امروز یکشنبه ١۴٠۵/٠۶/٠١ جلسه دوم از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "هفته دیده بان" به استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر عیدمحمد و دبیری مسافر حسینعلی ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداقوت میگویم به تمام خدمتگزاران شعبه. هفته دیدهبان را به آقای مهندس دژاکام و تکتک اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگویم. امیدوارم در این هفته جشن خوبی داشته باشیم و بتوانیم آنطور که شایسته است، سپاسگزاری و قدردانی کنیم.
در مورد دستور جلسه «هفته دیدهبان» داشتم به این فکر میکردم که چرا باید قدردان باشم؟ چرا باید سپاسگزاری کنم؟ اگر کسی با زور و اجبار از من بخواهد کاری انجام بدهم، شاید آن کار را انجام بدهم، اما قطعاً پایدار نخواهد بود. سپاسگزاری زمانی ارزشمند است که از درون انسان شکل بگیرد.
من خودم زمانی آدمی بودم که بهشدت از همه طلبکار بودم. از خانواده، از جامعه و تقریباً از تمام کسانی که با من در ارتباط بودند. همیشه احساس میکردم دیگران به من بدهکارند و باید برای من کاری انجام دهند.
مثلاً وقتی به مغازه میرفتم، اگر کسی با من بد صحبت میکرد، واکنش تندی نشان میدادم. اگر به خانه میآمدم و چای یا غذا آماده نبود، دعوا راه میانداختم. در حالی که مادرم همیشه میگفت: «بچهها باید عضوی از خانواده باشند و در خانواده نقش داشته باشند.»
اما قدردانی برای من از کجا شروع شد؟ به نظرم باید از «سبد قانون یازدهم» شروع کنم. یک روز در دیوار آگهیای دیدم که نوشته بود «درمان قطعی اعتیاد». به ذهنم رسید زنگ بزنم و ببینم خارج از کنگره چه اتفاقی میافتد. توضیح دادند که پکیجهای مختلفی با مبالغ و زمانهای متفاوت دارند.
هرچه بیشتر صحبت میکرد، بیشتر متوجه میشدم که موضوع برایشان یک کسبوکار است. بخش زیادی از آن قرصها حتی ممکن است واقعی نباشند و تهیه و برچسبگذاری چنین چیزهایی هم کار چندان سختی نیست. من حتی دوستی داشتم که خودش این کار را انجام میداد و محصولات را به پاکستان میفرستاد.
در کنگره یاد گرفتم که انسانی که در مسیر درمان قرار دارد، اگر بخواهد کمک مالی کند، کمک او پذیرفته میشود. اینجا دیگر نگاه من فقط به گرفتن نیست، بلکه یاد میگیرم چیزی هم ببخشم و قدردان باشم.
حالا من چگونه قدردان باشم؟ از قانون یازدهم شروع کنم. از راهنمای خودم تشکر کنم. از تمام کسانی که به حال خوب من کمک کردند قدردانی کنم. یاد بگیرم وقتی کسی برای من کاری انجام میدهد، آن را وظیفه او ندانم.
حتی در زندگی روزمره هم این موضوع برای من تغییر بزرگی ایجاد کرد. اگر به مغازه میرفتم و کسی حال خوبی نداشت، دیگر قرار نبود حال بد او، حال مرا هم خراب کند. من باید یاد میگرفتم انسانی باشم که بتواند با دیگران رابطه خوبی را تجربه کند.
وقتی به خانه میآمدم، آن حس طلبکاری کمکم از بین رفت و شروع این تغییر، از قدردانی بود. اگر کسی چیزی برای من میآورد، دیگر نمیگفتم وظیفهاش بوده. تشکر میکردم و واقعاً قدردان بودم.
من اینجا یاد گرفتم چگونه قدردانی کنم و این برای من واقعاً باورنکردنی است. کسی که در کنگره خدمت میکند، نهتنها پولی دریافت نمیکند، بلکه گاهی برای انجام خدمت خودش هم هزینه میکند. حتی روز قبل که آزمون ایجنت را میدیدم، با خودم فکر میکردم اینجا آدمها وقت و انرژی و حتی پول خودشان را هزینه میکنند تا دیگران حال بهتری داشته باشند.
امیدوارم همه ما بتوانیم با آموزش، حس واقعی قدردانی را در خودمان به وجود بیاوریم. چون به نظر من قدردانی فقط یک کلمه یا یک تشکر ساده نیست. قدردانی یعنی تغییر نگاه انسان به زندگی، یعنی از حالت طلبکاری بیرون آمدن و دیدن تمام کسانی که در مسیر حال خوب ما نقش داشتهاند.
هفته دیدهبان را به همه عزیزان تبریک میگویم و امیدوارم بتوانیم قدردانی را نه فقط در حرف، بلکه در رفتار و عمل خودمان نشان بدهیم.
نگارش و عکس : مسافر مهدی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
51