جلسه اول از دوره اول ازکارگاههای آموزشی عمومی لژیون خوانسار، ویژه هفته دیدهبان، به استادی دیدهبان محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری راهنمای محترم مسافر ناصر با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان» در روز یکشنبه یکم شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
از اینکه توانستم در شعبهٔ خوانسار حضور پیدا کنم، بسیار خوشحالم. در ابتدا قصد داشتم شعبهٔ خوانسار و بوئین را یکی کنم و هر دو را در یک مکان جمع کنم. این موضوع را به آقای علیرضا هم گفتم؛ چون ایشان لژیون دارند و شعبه نیستند، گفتم احتمالاً وقتی به بوئین رفتم، از ایشان بخواهم که همان روز بیایند تا دو شعبه را یکی کنیم. ایشان هم پذیرفتند، اما ناگهان در میانهٔ صحبت حس کردم که نباید این کار را انجام دهم؛ زیرا یک حس درونی به من گفت که خوانسار را جدا نگه دارم.
همیشه در آموزشهایمان گفته شده که به حس خود توجه کنیم؛ استادان ما بارها گفتهاند که حس، راه درست را نشان میدهد. بنابراین حرفم را عوض کردم و به آقای علیرضا گفتم که برنامه تغییر کرده است. مسلماً همکارانی که در اینجا زحمت میکشند، به انرژی و دیدهشدن نیاز دارند و ما باید آنها را ببینیم.

مطمئن باشید که پس از بازگشت از این سفرها، همچون مارکوپولو که به زادگاهش بازمیگشت، در شورای دیدهبانان حضور خواهیم یافت و گزارش سفرهای خود را ارائه خواهیم داد. در آن شورا از ما پرسیده میشود که در هر شعبه چه وضعیتی حاکم بوده است؛ ایجنت چگونه عمل کرده، مرزها چگونه مدیریت شدهاند و نقاط قوت و ضعف کداماند. سپس این مطالب بررسی میشود و از من نیز سؤال خواهد شد که در سفرها چه مشاهده کردهام. من نیز صادقانه گزارش خواهم داد و از دیگر همکاران انتظار دارم که چنین رویهای را در پیش گیرند. امیدوارم خداوند به همه توفیق روزافزون عطا فرماید.
کار در شعبههای تازه سخت است و خودم این راه را رفتهام. میدانم که همکاران از شهرهای دور، مثل اصفهان، نجفآباد و گلپایگان، کیلومترها راه میآیند تا یک شعبه در این شهر بسازند. همهٔ ما در راه هستیم. نیروی مثبت یعنی کاری که برای ساختن باشد و نیروی منفی یعنی کار ما برای خراب کردن باشد. بهراحتی میتوانیم بفهمیم کارمان کدام است.

کسی که هفتهای دو، سه یا چهار بار، ۲۰۰ کیلومتر و بیشتر راه میآید تا جایی برای درمان و بهتر شدن مردم بسازد، کار بزرگی کرده و باید خدا را شکر کند که این را به او داده است. شما که امروز بهعنوان اولینها در شعبه یا لژیون خوانسار قدم برمیدارید، اسمتان در تاریخ میماند. همانطور که اسم مهندس بهعنوان کاشف راهحلهای سخت همیشه میماند، اسم اولین ایجنت، راهنما، خدمتگزار و مرزبان هم میماند.
این کار هم شیرین است و هم سنگین؛ چون شما الگو هستید و باید درست حرکت کنید. مردم شهر، حتی آنهایی که منصور را میشناسند و به خاطر حرکت خوب او آمدهاند، به شما، رفتار، اخلاق، کردار و حتی لباس پوشیدنتان نگاه میکنند؛ پس قدمهای محکم و بزرگ بردارید و با قدرت بروید.
دلیل این حرکت قدرتمند، علمی است که دارید؛ علمی که جای دیگری نیست. سالهاست مردم دنیا دنبال راهی برای رهایی از اعتیاد هستند و حالا این راه در دست شماست. اما کنگره ۶۰ فقط اعتیاد را درمان نمیکند؛ بلکه یک برنامهٔ کامل به آدمها میدهد تا همهٔ کمبودهایشان را پر کنند و انرژی منفی را به مثبت تبدیل کنند.

