English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان، سکان‌داران کشتی کنگره60

دیده‌بانان، سکان‌داران کشتی کنگره60


جلسه دوم از دوره چهل و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ عمان‌ سامانی شهرکرد به استادی راهنما همسفر ریحانه، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر ثریا با دستور جلسه «جشن هفته دیده‌بان» روز يکشنبه اول شهریورماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند بزرگ را سپاسگزارم که به من اجازه داد در این جایگاه خدمت کنم و کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.‌ این هفته با‌شکوه را خدمت آقای مهندس حسین دژاکام بنیانگزارو اولین دیده‌بان کنگره۶۰، خانم آنی بزرگ، اولین دیده‌بان بخش همسفران، خانواده‌ محترم‌شان، همه دیده‌بانان عزیز وهمچنین خدمت آقا ‌کامران، اولین دیده‌بان شعبه عمان سامانی تبریک عرض می‌کنم.

دستور جلسه این هفته «هفته‌ دیده‌بان» است. سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، درابتدا به این شکل وساختار نبود. طبق صحبت‌های آقای مهندس حسین دژاکام که فرمودند: «کنگره۶۰، یک شبه به این‌جا نرسیده و زحمت‌‌های فراوانی پشت آن بوده است که در حال حاضر به یک ساختار قوی وبزرگ تبدیل شده است.» در ابتدا ساختار کنگره۶۰، کوچک ومسئولیت‌ها کم‌تر بود و آقای مهندس حسین دژاکام  مسئول انجام امور بودند؛ ‌به‌طبع وقتی ساختار بزرگ‌تر شد، مسئولیت‌‌ها  وسیع‌تر و سنگین‌تر شدند‌ که اين‌ها باعث شد تقسیم وظایف صورت گیرد؛ گروه‌‌ مرزبانان،‌ ایجنت‌ها‌، راهنمایان و گروه ‌دیده‌بانان تشکیل شد‌. دیده‌بانان بخش زیادی از کار را دست گرفتند که  دیسیپلین و آن نظم رعایت شود.

طبق صحبت‌های روز چهارشنبه دیده‌بان تحقیقات، مسافر‌علی که بیان کردند: «ورودی‌هایی که به کنگره۶۰ وارد می‌شوند در ابتدا افرادی ضعیف، ناتوان و با حالی خراب بودند ولی در خروجی‌‌ تبدیل به انسان‌های توانمند با حال‌خوش می‌شوند که این شاید در باور ما نمی‌گنجید.»

ایجنت نمایندگی نیز در مشارکت خود گفتند که با صحبت‌های روز چهارشنبه تک‌تک دیده‌بانان گریه کردم من هم همین حس‌ و‌حال را داشتم، زمانی‌که دیده‌بان تحقیقات مسافر علی گفتند: همه ما افراد ضعیف ‌و ناتوانی بودیم که وارد کنگره۶۰ شدیم و توانمند شدیم، یاد پیامی از «استاد رعد» در کتاب «عبور از منطقه‌۶۰‌درجه زیرصفر» آقای مهندس حسین دژاکام افتادم که در پیام چنین آمده است:

«‌می‌دانم درد و دلی دارید، در دل، پنهان نگذارید. نگهبان: برای این‌که درد ‌من، درد او است‌. می‌دانم راه سختی را پیموده‌اید، اما کم‌تر‌ین قسمت آن‌که شروع آب شدن قندیل‌ها و جاری‌شدن جویبارها است‌، آغاز‌می‌شود‌. اگر به زعم شما سخت است، رهایی و دریایی ساختن از این جویبارها  که در آن جز رهایی بندگان چیز دیگری نیست، مقاومت‌ و پایداری شما مهر تاییدی است که می‌توانید همیشه همراه داشته باشید و این موضوع قابل انتقال است. در اندیشه‌های بلند، همیشه نمی‌توانید آن‌چیزی را بیابید که فکر می‌کردید؛ اما با حرکت و شروع از یک نقطه سیاه تا رنگین‌کمان، می‌‌شود انتقالاتی انجام داد که هرگز به مغز‌خود نیز اجازه اندیشیدن به آن  نمی‌دادید؛ یعنی از هیچ به دریای ‌بیکران رسیدن، شاید نتوان با عقل آن را تطبیق داد؛ اما انجام آن نوری است به سوی ماوراء که حقیقتی است از چشم پنهان.»

همه ما افرادی بودیم که هیچ بودیم و دریای ‌بیکران کنگره۶۰، به ما نشان داده‌ شد‌، پس من نباید به خواب روم و گذشته‌ خود را فراموش کنم که با چه حال خرابی وارد کنگره شدم؛ به هر دری می‌زدم و همان درمانده‌ای بودم که هیچ راهی پیدا نمی‌کردم ولی به لطف خداوند به من اجازه ‌ورود به کنگره و جایگاه همسفر داده شد.

در لغت‌نامه دهخدا کلمه «دیده‌بان» از دو بخش تشکیل شده؛ بخش «دید» و بخش«بان» کلمه «دید» به‌معنای نگاه‌کردن‌، نگریستن‌، دیدن و کلمه «بان» یک پسوند است که در ادامه آن می‌آید به معنای پاسبانی‌، مراقبت و نگهداری است. این‌ها در کنار هم قرار دارد، یعنی یک دیده‌بان دید‌ وسیع و متفاوتی دارد. همه ‌ما می‌بینیم ولی دیدن یک دیده‌بان، با دیدن من متفاوت است. تصور کنید دریک مسیری قرارداریم که دیده‌بان در ارتفاع ایستاده است و از آن بالا کیلومترها و مسیرهای دورتری را می‌بیند، اما من در حال حرکت در مسیر هستم. دیده‌بان با این‌که در جای بالاتری ایستاده است اما خود و جایگاهی که در آن قرار دارد را بالاتراز دیگران نمی‌بیند.

دیده‌بانان چراغ‌هایی هستند که مسیر را برای تک‌تک ما روشن می‌کنند و خیلی مواقع سوختند. طبق وادی چهاردهم، «وادی‌‌محبت» سوختن آن‌ها از نوع خاکستر شدن نیست، بلکه از نوع نور و تبدیل شدن به روشنایی است برای انسان‌هایی که راه نجاتی نداشتند. دیده‌بانان، روزی خود یک تازه‌وارد بودند که روی این صندلی‌ها نشسته بودند‌ و منتظر بودند که به آن‌ها کمک شود که الان نور و چراغ راه برای دیگران و آیندگان هستند. دیده‌بانانی بودند که دیگر در بین ما نیستند ولی بودند و کمک کردند‌؛ در این‌جا یادی کنیم از دیده‌بان محترم آقای «کوروش آذر‌پور» که دیگر در بین ما نیستند.

سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، مثل کشتی است که همه داخل آن نشسته‌ایم؛ یکی داخل کشتی غذا می‌خورد، یکی فیلم تماشا می‌کند، یکی مناظر را می‌بیند و کسانی سکان‌دار این کشتی هستند که کشتی به صخره‌ها و موانع بر‌خورد نکند تا در برابر طوفان‌ مقاومت کند و مسیرهای بعدی را هموار کند که چگونه حرکت کند و چه‌قدر مسافت تا ایستگاه بعدی و مقصد است، همچنین سختی‌های راه را مراقبت می‌کنند که همه به سلامت به مقصد برسند‌.

  آقای دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان و دیده‌بان در فایل صوتی «زیرآب» فرمودند‌: «دیده‌بانان صلاح، منفعت و مصلحت کنگره۶۰ را بر مصلحت و منفعت شخصی و زندگی خود ترجیح می‌دهند.» شاید در شورای دیده‌بانان قانونی را وضع کنند که من خوشم نمی‌آید و بگویم چه‌قدر سخت‌گیری می‌کنند ولی بعدا متوجه می‌شوم که این قانون‌ها به نفع خود من است. دیده‌بانان وظیفه قانون‌گذاری را بر عهده دارند و هر‌کدام مسئولیت یک بخش از کنگره۶۰ را بر عهده دارند، مانند: دیده‌بان OT، دیده‌بان پورتال و... امسال دربین دیده‌بانان، به غیر از خانم کماندار، دیده‌بان ورزش همسفران، دو دیده‌بان خانم‌ دیگر هم حضور داشتند؛ خانم شهره، دیده‌بان بخش راهنمایان همسفران ‌خانم و خانم ‌حاجی‌میر، دیده‌بان بخش مسافران خانم که این موجب لذت و شادی من بود. این نشان از این دارد که آقای مهندس حسین دژاکام چه‌قدر به قسمت خانم‌های مسافر و جایگاه‌‌شان اهمیت زیادی می‌دهند.

از ویژگی دیده‌بانان می‌توان به سخت‌کوشی‌، تلاش فراوان، دید وسیع‌، خستگی ناپذیری‌، آينده‌‌نگری، حس‌ مسئولیت پذیری‌، خلق‌ و خوی خوب‌، منش‌بالا، دیپلماسی زیاد، داشن تعادل، آداب معاشرت خوب، تعهد ‌و تخصص فراوان، گذشتن از وقت و زمان خود و مهم‌ترین آن‌که همان عشق خالص و بخشندگی که در درون آن‌ها است، اشاره کرد. قدر‌دان تمام لحظات و سخت‌کوشی‌هایی که ندیدیم، مسافت‌هایی را که پیمودند، مسئولیت‌هایی که به‌دوش کشیدند، عشق و محبتی را که بین همه اعضاء جاری ساختند، تمام خطراتی که به جان خریدند و ما ندیدیم، هستیم. بر همه ما واجب است که به صورت شایسته و به صورت زبانی، قلبی و عملی قدر‌دان زحمات این عزیزان باشیم. هر کسی در حد ‌توان خود، تمام و صد خودش را بگذارد و این وظیفه من است که اگر فراموش کنم، هستی نادیده خواهد گرفت. یک جاهایی من باید ارتقاء بگیرم ولی این امرصورت نمی‌گیرد و می‌گویم زحمات من نادیده گرفته شده‌ است؛ نه! به خاطر این‌ است که در بعضی جاها که باید قدر‌دانی و تشکر می‌کردم، این کار را انجام ندادم و خودم را به خواب زدم.

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

در نهایت بر من واجب است بهای چیزهایی که در اختیار من قرار دارد را پرداخت کنم وگرنه خیلی راحت از من گرفته خواهد ‌شد و از دست می‌دهم به طوری‌که خودم هم متوجه نخواهم شد. فلسفه این جشن‌ها این است که من قدر‌دان و سپاسگزار افرادی که به من خدمت می‌کنند، باشم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر مهرداد
تایپیست‌: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر زری مرزبان خبری
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .