اولین جلسه از دوره سوم جشنهای هفته دیدهبان کنگره۶۰، نمایندگی رضوی با استادی دیدهبان محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر احسان و دبیری مسافر بلال با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان» در روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.
در هر سازمان، تشکل یا مجموعهای که تعدادی از افراد برای رسیدن به هدفی مشترک در کنار یکدیگر فعالیت میکنند، وجود ساختار، قوانین و چارچوب مشخص ضروری است. کنگره ۶۰ نیز از این قاعده مستثنی نیست. هدف اصلی کنگره، رهایی انسان از تاریکیها و حرکت به سمت تعادل، آگاهی و حال خوش است و برای رسیدن به این هدف، ساختاری منسجم و پویا شکل گرفته است.
اگر یک خودرو را بهعنوان نمونهای از یک سیستم در نظر بگیریم، تمام اجزای آن باید هماهنگ با یکدیگر فعالیت کنند تا خودرو بتواند سرنشینان را به مقصد برساند. اگر هر قسمت وظیفه خود را درست انجام ندهد، باوجود کامل بودن اجزا، سیستم نمیتواند به هدف خود برسد. در کنگره ۶۰ نیز هر جایگاه و هر فرد، وظیفهای مشخص دارد و هماهنگی میان این جایگاههاست که باعث حرکت صحیح مجموعه میشود.
با گسترش کنگره ۶۰، افزایش تعداد اعضا، شکلگیری لژیونها و توسعه شعب، نیاز به ساختاری برای هدایت، نظارت و رشد مجموعه بیشتر احساس شد. از همینجا جایگاه دیدهبان شکل گرفت. دیدهبانان افرادی هستند که خودشان مسیر درمان و آموزش را طی کردهاند و از دل همین ساختار رشد کردهاند. آنها با تجربهای که در مسیر به دست آوردهاند، مسئولیت بخشی از امور کنگره را بر عهده میگیرند.
در حال حاضر، هر یک از دیدهبانان، متناسب با حوزه مسئولیت خود، بخشی از امور کنگره را مدیریت و سازماندهی میکند؛ از امور مالی و خانواده گرفته تا ایجنتها، مرزبانان و دیگر بخشهای تخصصی. ایجاد و نگهداری ساختار، توسعه آن و تدوین قوانین اجرایی مربوط به هر بخش، با هماهنگی شورای دیدهبانان انجام میشود.
یکی از ویژگیهای ارزشمند این ساختار، استفاده از خرد جمعی است. همانگونه که مهندس دژاکام بارها تأکید کردهاند، وقتی تفکرات مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند، نتیجه صرفاً جمع ساده نظرات نیست؛ بلکه همافزایی ایجاد میشود و بسیاری از مسائل با خرد جمعی بهتر و کاملتر حل خواهند شد.
جلسات شورای دیدهبانان نیز در زمانهای مشخص برگزار میشود و موضوعات مختلف کنگره در این جلسات مورد بررسی قرار میگیرد. دوره اصلی دیدهبانی چهار سال است و با توجه به شرایط و تشخیص مهندس دژاکام، ممکن است دوره خدمت برخی دیدهبانان تمدید شود.
اما نکته بسیار مهم این است که جایگاه دیدهبانی چیزی نیست که فرد صرفاً با اعلام خواسته خود بتواند به آن برسد. در برخی جایگاهها، مانند راهنمایی یا ایجنتی، فرد میتواند درخواست خود را اعلام کند و در صورت داشتن شرایط لازم وارد مسیر شود؛ اما دیدهبانی مسیر متفاوتی دارد. در این جایگاه، اصل بر خدمت کردن بدون چشمداشت به جایگاه است.
در کنگره ۶۰ مهم نیست که من در چه جایگاهی خدمت میکنم؛ مهم این است که خدمتگزار باشم. یک سفر اولی با حضور منظم، مصرف درست دارو، نوشتن سیدیها و توجه به آموزشها میتواند در جایگاه خود خدمت کند. یک راهنما، مرزبان، ایجنت یا دیدهبان نیز هرکدام در جایگاه خود خدمت میکنند. تفاوت در شکل خدمت است، نه در ارزش خدمت.
یکی از مهمترین آموزشهایی که کنگره به من داده، این است که دوربین باید همیشه روی خودم باشد. سفری که ما در کنگره طی میکنیم، چه بهعنوان مسافر و چه بهعنوان همسفر، سفری سخت و پرپیچوخم است. اگر رانندهای در جادهای خطرناک لحظهای حواسش از مسیر پرت شود، ممکن است از مسیر خارج شود. در زندگی نیز اگر بهجای نگاه کردن به خود، دائماً مشغول بررسی دیگران و حاشیهها باشم، ممکن است از مسیر اصلی خودم منحرف شوم.

من اگر وارد کنگره شدهام، هدف اصلیام باید رشد خودم و در مرحله بعد، کمک به دیگران باشد. اگر روزی جایگاه برای من تبدیل به هدف شود و تصور کنم که جایگاه، ارزش من را تعیین میکند، در واقع از مسیر اصلی دور شدهام.
حتی در جایگاه دیدهبانی نیز اگر بهجای مسئولیتی که بر عهده من گذاشته شده، صرفاً به حفظ یک عنوان یا جایگاه فکر کنم، شکست خوردهام. جایگاهها ماندگار نیستند؛ چیزی که اهمیت دارد، میزان رشدی است که انسان در مسیر خدمت پیدا میکند.
یکی از آموزشهای مهم در جایگاه دیدهبانی، حفظ تعادل میان کار، خدمت و خانواده است. گاهی ممکن است با افزایش مسئولیت، ضلع خدمت در زندگی بزرگتر شود. اما اگر همزمان ظرفیت و توانمندی خود را افزایش ندهم، این عدم تعادل میتواند در آینده برای من مشکل ایجاد کند.
درمان با روش DST نیز همین مفهوم را به من یاد داده است؛ همانطور که با کاهش تدریجی دارو باید آگاهی و آموزش من افزایش پیدا کند، با افزایش مسئولیت و خدمت نیز باید ظرفیت و توانمندی من بیشتر شود. بنابراین، هرچه مسئولیت بیشتری میپذیرم، باید روی خودم بیشتر کار کنم و سایر اضلاع زندگیام را نیز تقویت کنم.
دیدهبانی برای من فرصتی است تا شعاع دانایی و توانمندی خودم را گسترش بدهم. ممکن است در مسیر خدمت، با ضعفها و حتی بخشهایی از وجود خودم روبهرو شوم که پیش از این آنها را نمیدیدم. این مواجهه شاید گاهی سخت باشد، اما یکی از ارزشمندترین قسمتهای مسیر رشد است.
اگر در جایگاه راهنمایی با مشکلی در رهجو مواجه شوم، اگر در جایگاه مدیریتی با مشکلی روبهرو شوم یا اگر در زندگی با مسئلهای مواجه شوم، اولین سؤال باید این باشد: سهم من در ایجاد یا حل این مسئله چیست؟ آینه را نباید شکست؛ باید خودمان را در آینه ببینیم.
جایگاه دیدهبانی، همانند سایر جایگاههای خدمت، نقطه پایان نیست. اینکه امروز فردی دیدهبان، راهنما یا ایجنت شده است، به این معنا نیست که به انتهای مسیر رسیده است. برعکس، هر جایگاه میتواند آغاز مرحلهای جدید برای شناخت بیشتر خود و خارج کردن ناخالصیهای درونی باشد.
همانطور که الماس در اثر فشار و سختی شکل میگیرد و عناصر ارزشمند در دل زمین و تحت فشارهای فراوان به وجود میآیند، انسان نیز در سختیها میتواند تغییر کند و خالصتر شود. فشارها و دشواریهای مسیر خدمت، اگر درست از آنها استفاده کنیم، میتوانند باعث رشد ما شوند.
در کنگره ۶۰ نقطه توقفی وجود ندارد. آموزشها، ساختارها و حتی روشهای درمانی در طول زمان، با توجه به تجربیات و یافتههای جدید تکامل پیدا میکنند. این جریان و پویایی به ما یاد میدهد که ما نیز باید جاری باشیم و اجازه ندهیم سکون و تعصب، ما را متوقف کند.
از نظر من، یکی از مهمترین پیامهای جایگاه دیدهبانی این است که همیشه جایی برای بهتر شدن وجود دارد.
من امروز اگر در هر جایگاهی قرار دارم، باید از خودم بپرسم: آیا میتوانم بهتر باشم؟ آیا میتوانم پدر بهتری باشم؟ مادر بهتری باشم؟ همسر، دوست، راهنما یا خدمتگزار بهتری باشم؟ این مسیر پایان ندارد.
روزی شاید باور نمیکردم بتوانم مواد مخدر را کنار بگذارم؛ اما آموزش و ساختار کنگره ۶۰ به من کمک کرد که قدمبهقدم حرکت کنم و امروز در جایگاهی قرار بگیرم که بتوانم خدمت کنم. این نیرو و توانایی در وجود همه انسانها هست. کافی است خواست واقعی داشته باشیم و در مسیر درست قرار بگیریم.
از سختیهای مسیر نباید ترسید. ممکن است خسته یا دلتنگ شویم، اما نباید متوقف شویم. باید جاری بمانیم، آموزش ببینیم، خدمت کنیم و هر روز بخشی از ناخالصیهای خود را کنار بگذاریم.
امیدوارم همه ما، فارغ از جایگاه و مسئولیتی که داریم، دوربین را روی خودمان نگه داریم و بدانیم که ارزش واقعی انسان به جایگاه نیست؛ بلکه به میزان رشد، خدمت و تأثیری است که در مسیر زندگی و در خدمت به دیگران ایجاد میکند.
در پایان، از همه عزیزانی که با سکوت و محبت، شنونده این مشارکت بودند، سپاسگزارم.
تصویربردار: مسافر محمد لژیون پنجم
تایپ و ویرایش: مسافر رضا لژیون پانزدهم
ارسال خبر: مسافر حامد لژیون چهاردهم
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
نمایندگی رضوی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1210