کسی که شش ماه، هفت ماه یا یک سال در کنگره میماند، به طرز عجیبی عوض میشود؛ چون غیر از اعتیاد، دردهای دیگر هم درمان میشود. این نعمت بزرگی است که خدا به یک نفر از میان میلیاردها آدم، لیاقت آمدن به کنگره ۶۰ و درمان را میدهد و بعد اجازه میدهد که خدمت کند، راهنما شود، مرزبان شود و حتی دیدهبان شود.
خدا به بیش از ۹۰ درصد کسانی که میآیند، توفیق درمان میدهد و به خیلیهایشان توفیق خدمت؛ توفیقی که به همه نمیرسد. در نوشتههای کنگره میخوانیم که جلودار واقعی کنگره، خدا است؛ نه آدم و نه حتی مهندس. جایی که خدا صاحبش است و جلو میراند، عظمتش را نمیشود گفت.
شورای دیدهبانان که مهندس طراحی کرده، خیلی خوب کار میکند. دیدهبانان قانونگذارند؛ قوانین را مینویسند، مهندس تصویب میکند و به همهٔ شعبهها میرسد. روی هر قانون ماهها، هفتهها و روزها بحث میشود، همهاش را میسنجند و بعد اجرا میشود.

بعضی دیدهبانان کارهای تخصصی دارند؛ مثل دیدهبان راهنمایان، دیدهبان نامهها و شالهای سبز، دیدهبان تازهواردان، دیدهبان تحقیقات، دیدهبان مالی و دیدهبانانی که مربوط به مرزبانان هستند. هرکدام برنامهریزی میکنند تا خدمت به شعبهها بهتر شود.
کسی که میخواهد دیدهبان شود، باید چند مرحله را طی کند و آموزش ببیند و نمرهٔ قبولی بگیرد. باید همهٔ جایگاههای خدمتی را دیده باشد. همهٔ دیدهبانان اکنون، از نگهبان دم در و نظم گرفته تا مهماندار، هر کاری که به آنها داده شده را درست انجام دادهاند و در هر جایی که بودهاند، تغییر خوبی ایجاد کردهاند.
تواناییشان را در هر جایگاه سنجیدهاند و سپس کارنامهشان بررسی میشود که در ایجنت بودن، راهنما بودن، مرزبان بودن و بقیهٔ جایگاهها چگونه بودهاند. این کار حداقل دو سال طول میکشد و در این مدت، آدم زیر ذرهبین قرار دارد. در نهایت نظر داده میشود و در شورا رأیگیری میکنند.

مثلاً برای خود من که شش ماه یا یک سال پیش مطرح بودم، از اعضای شورا پرسیدند: «آیا مناسب جایگاه دیدهبانی است؟» و هرکس خوبی و بدی را گفت. در نهایت باید رأی کامل میآمد. فکر نمیکنم انتخاب سناتور در آمریکا اینقدر سخت باشد؛ راستی دیدهبان شدن در کنگره ۶۰ از سناتور شدن هم سختتر است و باید کلی فیلتر را رد کرد.
همهٔ ما، چه در شهر خودمان، چه استان و چه کشور، باید جهانی فکر کنیم؛ همانطور که این آموزش را دریافت کردهایم. با کمک هم و با یاری تکتک اعضا، میتوانیم پرچم کنگره ۶۰ را بالای بلندترین قلهٔ علمی دنیا ببریم؛ قلهای که اکنون هم بالا رفته است.

اگر دقت کنیم، میبینیم که در زمینهٔ اعتیاد، هیچ دانشگاهی در هیچ کشوری به پای کنگره ۶۰ نمیرسد. کنگره از درمان اعتیادی که در دنیا بیدرمان است، گذشته و یعنی پرچمش از همهٔ قلهها بالاتر است.
همچنین در درمان چاقی، بعضی از همین جمع ۱۰، ۲۰، ۴۵ و حتی ۴۹ کیلو کم کردهاند؛ یعنی یک انسان کامل از آنها جدا شده است. در هیچ جای دنیا باور نمیکنند و میگویند عمل یا دارو بوده، ولی این در کنگره ۶۰ کشف شده است. بیماریهای بیدرمان دیگری هم در کنگره درمان شده که برای خودمان روشن است و بهزودی برای همهٔ دنیا روشن میشود.
وظیفهٔ شما این نیست که بنشینید؛ وظیفهٔ شما این است که پرچم را بردارید و در شهر بگردید و پیام کنگره را به خانوادهها و همهٔ دردمندان برسانید تا بیایند و درمان شوند و کنگره ۶۰ که پایگاهی برای درمان اعتیاد و انسانسازی است، با قدرت به کارش ادامه دهد.




























تایپ و ویرایش همسفر علی
تنظیم و ارسال مسافر محمد
مسافران و همسفران لژیون خوانسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
587