هشتمین جلسه از دور بیست وهشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 شعبه تخت جمشید شیراز به استادی مسافر اسیستانت دیده بان محترم مسافر،آقای ابراهیم لیراوی و نگهبانی مسافر ابراهیم ودبیری مسافر هادی با دستور جلسه وادی ششم در تاریخ 1405/05/25 رأس ساعت 17 آغازبه کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد،
سپاسگزار خداوند هستم که اجازه داد یک بار دیگه در شعبه تخت جمشید حضور داشته باشم ،و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستم ،که این بستر رو آماده کردن که من و امثال من هم درمان بشویم و هم بتوانیم زندگی کنیم، خوشحالم چهرههای جدیدی را اینجا میبینم من خودم ۵ سال اینجا بودم و الان در شعبه پاسارگاد هم راهنما هستم و هم ایجنت، خوشحالم که امروز راهنماها رو دیدم و همچنین تمامی خدمتگزارها را، و حالم خیلی خوب شد بهشون خسته نباشید میگم هر کس در هر جایگاهی داره خدمت میکنه خداوند بهش برکت رو حتماً خواهد داد ، امروز اینجا هستم جهت دادن شال مرزبانهای جدید و عرض خسته نباشید خدمت مرزبانهای قدیم، دستور جلسه امروز وادی ششم هست ،حکم عقل را در قالب یک فرمانده بزرگ کاملاً به اجرا درآوریم ، که واقعا دستور جلسه قشنگی است ، این وادی نیاز به یکم تفکر داره ،کسی که وادی اول رو گذرونده باشه و به این وادی رسیده باشه میفهمه که اونجایی که گفتن یک معتاد عقل نداره و به بیعقلی معتادها را صدا میزدند درک میکنم که تمام آن جملاتی که میگفتند همه آنها اشتباه بوده ، معتاد و اون مصرف کننده عقل داره اما فرماندهی عقل ازش گرفته شده، انسان وقتی وارد تاریکی میشه اون حکومت و اون پادشاهی را تحویل نفس اماره میده و هر تصمیمی توی زندگیش، را نفس اماره به جاش میگیره، که اگه حتی میخواد بخوابه باید نفس اماره براش تصمیم بگیره میخواد حرکت کنه باید نفس عماره براش تصمیم بگیره ، و خیلی جاها و چیزهای دیگه ، و حتی اگر بخواد درمان هم بشه نفس اماره باید براش تصمیم بگیره ، من کسی رو ندیدم که از اعتیاد خودش خرسند باشه همه دنبال راه حل میگردن، همه اونایی که مواد مصرف میکنند دوست دارند یه روز صبح از خواب بلند بشن و نیازی به مواد نداشته باشند ،فرد مصرف کننده عقل بهش حکم میده ولی فرماندهها و سربازا اون حکم رو اجرا نمیکنند چرا چون تحت حمایت نفس اماره هست ،که اگه انجام بدن نفس اماره باهاشون قطع ارتباط میکنه، تحقیرشون میکنه بهشون توهین میکنه ، مصرف کنندهها بسیار آدمهای با عقلی هستند بسیار آدمهای تیزبینی هستند توی تخصصهای خودشون ، نگاه کنید اونی که دکتره تو کارش بهترینه ،اونی که رنگ کاره بهترینه ، اونی که مکانیکه بهترینه ، اما اون عقل جرات تصمیم گیری رو نداره، ما میایم توی کنگره میگیم کسی که میخواد مواد مصرف کنه اشکال نداره مصرف کنه، ازش سوال میکنیم که چقدرمواد مصرف میکردی، و به میزان اون دارو را براش تجویز میکنیم ، آقای مهندس میگه من یه کار قشنگی که کردم مصرف کنندهها رو تو عالم نعشگی درمان کردم، نفس اماره دستور داده که مواد مصرف کنه ؛ اشکالی نداره مواد مصرف کن ، ۲۰ روز یا ۴۰ روز میگذره اون نفس اماره بهت میگه حالا میخوای چیکار کنی موادرو کم نکن ،حالا ما میایم بدل اون فن رو اجرا میکنیم میگیم بیا یه پله کم کن ببین چی میشه ، یک پله کم میکنیم میبینیم که هیچ اتفاقی نیفتاد و حالمون خیلی بهتره ، به نوعی افراد بیشتری رو میاریم تحت سلطه اون فرماندهای که زورش کم بود ، همینجور ۲۱ روز ۲۱ روز نیروهامونو بیشتر میکنیم تا جایی که دارو صفر میشه اینجا میگیم که