هفتمین جلسه از دوره بیست و هشتم کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی دیدهبان محترم مسافر اصغر، نگهبانی ایجنت محترم مسافر صابر و دبیری مسافر عمران با دستور جلسه «هفته دیدهبان» پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، اصغر هستم، یک مسافر.
خدا را شاکرم که توانستم در اینجا حضور پیدا کنم تا از آموزشهای کنگره بهره بگیریم و بتوانیم هم به خودمان و هم به دیگران کمک کنیم. هفته دیدهبان را در رأس به همه عزیزان تبریک میگویم.
همانطور که میدانید، ما چهار هفته برای تشکر و شکرگزاری داریم؛ چون خداوند فرموده است اگر میخواهید از من تشکر کنید، از بندگانم تشکر کنید. در رأس، از خداوندی تشکر میکنیم که ما را با کنگره آشنا کرد. اگر امروز کنگره نبود، نه اصغری وجود داشت و نه شما عزیزان که در اینجا درمان شویم؛ نهتنها درمان، بلکه رفع تمام مشکلات.
وقتی وارد کنگره میشویم، نوشته شده است: «جمعیت احیای انسانی». اگر به این موضوع توجه کنیم، میبینیم که در آن قید نشده است ترک یا درمان؛ یعنی انسان بتواند هم در صور آشکار و هم در صور پنهان احیا شود و صفاتی که با خودش حمل میکرده، تعویض و تغییر کند.
.jpg)
هیچکس در هستی راهی به ما نشان نداده بود که بتوانیم ابتدا درمان شویم و علاوه بر درمان، مشکلاتی را که فکر میکردیم مشکل نیستند، حل کنیم. خیلی از کارهایی را به ظاهر نیک میدانستیم، اما بعد که به کنگره آمدیم، متوجه شدیم عمل درستی نیست. خیلی از کمکهایی که میکردیم نیز کمک درستی نبود.
اصلاً هنر زندگی کردن را بلد نبودیم و نمیتوانستیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. خیلی از طلاقهایی که امروز صورت میگیرد، مربوط به اعتیاد نیست؛ بلکه به این دلیل است که نمیتوانیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
من از تجربه خودم میگویم. ۱۷ سال پیش که به کنگره آمدم، برای مشکل اعتیاد آمده بودم. بعد نگاه کردم و متوجه شدم که واقعاً هیچ چیز بلد نیستم و چیزی نمیدانم. فقط میگفتم: «آقا، تریاک خوب بدهید.» اصلاً نمیدانستم در تریاک چه موادی وجود دارد. کدامیک از ما میدانستیم که تریاک ۲۵ نوع آلکالوئید دارد؟ واقعاً میدانستید؟
فقط میگفتم تریاک بده؛ حالا چه ایرانی و چه افغان. خیلی چیزهایی که امروز و در آینده در کنگره ۶۰ در حال آموزش و یادگیری آن هستیم، اصلاً بلد نبودیم و این جهل ما بود که دائماً ما را به پایینتر میبرد و در حال فرو رفتن بودیم.
ولی به کنگره ۶۰ آمدیم و به لطف خداوند و لطفی که حال خوب شامل ما شد، خداوند آقای مهندس را، این دانشمند بزرگ را، سر راه ما قرار داد.
.jpg)
آیا کنگره ۶۰ از روزی که آمدیم اینگونه بود؟ باید بدانیم و قدیمیها برای جدیدیها بگویند که کنگره ۶۰ چگونه بود و مبدأ آن کجا بود؟
مبدأ آن یک نفر بود که درمان شد و بعد کنگره ۶۰ تأسیس شد و شروع به کار کرد. شروع شدن آن چگونه بود؟ هر NGO یا هر حرکتی که میخواهد تشکیل شود، همانطور که یاد گرفتهایم، یک ضلع آن مسائل مالی است. اما آیا آن روز کنگره پولی داشت؟
در زمان تأسیس کنگره، پولی برای خرید پنیر نداشتند؛ پول نداشتند که یک آش بخرند، جایی برای نشستن نداشتند و بستری برای آموزش وجود نداشت؛ ولی شروع کردند. راهی که شروع کردند، از همه نظر بسیار ناهموار بود.
