دیده‌بان‌ها و خود آقای مهندس همه در حال خدمت هستند؛ در واقع همه دست به دست هم می‌دهند تا این چرخ، بچرخد.

بیشتر بخش مالی کنگره۶۰، به لژیون سردار برمی‌گردد. بخش مالی کنگره از طریق اعضای لژیون سردار تامین می‌شود. هر کسی بر اساس توان خود تعهدی را می‌پذیرد، سپس در طول یک سال به آن عمل می‌کند. وقتی در سفر اول هستیم تا ۶ ماه اجازه عضویت در لژیون سردار را نداریم؛ دلیل آن این است که اگر در ابتدای سفرم این مبلغ را بپردازم با سوالاتی مواجه می شوم از قبیل این‌که پول من چه شد یا کجا رفت! در حالی‌که افرادی که سال‌ها در کنگره هستند و می‌دانند پولی که پرداخت می‌کنند، کجا هزینه شده و می‌شود، این سوالات برایشان پیش نمی‌آید زیرا من می‌دانم شاید زمینی خریداری شود، ساختمانی ساخته شود یا حتی شاید ساختمانی اجاره شود که حتما این ساختمان‌ها لوازمی از قبیل سیستم سرمایشی، گرمایشی، صندلی و مابقی لوازم را نیاز دارند.

سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره60، یک سازمان مردم نهاد است به این معنا که از هیچ ارگان دولتی هیچ پولی دریافت نمی‌کند و تمام مخارج آن برعهده خود افراد است. ما روز جشن گلریزان مبالغی را متعهد می‌شویم که شاید در ادامه به دلایلی نتوانیم، تعهدمان را پرداخت کنیم در این‌جا باید حد بخشش خود را یاد بگیریم؛ حضور و عضو شدن در لژیون سردار، باعث می‌شود تا صفت بخشش را یاد بگیریم.

دیده‌بانان کنگره۶0، به عنوان معلم به ما درس بخشش را می‌دهند. ما صفت بخشش را درونمان رشد می‌دهیم، اگر من از مالم که عصاره جانم است، نبخشم؛ نمی‌توانم مسافرم را ببخشم یا حتی اطرافیانم را. گذشتن از پول، لازمه بخشش انسان‌های اطرافم است‌. در این‌جا ما می‌خواهیم صفت بخشش را در خودمان پرورش دهیم. کنگره به پول من احتیاج ندارد، من نباشم افراد دیگری هستند که پرداخت می‌کنند؛ بسیاری از افراد هستند که تقاضای پهلوانی می‌کنند و حتی آقای مهندس حسین دژاکام به آن‌ها اجازه نمی‌دهد.

در مطلبی سخنی از مسافر علیرضا زرکش، دیده‌بان لژیون سردار، خواندم که ایشان بیان کردند: «ما همه رهجوهای کنگره60 هستیم و این‌که هنوز بعد از سال‌ها خدمت می‌کنیم، دلیلش علم به روز کنگره است. در کنگره علم مانند خوراک، هفته‌ای یک بار به ما می‌رسد و ما مصرف می‌کنیم و به حال خوش می‌رسیم.» کمتر از سه ماه دیگر به گلریزان مانده است. گلریزان، سال مالی کنگره است؛ حساب‌ها جمع‌بندی می‌شوند و افراد برای سال مالی جدید، پرداخت می‌کنند یا تعهد پرداخت خود را اعلام می‌کنند. من تصور می‌کنم سال مالی من و خانواده‌ام است. در یک سالی که آمدم و رفتم چه یاد گرفتم؟ من و مسافرم هفته‌ای چند جلسه از این صندلی‌ها استفاده کردیم، چه بهایی دادیم در این سال‌های که از آموزش‌های کنگره استفاده کردیم! حالا زمانش است که بهایش را بدهم.

در فایل صوتی «مسئولیت» دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان و دیده‌بان فرمودند: «ما گاهی اوقات برای این‌که کارمان را توجیه کنیم، سر خودمان کلاه می‌گذاریم.» می‌گویم: من هنوز مشکلاتم را دارم، بدهی‌هایم سر جایش است، مسافرم درست سفر نمی‌کند و ... اما این را نمی‌بینم که حالم بهتر شده دیگر قرص مصرف نمی‌کنم، اگر این‌ها را ببینم راحت‌تر می‌توانم در لژیون سردار شرکت کنم و در جشن‌گلریزان با تمام خودم می‌آیم. شاید تمام یک فرد یک میلیون تومان است ولی فردی دیگر در حالی‌که می تواند مبلغ بیشتری بپردازد اما این کار را انجام نمی‌دهد. خودم باید بدانم پرداخت چه مقداری حال مرا خوب می‌کند؛ حاضر بودم چه‌قدر پول بدهم تا حالم خوب شود؟ چند تا دکتر بروم تا یک خنده از ته دل داشته باشم؟ چقدر هزینه کنم تا مسافرم یک شب، به موقع خانه بیاید و صبح زود بیدار شود؟ این‌ها را نمی‌بینم، چون برایم عادی شده‌اند.

در هستی هیچ چیزی رایگان نیست؛ هر چیزی بهای دارد. اگر حال خودم و زندگی‌ام خوب است باید بهایش را بدهم، تا فرصت جبران هست باید غنیمت بشمارم، شاید سال بعدی برای من نباشد. در بازی سردار، بازیگر باشم نه! تماشاچی. اگر فرد دیگری دنور یا پهلوان شود آیا حال من خوب می‌شود؟ من پیش از کنگره حاضر بودم تمام زندگی‌ام را بدهم تا به حال خوش، آسایش و آرامش برسم، پس بر من واجب است که در جشن گریزان با خودم صادق باشم، ببینم با خودم چندچند هستم و تمام خودم را بگذارم.

تایپیست: راهنما همسفر شیرین (لژیون راهنمایان)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفرآسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .