جلسه دوازدهم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زالپارس به استادی راهنما همسفر الهه، نگهبانی موقت همسفر زهرا و دبیری موقت همسفر مرضیه با دستور جلسه «دیدهبان» روز یکشنبه ۰۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
«تا زمانیکه در زمین هستید، کوشش نمایید که فرمانها را اجرا کنید. این دستورات، شما را به یزدان نزدیکتر میگرداند».
باعث خوشحالی من است که در جمع همه شما خوبان حضور دارم. خداوند بزرگ را شکر میکنم و زمان برای تشکر از همه عزیزان کم است. از راهنمایان گرامی و تمام کسانیکه در این مسیر باعث شدند من بتوانم این جایگاه را تجربه کنم، تشکر و قدردانی میکنم، همچنین از نگهبان لژیون سردار که این فرصت را برای خدمت به من دادند، صمیمانه سپاسگزارم.
این فرمانهایی که در پیام خواندم، شامل چه چیزهایی میشود؟ در وادی نهم و یازدهم در مورد فرمانها صحبت میشود، فرمانهایی مانند: دروغ نگفتن، دزدی نکردن، مال یتیم نخوردن و بسیاری از موارد دیگر.
یکسری از فرمانها مربوط به خِردِ جمعی هستند. خِردِ جمعی یعنی: یک موضوع در جامعه مطرح شود و بر اساس عقل و دانایی جمعی مشخص شود که آیا انجام آن درست است یا خیر؟ مثلاً اگر از خِردِ جمعی سؤال شود که آیا آدمکشی درست است یا خیر؟ پاسخ مشخص است: خیر.
یکسری از فرمانها هم ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشند؛ مثلاً موضوع حجاب و نوع پوشش. همانطور که آقای مهندس فرمودند: «در بعضی موارد چیزی در یک جامعه حرمت دارد و در جامعهای دیگر، ممکن است چنین حرمتی وجود نداشته باشد». مثلاً درباره گوشت خوک گفته شده که حرمت دارد و نباید به آن نزدیک شد.
من در مورد آن جستوجو کردم و دیدم مطالبی درباره فواید و مضرات آن وجود دارد؛ اما در نهایت در بعضی جوامع مصرف آن آزاد است، یا درباره حجاب، در بعضی جوامع پوشش به شکل چادر و روسری است و در بعضی جوامع چنین پوششی وجود ندارد؛ بنابراین اینها الزاماً فرمان خِردِ جمعی یکسانی برای همه جوامع نیستند.
پس مهم این است که من بتوانم تشخیص بدهم کدام فرمان، فرمان الهی است و کدام فرمان میتواند فرمان شیطانی باشد و آنچه را که فرمان الهی است، اجرایی کنم، گاهی ممکن است خودم را داناتر از آن چیزی بدانم که هستم و بعضی فرمانها را نقض کنم؛ شاید در صورپنهان، منفعتی برای من داشته باشد،گاهی ممکن است بدانم انجام کاری درست نیست؛ اما به دلیل منفعت شخصی، از فرمان سرپیچی کنم.
اجرای قوانین و فرمانها باعث میشود با کمترین کُنِش، به مقصد و هدف برسم. در مورد هفته «دیدهبان» هم برای من موضوع بسیار جالب بود. دیدهبانان کسانی هستند که نسبت به نوشتارها و گفتارها آگاهی دارند، قوانین را میدانند و بر اجرای آنها نظارت میکنند. آنها بر شعبات نظارت دارند تا مسیر بهگونهای طی شود که افراد با کمترین کُنِش، به درمان و رهایی برسند. حالا من باید از خودم بپرسم آیا در مسیر درمان، قوانین را رعایت میکنم؟ آیا طوری رفتار میکنم که با این سیستم و قوانین آن هماهنگ باشم؟
برداشت من از دستور جلسه هفته «دیدهبان»این بود که قبل از اینکه بخواهم درباره دیدهبانی دیگران صحبت کنم، باید دیدهبان خودم باشم، به من گفته میشود: «به حساب خود برسید، قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی شود».
من باید خودم دیدهبان امور زندگی خودم باشم؛ باید برنامهها، مسأئل خانوادگی، رسیدگی به فرزندان و حتی مسائل مالیام را دیدهبانی کنم. وقتی توانستم خودم را دیدهبانی کنم، آن زمان است که شاید فرصت داده شود یک پله بالاتر بروم و مثلاً دیدهبان یک لژیون یا یک شعبه باشم.
در مورد لژیون سردار هم برای من جالب است که میگویند: هر دستور جلسهای که نوبتش به ما میرسد، در آن درسی برای ما وجود دارد، مدتی است که در امور سردار و مسائل مالی مشغول خدمت هستم و یکسری کارها را برای خودم مینویسم و دنبال مطالب و موضوعات مختلف میگردم. برای خود من این موضوع جالب بود که وقتی گفته میشود باید دیدهبان امور خود، حتی امور مالی خود باشم، دقیقاً همین موضوع برایم پررنگتر میشود.
در سیدی «آموزگار»، آقای مهندس درباره بخشش صحبت میکنند و میفرمایند: «بخشش را باید داشته باشی تا بتوانی ببخشید». اینکه من چیزی داشته باشم و آن را دوست داشته باشم و بگویم «مال شما»، یک نوع بخشش است؛ اما اینکه چیزی را اصلاً دوست نداشته باشم و آن را ببخشم، موضوع متفاوتی است، مثلاً اگر خودم را در نظر بگیرم، ممکن است چیزی را خیلی دوست داشته باشم؛ اما بگویم: «این مال شما» این کار چه حسی در من ایجاد میکند و چه بازگشتی برای من دارد؟
اگر چیزی را اصلاً دوست نداشته باشم و مثلاً وسیلهای خراب و بِلااستفاده در کمد داشته باشم و آن را به شخص دیگری بدهم، آیا واقعاً بخشش کردهام؟ پس مسئله فقط این نیست که من چقدر میبخشم؛ مهم این است که از چه چیزی و از چه میزان دارایی و درآمدم میبخشم.
برای من جالب است که هر سال، نزدیک جشن گلریزان، یک دستور جلسه به من فرصت خدمت میدهد و این موضوع را دوباره به من یادآوری میکند.
امیدوارم از همین لحظه، با پیشپرداختهایمان که فرصت بسیار خوبی برای مشارکت در گلریزان پیشرو است، شروع کنیم و بتوانیم در این مسیر سهم خودمان را اِدا کنیم.
یزدان پاک، حافظ و محافظ شما باشد.
تقدیر و اهداء لوح به اعضاء لژیون سردار

رهایی همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)

رهایی همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون تغذیه سالم)


مرزبان کشیک: همسفر زهرا
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
118