شما ببینید درباره تریاکی که همین الآن در تمام دنیا به آن ماده مخدر اطلاق میشود و در سیستم پزشکی نیز به عنوان مادهای دارویی شناخته نمیشود، چقدر سخت است که ما بخواهیم به تریاکیها برای درمان، تریاک بدهیم. پذیرش این موضوع برای خود خانوادهها نیز سخت بود.
بهعنوان مثال، من با دوستی که با هم مصرف میکردیم، بعد از دو هفته که به کنگره آمدم، به همسر او گفتم که به کنگره بیاید. وقتی به کنگره آمد، دم در کنگره میخواست مرا کتک بزند!
.jpg)
گفتم: «چرا؟»
گفت: «شوهر من تریاک مصرف میکند و در آن زمان درمان با تریاک بود و شربت وجود نداشت. من میخواهم تریاک نکشد؛ شما میخواهید دوباره به او تریاک بدهید و ۱۱ ماه مصرف کند؟»
پذیرش این موضوع برایش سخت بود. در سیدی «راز بزرگ» نیز درباره سختی پذیرش این موضوع صحبت شده است. اعتقادی که مردم داشتند، تغییر آن بسیار دشوار بود.
خیلی از مسائلی که ما امروز میدانیم، آن زمان وجود نداشت. سیستمی آمد و راهی باز شد؛ راهی بسیار زیبا که نهتنها برای اعتیاد، بلکه برای تمام مشکلات بود. همچون مشکل اضافهوزن. بهعنوان نمونه، من خودم ۵۰ کیلو اضافهوزن را کم کردم.
مگر این مسئله شوخی است؟ خیلی از اشخاص این موضوع را باور نمیکنند و کسانی که خارج از این سیستم هستند، اصلاً قبول ندارند. این کار چقدر راحت در کنگره انجام میشود و در زمان سفر تغذیه سالم، خوردن هیچ چیزی منع نمیشود. این راه را کجا میتوان پیدا کرد؟
اینجا بستری است که شما میآیید و دائماً لذت میبرید و حالتان خوب میشود و بیماری شما را رها میکند؛ مانند صراط مستقیم که خداوند در قرآن میفرماید: در صراط مستقیم به شما آسیبی نمیرسد.
همینجا است. یک مسافر که سه ماه درست سفر کرده، میتواند بگوید کنگره به من آسیب زد و تریاک و شیره را از من گرفت و خمار شدم و حالم خوب نیست؟ به هیچ وجه چنین چیزی وجود ندارد.
.jpg)
یا یک همسفر بلند شود و بگوید وقتی من به کنگره میآیم، چیزی را از دست دادهام. ببینید و کمی فکر کنید. پس معمار بزرگ و دانشمندی که بالای سر ماست، چه طراحی زیبا و مهندسی دقیقی برای ما انجام داده است.
ایشان ابتدا انسان را شناختند و بعد کنگره را تشکیل دادند و نیازهای یک NGO را مشخص کردند؛ اینکه هیچ NGOای نمیتواند بدون پول باشد و در پارک بنشیند. این موارد پایهگذاری شد و اولین کاری که انجام دادند، از خودشان شروع کردند.
امروز ما میوه آن را میخوریم. اینجا راحت نشستهایم، کولر و پنکه کار میکند و مهمترین بیماری دنیا را درمان میکنیم.
مهمترین بیماری؛ یعنی بیماریای که در رأس تمام بیماریها قرار دارد. حالا که همهچیز هست، من کجا باید قرار داشته باشم؟ باید قدر این نعمت را بدانم.
ما در تمام روشهایی که آقای مهندس فرمودند، همیشه میگوییم با نازپروری و نازدرمانی خوب میشویم. بهعنوان نمونه، من امروز که به اینجا آمدم، صبحانه کلهپاچه خوردم، ناهار آبگوشت بزباش، جای شما خالی، صرف شد و نوشابه نیز خوردم.
اما در روشهای دیگر میگویند برنج نخور، این را نخور، آن را نخور. آقایان مسافر، وقتی پله خود را کم میکنید، چه اتفاقی برای شما میافتد؟ ۲۰۰ برابر دینورفین دریافت میکنید.
ببینید، خیلی راحت است. پس وای بر من که همهچیز مهیا باشد و از آن استفاده نکنم یا درست استفاده نکنم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس: مسافر سعید (لژیون پنجم) خدمتگزار سایت
تایپ، تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1071