دیگه عقل حکم میکنه و من مواد مصرف نمیکنم ، اونجاست که ما نفس اماره رو به زمین میزنیم ، امروز من به عنوان سفر دومی باید بهترین عملکرد را داشته باشم ، میگن که دوتا ملک یا دوتا فرشته درون انسان هست ، یکی انسان را به خوبی دعوت میکنه و اون یکی انسان را به بدیها دعوت میکنه ، اونی که به خوبیها دعوت میکنه صدای وجدان ماست ، و میخواد کوچکترین چیزها را به فرمان عقل اجرا کنه، مثلاً اینکه پشت چراغ قرمز بایست، آشغال روی زمین نینداز ،و اینجا از کارهای کوچیک شروع میکنیم تا به مراحل بالا و بالاتر برسیم، در کنگره اگر یک سفر اولی رو به عنوان نگهبان، راهنما یا ایجنت بزارن به نظرتون چه اتفاقی میافته ،ممکنه بیاد و تصمیمات غلطی رو بگیره ، در کنگره این خدمات رو ذره ذره بر اساس داناییهایی که کسب میکنه بهش میدن، تو وادی ششم یاد میگیریم که هرجا عقل هر دستوری رو داد ما باید همونو به اجرا در بیاوریم، زیرا عقل چون فر ایزدی داره تصمیم اشتباه نمیگیره ،اونی که تصمیم اشتباه میگیره نفس اماره ماست و اگر بخواهیم از اون نفس عماره عبور کنیم حتماً باید آموزش بگیریم و اگر این کاررا کنیم خیلی راحت میتوانیم از مشکلات و گرفتاریها عبور کنیم، دستور جلسه دوم درباره اهدای شال مرزبانی و اجرای پیمانه ،همین جا من از مرزبانهای دوره قبل تقدیر و تشکر میکنم بهشون خسته نباشید وخدا قوت عرض میکنم ،اوایل دوره مرزبانی این عزیزان نزدیک به سه ماه ما با هم همکار بودیم، حرف گوش کن بودن و واقعاً به معنای واقعی خدمت میکردند.و تبریک عرضمیکنم خدمت مرزبانانی که امروز پیمان میبندند و پیمانشون امروز اینجا بسته میشه، اما پیمان واقعی در خلوت خودشون و با خدای خودشون و با وجدان خودشون بسته میشه ،چند روز پیش یک کلیپو نگاه میکردم از این معتادهای کنار خیابون یک نفر اومد و بهش پول داد گفت با این پول برو غذا بگیر مواد تهیه نکن ،یه نگاهی به طرف کرد و گفت باشه ، لحظهای مکث کرد و به درون خودش رفت گفت من نیاز به مواد دارم نمیتونم برم با این پول غذا بگیرم و پول رو بهش پس داد، میخوام بگم اون افرادی که از قشر ما هستند ته اون تاریکی هم که هستند یک وجدانی دارند نمیتونن دروغ بگن ، امروز ما از اون تاریکی اومدیم بیرون و افراد اینجا ما رو به عنوان یک خدمتگزار پذیرفتند و به ما رای دادند، وظیفه من هست به عنوان یک خدمتگزار که از حریم و حرمت تک تک این افراد نگهبانی و حراست کنم، بهشون احترام بزارم، همونجوری که با محبت به من رای دادن ؛ یادم نره روز اولی که وارد کنگره ۶۰ شدم من خودم همیشه لحظه ورودم به کنگره را جلوی چشم هام نگه میدارم, اگر امروز به عنوان یک خدمت گذار به من شال دادن آقا و سرور هیچکس نیستم, من نمیتونم با نوک شمشیرم با کسی حرف بزنم اگر ایرادی را در کسی دیدم فقط گوش زد میکنم, من پذیرفتم که اینجا بیام و کمک کنم به افرادی مانند خودم، اینو هیچ وقت یادم نره باید از وقتم بزنم از زندگیم بزنم از درآمدم بزنم که به دیگران خدمت کنم چون اینو پذیرفتم؛ اگر امروز من به عنوان مرزبان انتخاب شدم باید بهترین خدمات را ارائه بدهم, وقتی میخواهند یه شعبه رو بسنجند و پیشرفت اونو ببینند نمیگن چند تا سفر اولی روی درمان هست، میگن خدمتگزارهاش چه جوری دارن خدمت میکنن راهنماها چه جوری دارن خدمت میکنن مرزبانها چه جوری دارن خدمت میکنند اینا باعث میشه که سفر اولی اینجا ماندگار بشه ، ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.
بارگذاری: مسافر هادی لژیون دهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
122